کوتاه ترین داستان عشقی

 

 روزی مردی از یک دختر پرسید:

آیا با من ازدواج می‌کنی؟

دختر جواب داد: نه

و از آن پس مرد شاد زیست، به ماهیگیری و شکار رفت، کلی گلف بازی کرد،تمام مسابقات فوتبال را دید و با هرکه دلش خواست رقصید.

تبريك سال نو

 
عیدتان مبارک ... سالی پر از مهربانی ، سلامتی و خوش خبری برایتان آرزومندیم.    

تصاويرقديمي ازمناسك حج در125سال قبل

تصاویری نادر از مناسک حج 125 سال پیش

تصاویری که مشاهده خواهید کرد، از مناسک حج 125 سال گذشته گرفته شده و تاکنون به ندرت به نمایش گذاشته شده است. این تصاویر فضا و حال و هوای حاکم بر مکه مکرمه آن زمان را به خوبی به تصویر می‌کشد.

تصاویری که مشاهده می‌کنید از مناسک حج 125 سال گذشته یعنی سال 1885 میلادی گرفته شده و تاکنون به ندرت به نمایش گذاشته شده است. این تصاویر فضا و حال و هوای حاکم بر مکه مکرمه آن زمان را به خوبی به تصویر می‌کشد. حال و هوا و فضایی که شاید هم اکنون با توجه به تغییراتی که رژیم سعودی در ساختار تاریخی و اسلامی این شهر انجام داده، دیگر نشانی از آن مشاهده نشود.

این تصاویر نادر تاریخی 125 سال پیش «عبد الغفار البغدادی»،‌ چشم پزشک عراقی آنها را در مناسک حج سال 1885 میلادی گرفت و «اسنوک هرگرونجی»، پژوهشگر هلندی پس از جمع‌آوری این تصاویر، آنها را برای اولین‌بار در سال 1889 میلادی در اروپا به نمایش گذاشت.

حجاج در منی

چادرهای حجاج در صحرای عرفات

صحرای عرفات

 

 

نمایی از شهر مکه از بلندای یکی از کوه‌های اطراف این شهر

 

نمایی از شهر مکه مکرمه

چاپخانه‌ای که عثمانی‌ها در مکه مکرمه بنا کردند

 

استراحت حجاج در مزدلفه

کوه عرفات

مطلب بسیار زیبای مادر...

 
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

نوروزتان مبارك

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است ... گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است ...

ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج ... که نگاهم نگران  ... منتظر آن روز است

جملات فوق العاده ارزشمند و تفکر برانگیز

یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد

یك گل میتواند بهار را بیاورد

یك درخت می تواند آغاز یك جنگل باشد

یك پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد

یك لبخند میتواند سرآغاز یك دوستی باشد

یك دست دادن روح انسان را بزرگ میكند

یك ستاره میتواند كشتی را در دریا راهنمایی كند

یك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند

یك پرتو كوچك آفتاب میتواند اتاقی را روشن كند

یك شمع میتواند تاریكی را از میان ببرد

یك خنده میتواند افسردگی را محو كند

یك امید روحیه را بالا می برد

یك دست دادن نگرانی شما را مشخص میكند

یك سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد

یك قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد

یك زندگی میتواند متفاوت باشد

وقتی یکی را دوست دارید...

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود

وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است

وقتی یکی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست

وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است

وقتی یکی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید

وقتی یکی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید

وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید

وقتی یکی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید

وقتی یکی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی بروید که فقط او در کنارتان باشد

وقتی یکی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند

وقتی یکی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد

وقتی یکی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید

وقتی یکی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست

وقتی یکی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست

وقتی یکی را دوست دارید، به زندگی هم عشق می ورزید

گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد

پيری برای جمعی سخن میراند...

لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطيفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطيفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

۸۸ سال از تخریب قبور ائمه بقیع می‌گذرد (+تصاوير)

قانون - حدودا هزار سال پس از همان روزی که عضدالدوله دیلمی، سازنده بارگاه امیرالمومنین علی(ع) در نجف از دنیا می‌رود در گوشه‌ای دیگر از دنیا، عده‌ای بارگاه ائمه بقیع در مدینه و تعدادی دیگر از بزرگان صدر اسلام را خراب می‌کنند و تلی از خاک به همراه تکه سنگی بالای آن به جای می‌گذارند تا از بدعت جلوگیری کنند.

به گزارش قانون، نام قبرستانی که امروز در سمت شرقی مسجدالنبی(ص) قرار گرفته است؛ در اصل «بقیع الغرقد» و «بقیع» بوده است که در قرن‌های اخیر گاهی «جنّة البقیع» نیز خوانده می‌شود.



معنای لغوی آن به گزارش ابن اثیر، «محل وسیعی است که دارای درخت و یا ریشه درخت باشد و چون بقیع قبلا دارای درخت «غرقد» و ریشه‌های آن بود پس از قطع این اشجار نیز با همان اسم معروف شد.» یاقوت حموی هم مشابه همین معنی را آورده و می‌گوید: «غرقد» درختی است وحشی و خاردار و دارای میوه مخصوص.
 
یک مدینه، یک بقیع

بقیع، قبرستان مردم مدینه، پیش و پس از اسلام بوده است و نباید آن را قبرستان شیعیان پنداشت. قبل از ورود اسلام به مدینه، مردگان در دو قبرستان «بنی سلمه» و «بنی حرام» دفن می‌شدند.

پس از دفن شدن ابراهیم – فرزند رسول الله (ص)- در بقیع، مردم مدینه علاقه‌مند شدند پیکر اقوام و عشیره خود را در آنجا دفن کنند و هر یک از قبایل مدینه، درختان و ریشه‌های بخشی از بقیع را قطع و زمین آن را برای همین منظور آماده کردند و تدریجاً آن دو مدفن قدیمی مدینه متروک شد.

بنا به گزارش‌ها در حال حاضر هم بقیع، تنها قبرستان مدینه است و مراسم دفن در آن برگزار می‌شود. حتی برخی زائران ایرانی در آن دفن شده‌اند. شایعاتی درباره ریختن پودر اسید بر روی جنازه‌ها هنگام دفن هم وجود دارد. گفته می‌شود این کار برای آن انجام می‌شود که جنازه زودتر از بین برود و قبرهای خالی برای دفن مردگان وجود داشته باشد. خبرنگار قانون قادر به تایید این خبر نیست کما اینکه در گزارشی که نشریه زائر سازمان حج و زیارت از دفن یک زائر ایرانی نوشته است چنین خبری به چشم نمی‌خورد.
 
آرمیدگان

اولین کسی از انصار – یعنی یاران پیامبر (ص) در مدینه- که در بقیع دفن شده است اسعد بن زراