کوتاه ترین داستان عشقی
آیا با من ازدواج میکنی؟
دختر جواب داد: نه
و از آن پس مرد شاد زیست، به ماهیگیری و شکار رفت، کلی گلف بازی کرد،تمام مسابقات فوتبال را دید و با هرکه دلش خواست رقصید.
تصاویری که مشاهده خواهید کرد، از مناسک حج 125 سال گذشته گرفته شده و تاکنون به ندرت به نمایش گذاشته شده است. این تصاویر فضا و حال و هوای حاکم بر مکه مکرمه آن زمان را به خوبی به تصویر میکشد.
تصاویری که مشاهده میکنید از مناسک حج 125 سال گذشته یعنی سال 1885 میلادی گرفته شده و تاکنون به ندرت به نمایش گذاشته شده است. این تصاویر فضا و حال و هوای حاکم بر مکه مکرمه آن زمان را به خوبی به تصویر میکشد. حال و هوا و فضایی که شاید هم اکنون با توجه به تغییراتی که رژیم سعودی در ساختار تاریخی و اسلامی این شهر انجام داده، دیگر نشانی از آن مشاهده نشود. این تصاویر نادر تاریخی 125 سال پیش «عبد الغفار البغدادی»، چشم پزشک عراقی آنها را در مناسک حج سال 1885 میلادی گرفت و «اسنوک هرگرونجی»، پژوهشگر هلندی پس از جمعآوری این تصاویر، آنها را برای اولینبار در سال 1889 میلادی در اروپا به نمایش گذاشت. حجاج در منی چادرهای حجاج در صحرای عرفات صحرای عرفات نمایی از شهر مکه مکرمه چاپخانهای که عثمانیها در مکه مکرمه بنا کردند استراحت حجاج در مزدلفه کوه عرفات











روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است ... گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است ...
ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج ... که نگاهم نگران ... منتظر آن روز است





پول نیوز، مازیار دانیالی - با پیشرفت فن آوری بخش ساختمان سازی نیز شاهد طرح ها و ایده های نوینی در این زمینه بوده است. پشت بام ها و تراس ها که تا پیش از این بیشتر به عنوان فضاهایی با امکان استفاده محدود شناخته می شدند، امروزه در برخی از ساختمان ها می توانند هرآنچه را که در یک حیاط به کار می رود در خود جای دهند. از این رو دیگر نگاه به عابرین از ارتفاعی بالا و یا گرفتن حمام آفتاب تنها مورد استفاده آنها نبوده و فعالیت هایی از قبیل آشپزی، استراحت، صرف نوشیدنی، تفریح و سرگرمی و یا حتی خوابی راحت می تواند در این مکان ها صورت پذیرد.
قیمت: 7 میلیون 900 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 5 - 7 عدد
Jersey City, New Jersey
قیمت: 2 میلیون و 495 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 3 - 3 عدد

Los Angeles, California
قیمت: 3 میلیون و 195 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 3 - 4 عدد

Hilton Head Island, South Carolina
قیمت: 3 میلیون و 795 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 5 - 7 عدد

Glenbrook, Nevada
قیمت: 12 میلیون و 700 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 4 - 6 عدد

قیمت: 7 میلیون و 800 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 6 - 9 عدد
Belvedere Street, La Jolla, California
قیمت: 3 میلیون و 500 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 4 - 5 عدد

Albuquerque, New Mexico
قیمت: 254 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 2 - 2 عدد

New York, New York
قیمت: 1 میلیون و 950 هزار دلار
تعداد اتاق خواب - حمام: 2 - 2 عدد
هنگامی که در منهتن پیاده روی می کنید نمایی از یک خانه کوچک که بر روی سقف یک آپارتمان جلب توجه می کند. این مکان شبیه یک خانه مستقل بوده اما در واقع قسمت بیرونی پنت هوسی چند طبقه است.

) کلیک کنید و بعد از دانلود پرینت گرفته و استفاده نمایید. در صورتی که فایل ها باز نمی شوند ابتدا نرم افزار PDF Reader را از اینجا دانلود کرده و بعد از نصب از فایل استفاده نمایید.در طراحی سیر مطالعاتی جدید قرآن کریم باید تلاش کرد تا بخشبندی مقرریهای مطالعه –که از آن به عنوان «سهم» نام میبریم- به ساختار و پیوستگی سورهها آسیبی وارد نکند و هر سوره حتیالمقدور در یک «سهم» قرار گیرد.
با توجه به تمامی ملاحظات بالا طرح پیشنهادی ختم قرآن کریم در بیست و نه روز ماه مبارک رمضان به شرح زیر تدوین شده است:


1.چیانگ مای
این شهر در شمال تایلند ودر جایی که مارک فیبر سرمایه گذار مشهور خانه ی خود را در آن ساخته است، قرار دارد.
در حالی که چندین دهه است که جنوب شرقی آسیا درگیر جنگ، نسل کشی، مواد مخدر و بخصوص هروئین و سقوط دولت های مختلف است، این شهر مانند سنگری با ثبات پاقی مانده است و از ارامش خاصی برخوردار است. 
2.تریستان دا کونها
این مجمع الجزایر در جنوب اقیانوس اطلس قرار دارد و دور افتاده ترین مجمع الجزایر در دنیا است. تنها 271 نفر در این جزایر زندگی می کنند و مطئمن باشید که آنها به دنبال جمعیت بیشتری هستند. این جزایر به دلیل شرایط خوبی که برای ماهی گیری دارد، مشهور است. 
3.گوام
در حالی که اقتصاد کنونی این کشور از ثبات خوبی برخوردار نیست ولی به کمک توریسم و کمک های دولتی روی پای خود ایستاده است. 
4.دنور
در زمان جنگ این شهر می تواند امن ترین شهر در امریکا به دلیل وجود کوه ها و وضعیت جغرافیایی به خصوص خود باشد.
این شهر مایل ها از سطح دریا فاصله دارد، بنابراین در مقابل گرم شدن زمین و بالا امدن سطح دریا امن است.
5.برن
سوئیس در طی گذشته خونین اروپا، خود را به عنوان محلی امن به مردم جهان شناسانده است.اما شهر برن یکی از بهترین و امن ترین شهرهای این کشور است.
گفته شده است که نام این شهر از کلمه ی المانی "بارن" که جمع می باشد و به معنی خرس ها است، گرفته شده است.
6.پونکاک جایا
منطقه ای کوهستانی در اندنونزی است که شاید برای زندگی زیاد جالب نباشد اما به یاد داشته باشید در زمانی که جهان به خاطر جنگ و و یا حمله هسته ای و غیره در خطر افتاده است، شما به دنیال جایی برای زنده ماندن هستید.
البته بزرگترین معدن طلا در این شهر می باشد که به معنی آن است که این شهر از نظر پیدا کردن شغل و همچنین تجارت کردن از وضعیت خوبی برخوردار است.
7.کیپ تان
زمانی که شما در افریقایی جنوبی هستید، بدانید که کیپ تان بهترین شهر است. این شهر دارای مناظر بسیاری بی همتا و زیبایی است.
این شهر دومین شهر پرجمعیت افریقای جنوبی است. اگر همه چیز در این دنیا نابود شود، اتفاقی برای این شهر نمی افتد.
شهر کیپ تان از نظر اقتصادی از وضعیت خوبی برخوردار است. اقتصاد این شهر نه به نفوذ خارجی ها وابسته است نه به هیچ چیز دیگر.
8.جزیره نکر
این جزیره ای است که ریچارد براسنون صاحب آن است. مطئمنیم اگر از او برای اقامت در این جزیره اجازه بخواهید، این مرد پذیرای شما در انجل خواهد بود.
این جزیره کوچک جز جزایر ویرجین بریتانیا است. البته باید گفت آقای برانسون فقط توانایی پذایرایی از 298 نفر را دارد. جزایر ویرجین بریتانیا مجمعالجزایری است واقع در دریای کارائیب، بین دریای کارائیب و اقیانوس اطلس شمالی، شرق پورتوریکو و شمال شرق جزایر ویرجین آمریکا.
9.ریو دوژانیرو
وضعیت این شهر از نابودی گذشته است. شما نباید نگران باشید که وضعیت از این هم بدتر شود. مردم این شهر دیگر می دانند چگونه با این وضعیت دست و پنجه نرم کنند.
10.کانزاس
مهم نیست که چه اتفاقی برای امریکا می افتد، هر اتفاقی بیافتد، برای کانزاس مشکلی پیش نمی آید.
این شهر توسط زمین های کشاورزی احاظه شده است. کانزاس ساحل ندارد پس نباید نگران بالا امدن آب باشید.
11.تیرا دل فیوگو
تیرا دل فیوگو مجمع الجزایری است که در جنوب امریکای جنوبی قرار گرفته است. بادهایی که در این شهر می وزد باعث شده است که "تیرا دل فیوگو" از هر گرنه پخش ذارت رادیو اکتیو در هوا در امان بماند.
12.یوکون
این شهر در غرب کانادا قرار دارد. "یوکون" تقریبا پرجمعیت است و اقتصادش به شدت به دولت و توریسم وابسته است. اما اگر شرایط بدی به وجود بیاید جای نستبا خوبی برای ماندن است. این شهر دارای حیات وحشی است که به شما اجازه شکار می دهد.
|
هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه میکرد. هرمزان که یکی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی که هرمزان در نتیجه خیانت یک نفر با وضعی ناامید کننده روبرو شد، نخست در قلعهای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد که هر گاه او را امان دهد، خود را تسلیم وی خواهد کرد. ابوموسی اشعری نیز موافقت کرد از کشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را که در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دکتر صلاحالدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468) پس از اینکه تازیها هرمزان را وارد مدینه کردند، ... لباس رسمی هرمزان را که ردائی از دیبای زربفت بود که تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را که «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی که عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تکلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشهای از مسجد خفته و تازیانهای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش کرد: «پس امیرالمؤمنین کجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشارهای کردند و پاسخ دادند: «مگر نمیبینی، آن امیرالمؤمنین است.» پس از اینکه هرمزان از عمر این قول را گرفت، آب را بر زمین ریخت. عمر نیز ناچار به قول خود وفا کرد و از کشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند |


|
همیشه در بچگی، عیدها قشنگتر هستند و شاید بخشی از آن به علت فلسفه دید و بازدیدها بود.
باشگاه جوانی برنا/ بچه که بودیم، دنیایی داشتیم هزار تو؛ مدرسه میرفتیم، درس را درحال بازی می خواندیم، سر کلاس پِچ پِچ میکردیم و شیطانی از یادمان نمیرفت. همه روز را به همین منوال سپری میکردیم تا ظهر شود و برویم خانه و به کارتونهای نصفه نیمه تلویزیون برسیم. تلویزیونها سیاه و سفید بود و همان رنگ سیاه و سفید هم عالمی داشت برای خودش. بچه که بودیم، با یک شکلات یا آبنبات، آرام میشدیم و با هر کارتونی خوشحال و سر مست. بچه که بودیم همراه با مدرسه موشها، خونه مادربزرگه، گوریل انگوری، سندباد، پینوکیو، پسر شجاع، زبل خان، پلنگ صورتی، بارباپاپا، آقای سکسکه، بامزی و شلمان، ای کیو سان، مسافر کوچولو، لُلِک و بُلِک، چوبین، رامکال و خیلی کارتونهایی که شاید بچههای امروزی حتی اسمشان را نشنیده و ندیدهاند، میخندیدیم و زندگی میکردیم. کارتونهایمان پر بود از قهرمانها و بدجنسهایی که علیه قهرمانها بودند و چهقدر لذت میبردیم از داستانهای خارقالعاده و خالیبندی آنها. بچه که بودیم عیدها هم عالمی داشت برای خودش؛همیشه دوست داشتیم تا عید شود و همه بچههای فامیل را ببینیم، تا جان داشتیم بازی کنیم و کارتون نگاه کنیم. تا روز سیزده به در، هر روز خانه یکی از فامیل ها میرفتیم و اگر آنها بچهای داشتند، حتما اول با او دوست میشدیم و بازی میکردیم. اما حالا دیگر بزرگ شدیم و فقط یاد آن روزها در ذهن و دلمان باقی مانده و با کوچکترین بهانهای به دوران کودکیمان هجوم میبریم. کودکان امروزی دیگر رنگ و بوی کارتونهای زمان ما را درک نمیکنند؛ وقتی برای آنها از حال و هوای آن روزهای جنگ و بمباران و کارتونها تعریف میکنیم، واکنشی نمیبینیم، چون آنها به کارتونهای امروزی، سیا ساکتی، عمو پورنگ و فیتیلهایها عادت کردهاند. ![]() هفته گذشته جشنی برای بچههای دیروز تلویزیون با هدف تجلیل از هنرمندان عرصه کودک و نوجوان، با تقدیر از هنرمندانی چون ژرژ پطرسی، داوود رشیدی، مرضیه برومند، اکبر عبدی، بهرام شاهمحمدلو، راضیه برومند، الهه رضایی، گیتی خامنه، مریم نشیبا، مرتضی احمدی، اسدالله یکتا، مجید قناد، پرویز ربیعی، لاله صبوری، جواد پزشکیان، بهروز بقایی، بیژن بیرنگ و بسیاری از افراد قدیمی و جدیدی که در این عرصه فعالیت کرده و عمر خودشان را گذاشتند، برگزار شد. علاقهمندان بسیاری آمده بودند تا بچههای دیروزشان را از نزدیک ببینند و به دوران کودکیشان بروند تا شاید از مشغلههای روزمرهشان دور باشند. ما هم برای اینکه تجدید خاطرهای با مجریها و شخصیتهای دوران کودکیمان داشته باشیم، با تعدادی از آنها درباره عید نوروز و بچههای دیروز گفتوگو کردیم که متن آن را در زیر میخوانید: ![]() عیدها در بچگی قشنگترند "الهه رضایی" مجری باسابقه برنامههای کودک آن زمانها، در گفتوگو با خبرنگار برنا درباره تفاوت عیدهای نوروز زمانهای قدیم با الان میگوید: همیشه در بچگی، عیدها قشنگتر هستند و شاید بخشی از آن به علت فلسفه دید و بازدیدها بود؛ چون دید و بازدیدها در گذشته از زمان حال بیشتر بود. همچنین به دلیل زیاد شدن مشغله افراد، خیلیها دلشان میخواهد در ایام نوروز به عنوان استراحت، به سفر بروند. دید و بازدید نوروزی برایم در زمان کودکی که گذر زمان را احساس نمیکردم، خوب و به یاد ماندنی بود. مجریهای آن زمان را با توجه به اینکه تعدادشان زیاد نبوده، به یاد ندارد؛ برنامهها و کارتونهایی نظیر بچههای مدرسه والت، باخانمان، ایکیو سان و گوریل انگوری را بسیار دوست دارد. درباره اینکه وقتی برنامههای قدیمی را میبیند، چه حسی دارد؟ می گوید: وقتی کارتونهایی مثل تنسی تاکسیدو و گوریل انگوری را میبینم، به زمان اوایل نوجوانیام میروم و چون خیلی دوستداشتنی بود، حس خوبی به من دست میدهد. رضایی در ادامه میافزاید: هفتاد هشتاد درصد از افرادی که در خیابان میبینم، میگویند "شما ما را به دوران بچگی میبرید و ما با شما بزرگ شدیم"؛ اینها حرفهایی است که زیاد میشنوم و در حق امثال من لطف دارند. ![]() عیدی قناد به همه بچههای ایران "مجید قناد" تهیهکننده و برنامه ساز قدیمی کودکان و مجری برنامه از "مدرسه تا مدرسه"، در گفتوگویی با خبرنگار برنا حساش را در مورد برنامههای قدیمی این طور بیان میکند: مسلما یاد خاطرات گذشته میافتم و به همین دلیل هم اشکم در آن جشن سرازیر شد، چون ما مجریها و برنامهسازها، دقیقا مثل بچهها هستیم و با بچهها میخندیم و گریه میکنیم. "بلفی و لیلیبیت"، "پلنگ صورتی" و "تام و جری" از جمله کارتونهایی است که یادش مانده و اسم آنها را به زبان میآورد. از او درباره برنامههای نوروزی که اجرا کرده و اینکه در آن زمان چه حسی دارد، پرسیدیم که میگوید: سالهای بسیاری از جمله سال گذشته در ایام نوروز در حال ضبط و تولید برنامه بودیم. هر کسی به بچههایش در نوروز، عیدی میدهد و من هم خوشحالم که به این شکل میتوانم به همه بچههای ایران، در دورترین نقاط عیدی بدهم. قناد، عیدهای قدیم را با عیدهای جدید خیلی متفاوت میداند و ادامه میدهد: عیدهای قدیم موبایلی وجود نداشت که عید را تبریک بگویند و بنابراین حتما همدیگر را حتی کوتاه میدیدند، اما متأسفانه امروز فاصلهها زیاد شده و دید و بازدید دیگر معنا ندارد. بعضی از هنرمندانی که دوست داشتیم صحبتهای آنها را در این گزارش قرار دهیم، جوابمان را نداند، ولی چون دوست داشتیم اسم آنها را بیاوریم تا نوستالوژی کودکیمان کامل شود، قسمتی از صحبتهایشان را در جشن بچههای دیروز نقل میکنیم. مرضیه برومند، مرتضی احمدی، شمسی فضلاللهی، اکبر عبدی و داوود رشیدی از جمله پیشکسوتان هنری بچههای دیروز بودند که حاضر به صحبت نشدند ولی بخشی از صحبتهای آنها در جشن بچههای دیروز را نقل میکنیم: "گیتی خامنه" گفت: مردم همیشه ما را میبینند، اما همکاران زیادی از ما در پشت صحنه فعالیت میکنند که زحماتشان را نباید نادیده گرفت. ما هر چه داریم از مردم داریم. ![]() "مرتضی احمدی" با اشاره به اینکه خاطرات زیادی از کارتون پینوکیو دارد، بیان کرد: همه چیز برای بچههای امروز است. من 86 سال دارم که 70 سال در خدمت شما مردم عزیز بودم. البته من کوچک هستم و هنرمندان بودند که من را به جمع خودشان راه دادند. "مرضیه برومند" میگوید: من هر روز که میگذرد بیشتر پی به اهمیت حرفهام میبرم و احساس میکنم بار مسوولیت سنگینی بر دوشم است، به همین دلیل باید در کارمان دقت کنیم. من از همکارانم میخواهم که بیشتر مواظب باشند و سعی کنند روز به روز برنامههای بهتری بسازنند. ![]() "اکبر عبدی" هم یادی از استاد رضا ژیان کرد و گفت: من در سریال "بازم مدرسهام دیر شد"، 26 یا 27 سال داشتم و برای بازی در هر قسمت 1000 تومان میگرفتم. در مجموع برای این سریال 15 قسمتی 15000 تومان باید دستمزد میگرفتم که البته 3000 هزار تومان از دستمزدم را کارگردان خورد! |
نواجنوب: گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران که سه سال قبل در اقدامی مغرورانه و با این ادعا که سینمای ایران برای او کوچک است از ایران مهاجرت کرده بود، پس از ماهها این در و آن در زدن در هالیوود و پیدا نکردن پروژه ای در خور توجه برای کار به تازگی به یکی از نزدیکان خود در ایران سپرده است که اگر می توانند راهی برای بازگشت مجدد وی به وطن پیدا کنند!
به جز این گلشیفته به تازگی گفتگویی را هم انجام داده و در این گفتگو هم تا توانسته کوشیده از علاقه وافر خود برای بازگشت به وطن سخن گفته و این مساله را اظهار کرده که تمام فکر و ذکرش، بازگشت به وطن و حضور در سینمای ایران است!
بدون شک آنچه التماسهای شفاهی گلشیفته و تقلاهای وی برای حضور مجدد در ایران را موجب شده این است که این بازیگر از حضور طولانی مدت در آن سوی آبها هیچ چیزی عایدش نشده و آن قدر سرش خلوت شده که گاهی خودش با لابی هایی که در چند رسانه فارسی زبان آن سوی آب دارد، گفتگوهایی با این رسانه ها ترتیب داده و بدین طریق می کوشد شهرتی را که کم کم در حال پیوستن به خاطره است بازیابد.
در این شرایط کمترین انتظاری که مخاطبان ایرانی از گلشیفته دارند این است که به طور مستقیم از حضور بدون رعایت موازین اسلامی در آثاری همچون «پیکره دورویی ها» عذرخواهی کرده و بعد از آن برای حضور دوباره در سینمای ایران پیغام بفرستد. واقعیت اینجاست که گلشیفته هر چه داشت از سینمای ایران و فیلمسازانی بود که سالها کوشیدند سینمایی پالوده و سالم یعنی برخلاف آنچه سینمای طاغوت معرف آن بود را به عنوان سینمای جمهوری اسلامی به جهانیان عرضه کنند.
گلشیفته فراهانی اگر تصمیم به بازگشت به وطن گرفته باید کاملا صادقانه رفتار کرده و به صراحت بر این مساله تاکید کند که هر چه دارد از سینمای ایران و هموطنانی است که با حمایت از سینماگران، صنعت سینمای ایران را سرپا نگه داشته اند. این تنها راه نجات هنرمندی است که روزی گمان می کرد با برداشتن حجاب در یک فیلم هالیوودی خواهد توانست در حد و اندازه های سوپراستارهای سینمای هالیوود مطرح شود اما زهی خیال باطل که هالیوود شرافت بسیاری از بازیگران و به خصوص بازیگران زن خود را گرفته و پس از مدتی کوتاه به مانند تفاله آنها را به گوشه ای انداخته است!


لحظه تحویل سال نو شمسی
ایران: ساعت ۰۲:۵۰:۴۵ , صبح دوشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۰
****
***
**
*
ساعت تحویل سال در سایر کشور ها
Abu Dhabi Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM Jakarta Friday March 20, 2010, 18:43:39
PM
Amsterdam Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Jerusalem Friday March 20, 2010
,
12:43:39 AM
Ankara Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM Lisbon Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM
Atlanta Friday March 20, 2010, 05:43:39 AM Madrid Friday March 20, 2010, 12:43:39 PM
Baghdad Friday March 20, 2010, 14:43:39 PM Nairubi Friday March 20, 2010, 14:43:39 AM
Bangkok Friday March 20, 2010, 18:43:39 PM Melbourne Friday March 20, 2010, 22:43:39
PM
Barcelona Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Montreal Friday March 20, 2010, 06:43:39
AM
Beijing Friday March 20, 2010, 19:43:39 PM Moscow Friday March 20, 2010, 14:43:39 PM
Beirut Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM New Delhi Friday March 20, 2010, 17:43:39 PM
Berlin Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Ottawa Friday March 20, 2010, 06:43:39 AM
Chicago Friday March 20, 2010, 05:43:39 AM Tokyo Friday March 20, 2010, 20:43:39 AM
Copenhagen Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Toronto Friday March 20, 2010,
07 43 39 AM
Frankfurt Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Vancouver Friday March 20, 2010, 03:43:39
AM
Geneva Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Washington DC Friday March 20, 2010,
05:43:39 AM

بـیامد شاهد شیرین نوروز / بنازم سفره ای هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل / بریزد اشـک مشک آگین نوروز . . .
.
امیدوارم تو سال جدید موتور آرزو هات پنچر نشه !
عید ۹۰ مبارک
.
.
.
بـهاران فیض دیگر دارد امسال / هوایش مشک و عنبردارد امسال
عـــــروس قله ای پا میر و بابا / بدامن لعل و گوهر دارد امسال . . .
.
.
.
خودت گفتی وعده در بهار است / بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هر کسی عید است و نوروز / بهار عاشقان دیدار یار است . . .
.
.
.
چهار دعای برتر لحظه تحویل سال / اول دعا برای ظهور آن بی مثال
دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال / سوم رسیدن ما به قله های کمال
چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . . .
.
.
.
عید حقیقی را کسانی درک میکنند که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر
به آینده لبخند بزنند . . .
.
.
.
خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال
از گذشته خود افسوس نخورند . . .
.
.
.
آنان که هر روز تدارک اردوی آسمانی میبینند ، پر شکوهترین اوقات فراغت را دارند
پرشکوه ترین تعطیلات نصیبتان باد . . .
.
.
.
سعادت ، سخاوت ، سربلندی ، سروری ، سلامتی ، و سرور
که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوست عزیز آرزومندم . . .
.
.
.
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را
نوروز ۹۰ بر شما مبارک . . .
.
.
.
به علت نبود چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک میگوئیم !
از طرف انجمن اس ام اس باز ها !!!
.
.
.
نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .
.
.
.
خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!
.
.
.
میخوام هفت سین عید رو با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی ها یت دوستت دارم . . .
.
.
.
بهار بهترین بهانه برای زیستن
آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک . . .
.
.
.
میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم میخوره
پس سال نو مبارک !!!
.
.
.
امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم
یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت
سال ۹۰ میان سراغت !
.
.
.
سلام ، نزدیک عیده ، توی خونه تکونی دلت ما رو بیرون نکنی با معرفت !
.
.
.
عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !
امضاء حاجی فیروز !!!
.
.
.
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم
هر روزتان نوروز . . .
.
.
.
تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!
.
.
.
باز کن پنجره را ، که بهاران آمد / که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد
سال نو مبارک . . .
.
.
.
بهار با گلهایش ، و سال نو با امید هایش
این عید با امیدهایش بر تو ای عزیز ترینم مبارک . . .
| Click this bar to view the original image of 852x578px and 69KB. |

Click this bar to view the original image of 1024x768px and 202KB.
نوروز، اگرچه روز نو سال است، روز كهنه قرنهاست. پيري فرتوت است كه سالي يكبار جامهي جواني ميپوشاند، تا بشكرانهي آنكه روزگاري چنين دراز بسر برده و با اين همه دمسردي ِزمانه تاب آورده است، چند روزي شادي كند. از اينجاست كه شكوه پيران و نشاطِ جوانان در اوست. پير نوروز يادها در سر دارد. از آن كرانه زمان ميآيد، از آنجا كه نشانش پيدا نيست. دراين راه دراز رنجها ديده و تلخيها چشيده است، اما هنوز شاد و اميدوار است. جامههاي رنگارنگ پوشيده است، اما از آن همه يك رنگ بيشتر آشكار نيست، و آن رنگِ ايران است.
دربارهي خُلق و خوي ايراني بسيار سخن گفتهاند. هر ملتي عيبهايي دارد. در حق ايرانيان ميگويند كه قومي خو پذيرند و هر روز به مقتضاي زمانه به رنگي در ميآيند. با زمانه نميستيزند، بلكه ميسازند. رسم و آيين ِهر بيگانهاي را ميپذيرند و شيوهي ديرين ِخود را زود فراموش ميكنند. بعضي از نويسندگان اين صفت را هنري دانسته و راز بقاي ايران را در آن جستهاند. من نميدانم كه اين صفت عيب است يا هنر است، اما در قبول ِ اين نسبت ترديد و تأملي دارم.
از روزي كه پدران ِما به اين سرزمين آمدهاند و نام خانواده و نژاد خود را به آن دادهاند، گويي سرنوشتي تلخ و دشوار براي ايشان مقرر شده بود. تقدير چنان بود كه اين قوم نگهبان ِفروغ ِايزدي يعني دانش و فرهنگ باشند. ميان ِجهان ِروشني كه فرهنگ و تمدن در آن پرورش مييافت و عالم تيرگي، كه در آن كين و ستيز ميروييد، سدي شود و نيروي ِيزدان را از گزندِ اهريمن نگهدارد. پدران ِما، از همان آغاز كار، وظيفهي سترگِ خود را دريافتند.
زرتشت از ميان ِگروه برخاست و ماموريتِ قوم ايراني را درست و روشن معين كرد. فرمود كه بايد بياري يزدان با اهريمن بجنگد تا آنگاه كه آن دشمن بد كنش از پا درآيد. ايراني بار گران ِاين امانت را بدوش كشيد. پيكاري بزرگ بود. فرِ كيان، فرِ مزداآفريد، آن فر نيرومندِ ناگرفتني را به او سپرده بودند. فري كه اهريمن ميكوشيد تا بر آن دست يابد. گاهي فرستادهي اهريمن دليري ميكرد و پيش ميتاخت تا فر را بربايد. اما خود را با پهلوان روبرو مييافت و غريو دليرانهي او به گوشش ميرسيد. اهريمن گامي واپس مينهاد. پهلوان دلير و سهمگين بود. گاهي پيش ميخراميد و ميانديشيد كه ديگر فر از آن ِاوست. آنگاه اهريمن شبيخون ميآورد و نعرهي او در دشت ميپيچيد. پهلوان درنگ ميكرد و اهريمن سهمگين بود.
در اين پيكار روزگارها گذشت و داستان ِاين زد و خورد افسانه شد و بر زبان ها روان گشت. اما هنوز نبرد دوام داشت. پهلوان سالخورده شد، فرتوت شد، نيروي تنش سستي گرفت، اما دل و جانش جوان ماند. هنوز اهريمن از نهيب ِاو بيمناك است، هنوز پهلوان دلير و سهمگين است. اين همان پهلوان است، كه هر سال جامهي رنگ رنگِ نوروز ميپوشد و به يادِ روزگار جواني، شادي ميكند.
اگر بر ما ايرانيان ِاين روزگار عيبي بايد گرفت اين است كه تاريخ ِخود را درست نميشناسيم. دربارهي آنچه بر ماگذشته است، هر چه را كه ديگران را گفتهاند و ميگويند، طوطي وار تكرار ميكنيم . كمتر ملتي را در جهان ميتوان يافت، كه عمري چنين دراز را بسر آورده و با حوادثي چنين بزرگ روبرو شده و تغييراتي چنين عظيم در زندگياش روي داده باشد و پيوسته، در همه حال، خود را به ياد داشته باشد، و دمي از گذشته و حال و آيندهي خويش غافل نشود.
اين جشن ِنوروز، كه دو سه هزار سال است با همهي آداب و رسوم در اين سرزمين باقي و برقرار است، مگر نشاني از ثبات و پايداري ِايرانيان در نگهداشتن ِآيين ِملي خود نيست ؟
نوروز يكي از نشانههاي مليتِ ماست. نوروز يكي از روزهاي تجلي ِروح ِايراني است.
نوروز برهان ِاين دعوي است كه ايران با همهي سالخوردگي هنوز جوان و نيرومند است.
در اين روز بايد دعا كنيم. همان دعا كه سه هزار سال پيش از اين زرتشت كرد :
« منش ِ بد شكست بيابد.
منش ِ نيكو پيروز شود.
دروغ شكست بيابد.
راستي بر آن پيروز شود.
اهريمن ِ بد كنش ناتوان شود و رو به گريز نهد.
و نوروز بر همه ايرانيان فرخنده و خرم باشد.»
با سلامي به صفاي نسيم بامدادي
همراه با لطافت شكوفه هاي بهاري
فرا رسيدن نوروز باستاني و آغاز سال ۱۳۹۰ خورشيدي را پيشاپيش تبريك مي گويم.
اين هماهنگي در نظم زمين و خورشيد، سامانه ي جانداران زميني را به سوي تولدي ديگر مي برد. اميد است آغاز بهار براي شما عزيزان با تولدي ديگر در شكوفايي تراوشات فكري و تحولي سرنوشت ساز همراه باشد. آرزومندم پرتو اين تحول با پرتوهاي آفتاب هماهنگ گردد و سالي پربار در پيش داشته باشيد.
* مهدي دانشرفتار
* رضا كرمرضايي
* محمود بنفشهخواه
* كيومرث ملكمطيعي
* حميده خيرآبادي
* نعمت حقيقي
* علي اصغر اوجاني
* محمد رضا اعلامي
* محمود بهرامي
محمد باقر آشتياني
* فرامرز فرازمند
* مهين شهابي
*رضا خندان
* منوچهر حقانيپرست
* معصومه اسكندري
* محمد رازدشت
* اسماعيل رياحي
* مهدي آرياننژاد
* حسين باغي
* محسن يوسفبيك
* عباس اميري
* مهري وداديان
امیدسلیمی بنی: سختگیریها برای جمع آوری ماهواره ها این روزها افزایش یافته، این یعنی تمام اقدامات الکترونیک که گفته می شد برای مقابله با امواج ماهواره ای انجام شده، بی تاثیر بوده و پلیس ترجیح می دهد دوباره برای جمع کردن دیشها و ریسیورها، به خانه مردم برود. هر چند پلیس ترجیح می دهد بگوید هیچ سختگیری جدیدی در کار نیست و دارد قانون مصوب سال 73 را اجرا می کند که در ماده 2 آن تصریح شده "وزارت کشور موظف است با استفاده از نیروهای انتظامی و یا نیروی مقاومت بسیج در اسرع وقت نسبت به جمعآوری تجهیزات دریافتاز ماهواره اقدام نماید."
با این حال، برخی مطالعات جامعه نشان می دهد در تهران، نزدیک به نیمی از خانواده ها، مشتری پر و پاقرص ماهواره ها هستند. تحقیقات سال جاری که توسط صدا و سیما انجام شده نشان می دهد سالانه 10 درصد از جمعیت تهران، به استفاده کنندگان از تجهیزات ماهواره ای می پیوندند و چندان باکی از ماده 9 قانون منع استفاده از ماهواره که می گوید استفادهکنندگان، علاوه بر ضبط و مصادره اموال مکشوفه به مجازات نقدی از یک میلیون تا سه میلیون ریال محکوم میگردند، ندارند. نتایج تحقیقات صدا و سیما نشان می دهد بیشتر افرادی که ماهواره نگاه می کنند، ترجیح می دهند از شبکه های فارسی زبان استفاده کنند .
سنتیها: مخالفان سنتی ماهواره
بستر قانونی مقابله با تجهیزات دریافت ماهواره، در سال 73 شکل گرفت و از آن روز تاکنون، برخوردهای قهرآمیز با این وسیله ارتباطی، جزء وظایف ضابطان دادگاه بوده، ولی سئوال اینجاست که با وجود گذشت نزدیک به 18 سال از تصویب و اجرای این قانون، آیا بینندگان ماهواره کم شده اند؟
به نظر می رسد طیف سنتی تر جامعه، بیشترین مخالفت را نسبت به این پدیده ارتباطی دارد. از برخی مراجع که در فتاوای خود، با استفاده از این وسیله را جایز ندانسته اند تا برخی استادان دانشگاه و نمایندگان مجلس که مشکلاتی مانند طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و آسیبهای اجتماعی مثل خشونتهای خانوادگی و خیابانی را زیر سر رسیورها می بینند.
با این همه، در مجلس هفتم، برخی از نمایندگان با ارائه طرحی، خواستار بازنگری در قوانین مربوط به ماهواره شدند که با مخالفت فراوان شورای نگهبان روبرو شد و پس از بازگشت به صحن علنی، از دستور کار خارج شد.
جایی که قانون، از تحولات عقب می مانند
قانون مصوب سال 73 با این فرض بنیان گذاشته شده بود که در مقابل اشاعه ماهواره در جامعه را بگیرد، ولی افزایش 10 درصدی سالانه استفاده از این وسیله، فرض مزبور را عملا باطل کرده استم. تحقیقات صدا و سیما نشان می دهد به طور متوسط، استفاده کنندگان از ماهواره، 125 دقیقه در روز، پای گیرنده های خود می نشینند و بیشتر تمایل به دلیل فیلم، سریال و کلیپهای موسیقی دارند.
اگر فرض را بر تطبیق نسبی این تحقیقات با واقعیات جامعه در نظر گرفت، می توان این چنین نتیجه گیری کرد که قانون منع استفاده از ماهواره، با واقعیات جامعه فاصله گرفته است. از طرف دیگر، به نظر می رسد برخی دغدغه های امنیتی و سیاسی، باعث می شود نمایندگان مجلس، تمایلی برای تغییر در شکل و ساختار بستر حقوقی ممنوعیت ماهواره، نداشته باشند، زیرا با توجه به اتفاقات سال گذشته و انتهای امسال، به نظر می رسد پیامهای مخالفان نظام، از طریق این وسیله و همچنین بسترهای تبادل اطلاعات مانند اینترنت، به گوش برخی از ساکنان داخل کشور می رسد.
اکنون می طلبد سیاستگذاران و به خصوص نمایندگان مجلس با یافته راهکاری به جز برخوردهای سخت افزاری پلیسی، رفتار شهروندان را به سمت و سوی عدم استفاده از ماهواره هدایت کنند، چون با وجود جریمه 300 هزار تومانی و منع قانونی حضور پلیس در حریم خصوصی افراد و خانه ها برای جمع آوری تجهیزات دریافت ماهواره، به نظر نمی رسد استقبال مردم از ماهواره، کم شود.
در جدول زیر برخی از اظهارات اشخاص و چهره ها و موضع آنها درباره استفاده از ماهواره جمع آوری شده است.
|
نام |
سمت/عنوان |
موضع |
خلاصه اظهارات |
|
سایت رسمی مقام معظم رهبری |
- |
- |
متن پاسخ به استفتاء: دستگاه آنتن ماهوارهاى از این جهت که صرفا وسیلهاى براى دریافت برنامههاى تلویزیونى است که هم برنامههاى حلال دارد و هم برنامههاى حرام، حکم آلات مشترک را دارد. لذا خرید و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفادههاى حلال جایز است. ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامههاى حرام را کاملا فراهم مىکند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمىکند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانهاش مفسدهاى هم مترتّب نمىشود. لکن اگر قانونى در این مورد وجود داشته باشد باید مراعات گردد. |
|
آیتالله مکارم شیرازی |
مرجع تقلید |
موافق |
ماهواره از جمله رسانههایی است که میتوان از آن در نشر فرهنگ اسلام بهره برد. ماهواره «ولایت» که به همت جمعی از فضلا و بزرگان حوزه راه اندازی شد کار بسیار ارزشمند و قابل تقدیری است. دلیلی ندارد که این امکانات در اختیار دیگران باشد و ما آن را در اختیار نداشته باشیم. باید از تمام وسایل روز، به نفع پیشرفت اسلام و مکتب اهلبیت(ع) استفاده کنیم؛ بنابراین لازم است هر وسیله ارتباطی به هر صورتی که باشد را در اختیار بگیریم، نکند مخالفان ما از آن استفاده نمایند و ما استفاده نکنیم. رسانههای تصویری هم تأثیر گذار هستند؛ بنابراین باید به صورت مثبت از آن استفاده کنیم و صدا و سیما هم به فکر این است که از حوزویان برای پیشرفت این مساله استفاده کند. |
|
آیت الله محی الدین حائری شیرازی
|
عضو مجلس خبرگان رهبری
|
مخالف |
ما در کشورمان فیلمساز خوبی نداریم که حریف برنامههای این ماهوارهها و اینترنت شود و این همانند بازی فوتبال است که ما ابتداییترین بازی فوتبال را داریم ولی آنها در این ورزش به صورت حرفهای کار میکنند. |
|
آیت الله صافی گلپایگانی
|
مرجع تقلید |
مخالف |
در مورد استفاده از ماهواره ها و سایت های خبری که در واقع شبکه های بیگانه آن ها را ترتیب داده و بر جوامع اسلامی مسلط کرده اند، باید گفت چون غالباً اطلاعات آنها مسموم است و اگر خبر صحیحی هم در دسترس بینندگان شان و مخاطبانشان قرار دهند، در راستای اهداف استعماری و گمراه کردن (مردم) و ایجاد فتنه و تفرق است. به همین خاطر استفاده از چنین شبکه هایی جایز نیست. |
|
اسماعیل احمدی مقدم
|
فرمانده نیروی انتظامی
|
مجری قانونیم |
در گذشته نیروی انتظامی به تنهایی در میدان بود اما امروز خوشبختانه نهادیهای دیگری هم که در این مهم وظیفه دراند چه در برخورد سلبی با مفاسد چه در برخورد ایجابی در امر معروف و فرهنگ سازی (وزارتخانهها، صدا و سیما) در این عرصه فعال شدند. وظیفه قانونی ما تغییری نکرده و ما همچنان اجرای قانون ممنوعیت استفاده از تجهیزات ماهوارهای را تعقیب میکنیم و همه مردم و دستگاه ها باید تابع قانون باشند. عمده آن چیزی که الآن در دستور کار است، تجری از قانون و کسانی که علناً از این تجهیزات استفاده میکنند در اولویت برخورد است و هیچ زمانی هم این کار تعطیل نشده و هیچ ربطی هم به الآن ندارد و این یک روال دائمی داشته که این روال ادامه دارد.این نیرو در صورت مشاهده جرائم مشهود با متخلفان که دیش های خود را در معرض دید قرار داده باشند، برخورد قانونی می کند. پلیس در مقابل جرایم مشهود برابر قانون اقدام می کند ولی در موضوع جمعآوری ماهوارهها وارد حریم خصوصی مردم نمی شود. ماموران پلیس در صورت مشاهده دیش های ماهواره روی بام های مجتمع های مسکونی برای جمع آوری آنها به مدیران مجتمع تذکر میدهند. رسانه ملی باید در اطلاع رسانی اعتماد مردم را جلب کند تا گرایش به رسانههای بیگانه کم شود. |
|
محمد حسینی
|
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
|
ممتنع |
موضوع ماهواره در اختیار وزارت ارشاد نیست و مراجع خاصی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی باید این مساله را بررسی کنند. ماهواره شبکه های دارد که چه از نظر سیاسی وچه از لحاظ اخلاقی ، مروج دنبال کننده اهداف خودشان هستند. اینکه الان مجوز داشتن دیش ماهواره داده نمی شودبه خاطر ان آثار مخرب است که دارد. |
|
محمدرضا نقدی |
رئیس سازمان بسیج مستضعفین
|
مخالف |
3 هزار شبکه ماهوارهای علیه ملت ایران تبلیغات منفی و انحرافی میکنند. دشمنان ما با تمام نیرو جوانان ما را مورد هدف قرار دادند و با پخش برنامههای ماهوارهای سعی در انحراف اعتقادات و دین ما را دارند ولی بدانند در برابر اقتدار و عزت ایران اسلامی و وحدت و همدلی رزمندگان ما شکست خوردهاند. |
|
عزت الله ضرغامی
|
رئیس سازمان صدا و سیما
|
مخالف |
30 درصد مردم در کشور ماهواره دارند و با توجه به تولیدات متنوع در عرصه فیلم و سریال، گرایش به بی بی سی فارسی و VOA در سطح قابل توجهی به سمت شبکه های فیلم و سریال تغییر پیدا کرده است. 10 شبکه ماهواره ای برای پخش فیلم و سریال فارسی خبر داد و در عین حال این سطح فعالیت ماهواره های بیگانه در زمینه فیلم و سریال فارسی را مهم نیست. مهم این است که اگر درصد مردمی که ماهواره دارند نیز افزایش پیدا کند کسی که در خانه اش ماهواره دارد در ساعات پربیننده، ماهواره را خاموش کند و برنامه های جمهوری اسلامی را ببیند. |
|
حمید بقایی |
معاون رییس جمهور |
ممتنع |
هیچ وقت شبکههای فارسی زبان ماهواره را ندیدهام. برنامه های تلویزیون فارسی بی بی سی را یکی دو بار در جلسات دولتی دیدم ، ولی برای این ها وقت نمی گذارم. |
|
مرتضی مقتدایی |
مدیر حوزههای علمیه
|
مخالف |
امروز شاهد ظهور عرفانهای کاذب و شبهه افکنی از طریق سایتها و ماهوارهها هستیم به طوری که برنامههای 3 هزار ماهواره ضد شیعی که همه آنها روی مسئله امامت و مهدویت فعالیت میکنند، در ایران قابل دریافت است. |
|
بهمن کارگر
|
معاون اجتماعی نیروی انتظامی |
مخالف |
ماهواره همانند مواد مخدر عمل می کند. نیروی انتظامی در صورت مشاهده خرید و فروش ماهواره به شدت برخورد خواهد کرد. ماهواره ها شیرازه خانواده ها را از درون سست و کانون خانواده را متزلزل می کند. اگر خانواده ها مواد مخدر را به لحاظ آسیب ها محکوم کرده و جرم می دانند ماهواره هم جرم است، از خانواده ها می خواهم تا در امر مبارزه با ماهواره بیشترین کمک را داشته باشند. |
|
مهدی کلهر |
مشاور سابق اطلاع رسانی رئیس جمهور
|
موافق |
من با تلویزیون دولتی، سانسور و ممنوعیت ماهواره مخالفم. اصولا بی بی سی شناخت فرهنگی اش از کل جهان بسیار دقیق تر و کم عارضه تر از دیگر رسانه هاست و به همین دلیل برای دیالوگ با فرهنگ ها می داند چه چیزی را باید بگوید. بی بی سی در این زمینه از صدای آمریکا جلوتر است. این یکی از ویژگی های رسانه های حرفه ای است. |
|
حسن عباسی
|
رئیس مرکز موسوم به بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز |
مخالف |
پیام اصلی سریالهای ماهوارهای ایجاد مناسبات عاطفی نامشروع بین نسلی و ذائقهسازی برای عدم وفاداری به خانواده مبتنی بر تولید هیجان در این فیلمها و سریالها است. |
|
مهدی شریفی |
رئیس مرکز واحد مونیتورینگ صدا و سیما
|
مخالف |
شبکه هایی مانند ایران موزیک و مهاجر و pmc و....را تاسیس کردند که در حال حاضر به 37 شبکه بالغ می شود که حس موسیقیایی جوان را به سمت شعر های مبتذل هدایت کرده و تازه برای پخش آن در شبکه ماهواره ای از جوانان پول هم می گرفتند که با این کار ضمن پس انداز پولی که می بایست برای تامین برنامه پرداخت کنند، با پول های پرداختی توسط صاحبان اثرهای موسیقیایی ، خود را تقویت می کنند. در مدل شبکه های مذهبی نیز این امر مصداق دارد. به جای اینکه شبکه متحمل هزینه های سنگین و سرسام آور تولید و تامین برنامه شود با یک ترفند مکارانه افراد و ابزار را در مساجد و تکایای ما به کار گرفته است. برخی از این شبکه ها با جریان انجمن حجتیه در ارتباط هستند و این نکته ای است که مردم هوشمند ما نباید از آن غفلت کنند و باید به آموزه های صحیحی که از طریق نهادهای فرهنگی و مذهبی و مراجع محترم تقلید ارائه می شود، اجرا کنند. |
|
محمد حسن نبوی
|
معاون تبلیغ حوزه های عملیه |
مخالف |
اخیراً شبکهای ماهوارهای به نام دفاع از شیعه و گسترش معارف اهل بیت(ع) راهاندازی شد که پس از فاش شدن اسناد آن، مشخص گردید که آمریکاییها در پشت پرده آن قرار دارند. |
|
محمد رضا محسنی ثانی
|
نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس |
مخالف |
دلیل افزایش طلاق در کشور تاثیر مفاسدی است که توسط رسانه ها و شبکه های غربی ترویج می شود.عوامل مختلفی در ایجاد چنین پدیده های اجتماعی نقش دارند و با توجه به اینکه روز به روز این عوامل تشدید می شود نرخ طلاق روند رو به فزونی دارد. |
|
جلال یحیی زاده
|
عضو کمیسیون فرهنگی در مجلس
|
موافق |
کمیسیون آمادگی آن را دارد که استفاده از ماهواره را به سمت و سوی قانون جدیدی هدایت کند. اما در عین حال در وضع کردن قانون استفاده از ماهواره بهتر است از شتاب زدگی دوری شود و طوری قانون گذاری کنیم که در نهایت اجرایی شود.در مجالس هفتم و هشتم بارها استفاده از ماهواره موضوع بحث و گفت وگو قرار گرفته بوده، اما مجلس در داشتن مصوبه برای ممنوعیت استفاده از ماهواره به نتایج قابل قبولی نرسیده است. اگر کارشناسان در این زمینه با توجه به واقعیات و استفاده هایی که از ماهواره ها می شود طرحی را به کمیسیون فرهنگی ارائه دهند کمیسیون آمادگی آن را دارد که استفاده از ماهواره را به سمت و سوی قانون جدیدی هدایت کند. |
|
حسین باهر |
استاد دانشگاه شهید بهشتی |
ممتنع |
در گذشته دیر ازدواج کردن امر ناپسندی بود اما امروزه این موضوع به یک امر بسیار عادی در جامعه تبدیل شده است.که متاسفانه پخش فیلمهای مختلف در برنامههای ماهوارهای موجب الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب شده است و در اثر گرایش جوانان به این فرهنگ، زندگی مجردی و بیمیلی به ازدواج در جامعه رشد مییابد. |
|
هومن صادقی کاجی
|
کارشناس امور مخابراتی و ارتباطی
|
موافق |
ما هنوز به خط مشی روشنی در ارتباط با ماهواره نرسیدهایم. در زمان حاضر دیدن برنامههای تلویزیونی برون مرزی برای ایرانیان داخل کشور امکانپذیر نیست و یا به لحاظ قانونی ممنوع است که هیچ دلیل منطقی برای آن نمیتوان یافت. آمار دقیقی از تعداد خانوادههایی که از ماهواره استفاده میکنند ، وجود ندارد. گزارشهای منتشر شده توسط نیروی انتظامی درباره دستگیری عوامل توزیع یا استفادهکنندگان ماهواره ، گویای آمار بالای بهکارگیری آن در کشور است. |
|
حسین عسگری راد |
حقوقدان |
موافق |
استفاده از ماهواره یک ضرورت فرهنگی و حق اجتماعی است که همه مردم و شهروندان می توانند از آن استفاده کنند. برخورد ضربتی و غیرکارشناسی بطن جامعه را ملتهب می کند و نیاز جامعه را به راهی دیگر سوق می دهد. |
|
محمد تقی روغنی ها |
مدرس دانشگاه |
موافق |
قانون مربوط به منع استفاده از ماهواره عملا محدودیتی در مسیر استفاده از آن ایجاد نکرد و اقدامات مقطعی نظیر جمع آوری آنتنها و یا اقدامات فنی و فیزیکی هم کارساز نبوده است. در حالی که در شماری از کشورهای جهان، با تدبیر و روشهایی هدفمند این پدیده را به میزان قابل توجهی در کنترل خود گرفتهاند یا دست کم با کاهش تهدیدات، از امکانات آن در جهت منافع ملی و فرهنگی خود بهره بردهاند. شیوه برخورد با ویدیو را بسیاری از ما به خاطر داریم که هیچ ثمری نداشت. پدیده نوین دیگر، اینترنت است که امروز در کشورمان بهره فراوانی از آن میبریم. انبوهی از کتب و مقالات پژوهشی در حوزههای دین، فرهنگ، سیاست و ... در دسترس علاقمندان قرار دارد؛ اطلاعات فراوانی از این شبکه منتشر و دریافت میشود و در حوزههای اجتماعی و اقتصادی و بانکی و پولی نیز بهره ما از اینترنت اندک نیست. در حوزه ماهواره و شبکههای تلویزیونی، اما وضعیت این چنین نیست و به جز ممانعت، اقدامی جدی در راه کاهش تهدیدات و بهره گیری از امکانات این فناوری صورت نگرفته است و زمانی که نتیجه چنین روشی و آنچه امروز در جامعه روی داده را مرور میکنیم بعید است جز نگرانی و تاسف احساس دیگری عایدمان شود. |
یک حساب سر انگشتی در آماری که در مورد سریال قهوه تلخ اعلام شده، ما را به اعداد جالب توجهی می رساند که هیچ نمونه دیگری در تاریخ ایران ندارند. این سریال با یک تیم حدوداً ۳۰۰ نفره ساخته شده. برای همین، یکی از پر خرج ترین سریال های ایران است. اصلاً یکی از دلایلی که جام جمی ها در جلسات مذاکره برای خرید سریال بد قلقی کردند، همین هزینه بالای تولید آن بود.
لطفاً به ادامه مطلب بروید
هزینه تولید: ۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
هزینه جوایز قرعه کشی خریذاران سریال: ۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
تیراژ: ۱,۵۰۰,۰۰۰ نسخه در هفته
بودجه تبلیغات: ۱۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
بودجه خرید سی دی خام و تکثیر سریال: ۱۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
پورسانت شبکه توزیع: ۴۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
درآمد ناخالص فروش سریال: ۱۱۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
سود ناخالص پروژه قهوه تلخ: ۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
حداقل درآمد از محل تیزر های سی دی: ۱۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
به گزارش مهر، "استلارک" هنرپیشه استرالیایی برای یافتن سرمایه گذار و جراحی که بتواند عملیات پیوند گوش انسان را بر روی بازوی وی اجرا کند 10 سال به جستجو پرداخته است.

ماه ها پیش از اینکه گوش اضافی به دست مرد پیوند زده شود، قالبی تو خالی به شکل گوش انسان در زیر پوست او قرار گرفت و پس از آن ساختار گوش انسان جایگزین آن شد. پس از کار گذاشته شدن قالب گوش، سلولهای بدن استلارک به گونه ای تحریک شدند تا بر روی ساختار گوش رشد کرده و با تغذیه از خون بدن مرد، یک گوش واقعی را بر روی بازوی وی به وجود آورد.

زمانی که گوش به صورت کامل رشد کرد، استلارک میکروفنی متصل به اینترنت را به آن وصل خواهد کرد تا به این شکل همه این امکان را داشته باشند که آنچه بازوی او می شنود را در هر ساعتی از روز یا شب بشنوند.

بر اساس گزارش تلگراف، استلارک در نمایشگاه هنری در کینتیکا گفت: "این کار به خاطر خودم نبوده است زیرا من دو گوش بسیار عالی دارم اما دوست داشتم برای دیگر انسانها به ابزاری صوتی تبدیل شوم."
فارس: «محسن يوسفبيك» بازيگر نقش هشيار در برنامه «هشيار و بيدار» درگذشت.|
«یانگوم بیا اینجا» «یانگوم، آیلاویو...». لی یونگ آئه با روسری قرمز و مانتویی که نقوش کرهای دارد زیر نور فلشها در حالیکه سعی میکند تعجبش را زیر لبخند پنهان کند وارد سالن فرودگاه شده. چند مرد کرهای که معلوم است جزء تیم مدیریت و حفاظت او هستند، دورش را گرفتهاند. ناگهان مهران مدیری جلو میرود و دسته گلی را به او میدهد. مترجمی حرفهای او را ترجمه میکند. خیلی عجیب است تا حالا کسی متوجه حضور مدیری در فرودگاه نشده بود.
اخیرا شایعاتی سر زبان ها افتاده که گویا مهران مدیری میخواهد از یانگوم برای بازی در سریال قهوه تلخ دعوت کند. تحریریه همشهری جوان این موضوع را مورد توجه قرار داده و در شماره اخیر خود پرونده ای در این باره منتشر کرده است. یکی از بخش های این پرونده، گزارشی تخیلی است به قلم احسان ناظم بکایی، که با هنرمندی تیم گرافیک گروه مجلات همشهری و مونتاژ چندین تصویر، این گزارش، به میزان قابل توجهی به واقعیت نزدیک شده است. متن کامل گزارش به همراه تصاویر در ادامه می اید. «پرواز شماره 498 هواپیمایی کره ایرلاین از سئول هماکنون به زمین نشست.» کافی است این صدای اطلاعات فرودگاه در سالن یک فرودگاه امام(ره) طنیناندازمی شود تا ولولهای به پا شود. چندصد نفر به سمت گیت ورود مسافران حمله میبرند، مسافران خارجی و کسانی که منتظر مسافرند بیاطلاع از همهجا، هاج و واج دارند این صحنه تهاجم و اجتماع را میبینند؛ «آقا! خبریه؟ تیم ملی اومده؟» جوانی که دارد سرک میکشد این سوال را از پیرمرد شیکپوشی که کت و شلوار اتوکشیده تنش کرده و دسته گلی به دست دارد میپرسد، نگاه عاقل اندر سفیهی به جوان میکند؛ «خبر نداری؟ یانگوم اومده؛ یانگوم جان. با اون دستپختش، با اون حجب و حیا و...» و لقلقزنان به سمت جمعیت میرود تا عقب نماند. ناگهان صدای سوت و کف و جیغ، و چیلیک چیلیک و نور فلش دوربینها فضای سالن را پر میکند. صفحه مونیتوری موبایلهای دوربیندار رو به ورودی گیت، رو به آسمان گرفته شده. چند مسافر چشمبادامی با وحشت و بهت در حالی که چمدانهایشان را از بین ملت به هیجانآمده بیرون میکشند، خودشان را از وسط جمعیت نجات میدهند و به سمت در خروجی میروند. «یانگوم بیا اینجا» «یانگوم، آیلاویو...». لی یونگ آئه با روسری قرمز و مانتویی که نقوش کرهای دارد زیر نور فلشها در حالیکه سعی میکند تعجبش را زیر لبخند پنهان کند وارد سالن فرودگاه شده. چند مرد کرهای که معلوم است جزء تیم مدیریت و حفاظت او هستند، دورش را گرفتهاند. ناگهان مهران مدیری جلو میرود و دسته گلی را به او میدهد. مترجمی حرفهای او را ترجمه میکند. خیلی عجیب است تا حالا کسی متوجه حضور مدیری در فرودگاه نشده بود. همه حواسشان به یانگوم بوده. خیلیها تا مدیری را میبینند، جیغشان بنفشتر میشود. «کیه؟ بازیگر خارجیه؟ جومونگه؟ سوسانوئه؟» یکی از ماموران فرودگاه با تعجب این سوال را از یکی از مسافرها میپرسد.این تصویری از ورود لی یونگ آئه به تهران است؛ تصویری که اگر او به تهران میآمد احتمالا اتفاق میافتاد. اینجا گزارشی تصویری داریم از سفر یانگوم به ایران. در چند برش و در چند روز. جاهایی که احتمالا به آنجاها سر میزد. ![]() اقامت در هتل استقلال لییونگ آئه نمیتوانست خوشحالیاش را از حضور در ایران پنهان کند. «من... ایران... دوست داشت.» در محوطه بیرون فرودگاه او چند بار این عبارت را جلوی عکاسها و خبرنگارها گفت و سریع سوار ماشین مدیری شد. میگفتند او در هتل استقلال در پارک وی اقامت میکند تا به لوکیشن سریال «قهوه تلخ» که در خیابان فرشته است، نزدیکتر باشد. در کنار فخرالتاج اولین سکانس لییونگ آئه در قهوه تلخ؛ او با لباسی قجری در کنار الیکا عبدالرزاقی (فخرالتاج) و سحر زکریا (لعبت الملوک) به همایونی وارد شد تا خودش را به محمدرضا هدایتی (جهانگیرخان) معرفی کند. شاهدان میگویند در این سکانس قبل از همه دایی اقبال نعره کشیده: «سرآشپز سلطنتی، استاد آشپزی. فخر جیجو، معاند جومونگ ریقو، سازنده سس افسنتین، محبوب آسمان و زمین، سرکار علیه یانگوم الملوک شرفیاب میشوند.» لییونگ آئه هم با فارسی دست و پا شکسته گفت: «سلام... من یانگوم هست.» بازیگران ایرانی بهترند برج میلاد هم پذیرای لییونگ آئه بود. در جشنی که عدهای از سینماگرها و اهالی تلویزیون برای تقدیر از او ترتیب داده بودند، لییونگ آئه روی سن رفت و چند نکته درباره فرق بازیگری در کره و ایران گفت و توضیح داد که سطح بازیگری در ایران به مراتب بالاتر از کره است. مجری این برنامه سروش صحت بود. در آخر برنامه هم چند قالیچه توسط حسین فرحبخش به یانگوم هدیه شد ![]() راز یانگوم در دست یانگوم یانگوم سرزده به تحریریه همشهری جوان آمد. ما هم همان طرح جلد شماره 140 (راز یانگوم) را قاب کردیم و احسان رضایی آن را تقدیم لی یونگآئه کرد. او گفت از طریق همان شرکت مستندساز کرهای که به تحریریه همشهری جوان آمده بودند، آدرس مجله را پیدا کرده. البته اول به جردن و ساختمان آیتک رفته و بعد به اینجا زیر پل کریمخان آمده. ![]() در حلقه خبرنگاران مرکز همایشهای صدا و سیما در دومین روز سفر لییونگ آئه میزبان او و خبرنگاران بود. او با مترجم کرهایاش به محل برگزاری کنفرانس خبری آمد. بیشتر سوالات کنفرانس درباره نقش او در قهوه تلخ بود؛ «قرار است با کبوتر و قرقی در آشپزخانه همبازی شوم.» لییونگ آئه همینطور خبر داد که قرار است با سانگ ایل گوک سریال تاریخی دیگری بازی کند. محسن حاجیلو هم آمده بود تا از آئه درباره صرفهجویی در مصرف برق بپرسد و برنامه «الف و ب»اش را پر کند. ![]() شام آخر با قطبی دوستی قدیمی لییونگ آئه با یوروم، همسر قطبی باعث شد تا او به خانه قطبی هم سر بزند. قطبی در حالی که بیشتر حواسش به جام ملتهای آسیا در قطر بود گفته: «این بازیگر دل شیر داره که تونست دل و روده عالیجناب کریزی رو بیرون بکشه.» لییونگ آئه در آخرین شب حضور قطبی در ایران مهمان سرمربی تیم ملی و همسر کرهایاش بود چون قطبی گفته بعد از جام ملتها، سرمربی شیمنیرو ژاپن میشود. در عکس، تابلوهای نقاشی یوروم را میتوانید ببینید. ![]() عاشق قورمهسبزی لابی هتل استقلال هر روز مملو از خبرنگارها و عکاسها بوده. کافی بود لییونگ آئه بخواهد برای شام یا ناهار به رستوران برود تا همه به سمتش هجوم ببرند. او در مدت اقامتش در هتل فقط یک غذا میخورد: «قورمه سبزی» سرآشپز هتل گفته یانگوم خیلی پیگیر بود این غذا را یاد بگیرد و برای همین چند بار هم به آشپزخانه آمده. او گفته کارگردانی مهران مدیری را مثل قورمه سبزی دوست دارد ![]() مقدمتان گلباران با وجود اینکه قهوه تلخیها سعی کرده بودند این سفر در سکوت خبری انجام شود اما الان همه از ماجرا خبر دارند. این پارچهنوشتهها حتی در جاهایی که این بازیگر به آنجاها نمیرفت هم نصب شده بود. از بعضی شهرستانها خبر رسیده از این دست پارچهنوشتهها در نقاط مختلف شهر نصب کردهاند. ![]() دیدار با شهریار بعد از برد یک هیچ پرسپولیس برابر سایپا، لییونگ آئه به خانه علی دایی رفت تا هم بابت این برد به دایی تبریک بگوید و هم دختردار شدن دایی را. او یک ست کامل لباس بچگی یانگوم در قصر سلطنتی را به دایی هدیه داد. همانطور که در تصویر هم معلوم است مقدمات این دیدار را سیامک رحمانی چیده بود. ملاقات غیرمنتظره اسفندیار رحیممشایی به دیدار لییونگ آئه رفت. این ملاقات در لابی هتل استقلال انجام شد و قرار شد این گفتو گو ها در دفتر مشایی ادامه پیدا کند. آئه گفت:« این ملاقات سازنده بوده قرار شد یک نمایشگاه نقاشی در تهران برگزار کنم.» خبرنگاران گفتند مگر شما نقاشی بلدید؟ لییونگ آئه گفت: «نه! اما به وامش احتیاج دارم!» |


سایت گروه مجلات همشهری: بازیهای آسیایی 2010 در گوانگژو با حضور قریب به 8هزار ورزشکار و حدود 2500 مربی، دستاندرکار و مدیر تیمهای ورزشی برگزار شد و نزدیک به 600 هزار نفر از جوانان چینی نیز در امر برگزاری مسابقات، حضوری فعال داشتند و به عنوان داوطلب، کارهای بسیار متنوعی را انجام دادند. به این ترتیب کمیته برگزاری، نیازمند یک برنامه مدون و منظم در زمینه حمل و نقل بود و به اشکال مختلف این حجم از نیروی انسانی را جابهجا کرد.

- بلیک ادواردز، سینماگر آمریکایی که برخی از بهترین فیلمهای کمدی هالیوود را در قرن بیستم کارگردانی کرد، در ۸۸ سالگی درگذشت.
بلیک ادواردز که به علت ابتلا به بیماری ذاتالریه از دو هفته پیش در بیمارستانی در سانتا مونیکا (جنوب کالیفرنیا) بستری بود، شامگاه چهارشنبه وفات یافت.
هنگام مرگ ادواردز، همسرش جولی اندروز و سایر اعضای خانواده در کنار او بودند.
ادواردز با فیلمهایی مانند "صبحانه در تیفانی" و "پلنگ صورتی" استاد کمدی هوشمندانه و ظریف شناخته میشد.
ادواردز در سراسر زندگی با بازیگرانی نامی مانند اودری هپبورن، کری گرانت، تونی کرتیس و جک لمون کار کرده بود.
بلیک ادواردز به سال ۱۹۲۲ در شهر تولسا در ایالت اوکلاهوما به دنیا آمد. او از خانوادهای اهل سینما بود. پدربزرگ او از فیلمسازان نامی دوران سینمای صامت بود و پدر او در هالیوود "مدیر تولید" بود.
ادواردز در جوانی کار خود را به عنوان بازیگر در سینما شروع کرد و پس از بازی در حدود ۳۰ فیلم، از سال ۱۹۵۹ به کارگردانی روی آورد.
او فیلمهای کمدی کلاسیک، از جمله آثار چارلی چاپلین و باستر کیتون را مطالعه کرده بود و به ویژه به سری فیلمهای لورل و هاردی، زوج کمدی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ علاقه فراوان داشت.
بلیک ادواردز با فیلم سینمایی "صبحانه در تیفانی" اودری هپبورن را به شهرت جهانی رساند، اما شاهکار او سری فیلمهای "پلنگ صورتی" بود با بازی پیتر سلرز.
"پلنگ صورتی" که اولین فیلم آن در سال ۱۹۶۳ تولید شد، در قالبهای فیلم و سریال و کارتون، تیپ کارآگاه کلوزو را به یک چهره محبوب سینمای کمدی بدل کرد.
بلیک ادواردز به خاطر فیلمهای خود جایزه اسکار نگرفت، اما در سال ۲۰۰۴ به خاطر کارنامه هنری خود جایزه اسکار دریافت کرد
از کارهای مهم ادواردز از فیلمهای "روزهای شراب و گلهای سرخ" (۱۹۶۲)، پارتی (۱۹۶۸)، ویکتور و ویکتوریا (۱۹۸۲) و "این است زندگی!" (۱۹۸۶) نام برده میشود.
بلیک ادواردز در سال ۱۹۶۹ با جولی اندروز، هنرپیشه بریتانیایی، ازدواج کرد که در چند فیلم او ایفای نقش کرده است.
بلیک ادواردز تا نزدیک مرگ همچنان فعال و در حال تدارک دو کمدی موزیکال بود؛ هرچند که به خاطر ناراحتی پا و درد زانو از دو سال پیش روی صندلی چرخدار حرکت میکرد.
بلیک ادواردز از سال ۱۹۹۳ که فیلم سینمایی "پسر پلنگ صورتی" را ساخت، فیلم دیگری کارگردانی نکرده بود

داستان نقل شده به شرح زیر است :
«هر وقت هوا بنای رعد و برق را می گذاشت شاه فوراً در قعر اطاق پستوئی كه به هیچ جا روزنه نداشت و تاریك بود مخفی شده فورا عقب سید بحرینی و پسرهایش می فرستاد و از ترس زیر عبای سید بحرینی قرار میگرفت و دست به دامان آنها می شد، الله و لبیك می گفت. آنها یاجدا یاجدا می گفتند و شاه مثل همان ابر بهاری گریه می كرد و مشغول نذورات و بخشش می شد».
تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه در خاطراتش در باره باورهای مظفرالدین شاه و نقش سید حسین بحرینی، روحانی مورد اعتماد شاه قاجار می نویسد: «این برادر عزیز من از رعد و برق٬ خیلی ترسناك و معتقد به جن و پری و موهومات بوده است و این سید [بحرینی] در زمان انقلاب هوا و تیرگی رعد و برق البته باید در حضور باشد و شروع به خواندن اسم اعظم و آیات نماید و به اصطلاح در مقابل طبیعت واقع باشد . مبادا خدای نخواسته صدمه به وجود مبارك اعلیحضرت همایونی وارد شود و به مناسبت همین خدمت بزرگی كه نسبت به اعلیحضرت می نمود فوق العاده دارای مرحمت و حقوق گزافی بود» .
مظفرالدین شاه و ترس عجیب و غریب
عین السلطنه، ابعاد جالب و كمتر گفته شده ای را از ترس عجیب و غریب مظفرالدین شاه و بهره مندی سید بحرینی از مرحمت شاهانه و مواهب ملوكانه بازگو می كند: «... خودش می گفت [در سفر اروپا] راه آهن هر وقت از تونل می گذشت، من دَمَر زیر نیمكتها می افتادم و جلوی چشم خودم را با دستمال می گرفتم گوش خود را با انگشت می گرفتم تا رد شود و من نصفه عمر می شدم. وقتی كه از پل رودخانه عبور می كرد همین كارم بود. امان از وقتی كه كشتی خواستم بنشینم و انگلیس بروم تمام تنم می لرزید، هوش نداشتم در یكی از اطاقهای كوچك آنقدر دمَر روی زمین افتادم تا كشتی به ساحل رسید.

یك روز در اسب دوانی طهران میان چادر نشسته بود كه نظام دفیله می كرد ابری در آسمان پیدا شد و یك غرشی كرد. هنوز هم این مطلب به مردم درست معلوم نشده بود شاه فی الجمله تكانی خورد. صدای دوم شاه تكان شدیدتری به خود داد جمعی كه از واقعه مسبوق بودند فوراً گفتند نقلی نیست می گذرد. رنگ از روی شاه پریده بود. باز آسمان صدا كرد این دفعه شاه از روی صندلی برخاست مثل دیوانه ها به این سمت و آن سمت چادر نگاه می كرد تا پناهی بجوید. باز نزدیكش رفته و قدری آرامش كردند. مردم همه به همدیگر نگریسته كم كم مطلب به همه معلوم شد. الحمدلله صدای رعد موقوف شد والا دفیله و سان قشون بالاخره اسب دوانی برهم خورده بود.
هر وقت در طهران رعد و برق می شد یا باد شدید می آمد تمام سكنۀ طهران متذكر شده به هم می گفتند ها بخت رو به سید آورد، چقدر پول بگیرد. دیگری می گفت كاش من یك ساعت جای او بودم. آن یكی می گفت طاقه شال است كه حالا می برد. انگشتر است كه حالا می گیرد. برحسب اتفاق یا اقبال سید گفته بود در آن چند سال اول سلطنت شاه بسیار هم در طهران رعد و برق شد بی اندازه هم مهیب و شدید بود».
عین السلطنه و سید بحرینی
خاطرات عین السلطنه، اطلاعات جالب دیگری از سید حسین بحرینی،روحانی كوتاه قد و چاقی كه با چشمانی ریز و درخشان و چهرهای سبزه و متمایل به زرد، به سرعت توانست به مدد ترس موهوم و خرافه گرایی مظفرالدین شاه، در دستگاه حكومت او جایی برای خود دست و پا كند، به دست می دهد: «سید اصلا بحرانی است و من وقتی كه شیراز رفتم معلوم شد. بحران قریۀ كوچكی است در گرمسیرات فارس. طلبه فقیری بود از گرسنگی طهران آمد و از طهران تبریز رفت. خودش را بحرینی قلمداد و محض آن كه غریب بود كسان ولیعهد به او التفاتی كردند و خدمت ولیعهد بردند روضه خوان شد و كم كم ترقی كرد. بعد از سلطنت دیگر برای شاه هم روضه نمی خواند. پسرش می خواند. بسیار هم بدنفس آدمی بود. كسانی كه در شیراز و طهران در ایام فقر و فلاكتش از او كمك و یاری كرده بودند وقتی كه نزدش می آمدند و اظهار آشنائی می كردند گردن نمی گرفت و امتناع می كرد. این را هم من در شیراز باز شنیدم در طهران هم هرگز نشد عریضه ای از كسی به شاه بدهد، یا انعامی احسانی از شاه برای فقیری، ضعیفی، درمانده ای بگیرد. هر وقت شاه به دیگران نذر می كرد، این آدم زن و دختر خودش را می گفت لخت شوند لباس پاره پاره بپوشند و نذورات را به آنها می داد و صبح برای شاه قسم می خورد فلان پول یا فلان پارچه را به كسی دادم كه لخت و عریان بود و نان شب نداشت».
«این سید از دولت سر این رعد و برق صاحب یك اعتبار و احترام و جبروتی بود كه بازدید علمای بزرگ بزرگ و شاهزادگان و وزرای محترم [نیز] هرگز نمی رفت. به قدری شال، انگشتر، طلا، نقره، خز، سنجاب، پول شاه به او داده بود كه خانۀ او صندوقخانۀ او مخزن جواهرات و اشیاء قدیمی شده بود. قریۀ نهاوند قزوین را به او بخشید كه سالی سی هزارتومان منافع می بردند. میرزا ابوالقاسم خان مباشر آنجا [،] حاكم قزوین را نوكر خود حساب نمی كرد. خانه مرحوم حاجی حسین خان را در دروازه دوشان تپه برایش خرید».
«سید سه پسر داشت دو معمم یكی كلاهی، هر كس روزنامه خاطرات شاه را به اروپ [اروپا] خوانده باشد همه جا دیده كه پس از بالها، مهمانیها، «آقا سیدحسین روضۀ خیلی خوبی خوانده» ذكر شده است. سیدحسین با كلاه و فكل و كراوات در میان راه آهن روضه ها خوانده شاه و امیر بهادر جنگ و متملقین دیگر در حضور مهماندارها و فرنگیها گریه ها، ناله ها، ندبه ها كرده اند كه صدای آنها به قول روضه خوانها به كربلا رسیده. بصیرالسلطنه پسر دیگرش پیشخدمت مخصوص بود. [قریۀ] شادمهان قزوین را به او بخشید. در فوت مظفرالدین شاه علی التحقیق هشتاد هزار تومان پول نقد در بانك داشت سوای جواهرات و اشیاء قیمتی دیگر. سید و پسرانش دارای دو سه كرور ملك و پول و جواهر و سایر چیزها فعلاً هستند».
استخاره چاره ساز سید!
شاید خواندنی ترین بخش از نقش سید بحرینی در دربار مظفرالدین شاه، حكایت استخاره معروف سید در بازگرداندن امین السلطان از تبعید قم و تعیین دوباره او به عنوان صدراعظم است.
«امینالسلطان پس از بركناری به حالت تبعید و تحتالحفظ رهسپار قم شد. اما شاه یكسال و نیم پس از بركناری امینالسلطان، امینالدوله را بیكفایت و نالایق تشخیص داد و در تعیین صدراعظم جدید مستاصل گردید. او میان حاج محسن خان مشیرالدوله سفیر سابق ایران در عثمانی كه مدتی ریاست شورای وزیران را بر عهده داشت، میرزا عبدالوهاب نظام الملك والی فارس و وزیر عدلیه بعدی و همچنین میرزاعلیاصغر خان امینالسلطان صدراعظم بركنار شده و تبعیدی در شك و تردید بود كه كدام یك لایقترند.
به گزارش خبر، در این میان طرفداران امینالسلطان كه بسیاری از درباریان نیز از آن جمله بودند به تلاش افتادند تا شاه را به گزینش نامبرده و بازگرداندن وی از قم متقاعد سازند. شاه پذیرفت كه میان نظامالملك، مشیرالدوله و امینالسلطان یكی گزینش شوند. او تاكید كرد كه طبق رفتارش پدرش (ناصرالدین شاه) باید به استخاره متوسل شود و هیچ كس را برای انجام این مسئولیت دینی لایقتر از «سیدعلی اكبر بحرینی» نمیدانست.
اطرافیان شاه به سرعت با بحرینی تماس گرفته و موضوع درخواست شاه را به اطلاع وی رساندند. آنان سپس در یك تبانی با بحرینی از یكسو و همچنین با تشریفاتچیهائی كه همواره پشت سر شاه میایستادند از جانب دیگر، تلاش كردند تا نقشه خود را در جریان استخاره به پیش ببرند.
ترتیب استخاره چنین داده شد كه «حكیمالملك» پشت صندلی شاه بایستد، تا اسمی را كه شاه داخل قرآن میگذارد، ببیند. سیّد بحرینی هم حین انجام تشریفات استخاره، به بالا بنگرد و از اشارة مثبت و یا منفی حكیمالملك تكلیف را بداند.
روز موعود فرا رسید و مجلس استخاره در نارنجستان بلور كه بنایی مستقّل و زیبا و در جنوب غربی دیوانخانه واقع بود، منعقد گردید... شاه بالای صندلی قرار گرفت و گفت تا آقای بحرینی را به حضور بخوانند. او مردی كوتاه قد و سمین (چاق) بود و چشمانی ریز و درخشان و چهرهای سبزة متمایل به زرد داشت. او بسمالله گویان و ذكركنان با ترتیبی خاصّ به حضور آمد. شاه به او گفت: آقا، بیایید روبروی من بنشینید كه امر مهمّی در پیش است و از خداوند راه میخواهیم.
سیّد بحرینی برابر شاه روی قالیچه به زمین نشست. شاه نام یكی از افراد مورد نظر را كه بر ورقهای جداگانه نوشته و به پشت روی میز گذاشته شده بود برداشته، میان اوراق قرآن قرار داد و به دست آقا سپرد.
سیّدبحرینی با آداب تمام قرآن را بوسیده، به خواندن دعای لازم پرداخت و در پایان ذكر، سر را به آسمان بلند كرد، سوی حكیمالملك نگریست و او سر را با علامت منفی بالا برد. آقا قرآن را گشود و پس از مطالعه سربرآورده، عرض كرد: آیة نهی است و راه نمیدهد.
شاه ورقة دوّم را لای كلامالله نهاد و باز اشارة حكیمالملك كار خود را كرده، آیة نهی آمد. بار سوّم كه نام امینالسلطان میان اوراق مقدّس رفت، سر حكیمالملك به علامت اثبات به زیر آمد و سیّدبحرینی گفت: قربان، آیةامر است و بهتر از این نمیشود.
شاه بدون اینكه سخن گوید اوراق را درهم ریخت و بار دیگر نام امینالسلطان را از میان آنها برداشته، لای قرآن نهاد. این مرتبه نیز اشارة حكیمالملك فهماند كه باید آیة امیر بیاید و چنین شد.
شاه نفسی برآورده خیالش راحت شد و گفت: معلوم میشود كه خداوند اینطور خواسته كه باز او بیاید. فیالمجلس امر كرد تا صدراعظم معزول را از گوشة عزلت قم بار دیگر به صدارت بخوانند».
مآخذ:
1- شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، جلد دوم، انتشارات گفتار.
2- روزنامه خاطرات عین السلطنه (قهرمان میرزا سالور)، جلد پنجم، به كوشش مسعود سالور، ایرج افشار، چاپ اول 1377، نشر اساطیر ایران، ص 4078.
3- خاطرات تاج السلطنه (دختر ناصرالدین شاه).
4- روزنامه خاطرات عین السلطنه (قهرمان میرزا سالور)، جلد پنجم، به كوشش مسعود سالور، ایرج افشار، چاپ اول 1377، نشر اساطیر ایران، صص 4079 و 4080.
5- همان، صص 4078 و 4079.
6- همان، ص 4078.
7- همان، ص 4078.
8- هزار و یك حكایت تاریخی، محمود حكیمی، انتشارات قلم، ج 2.












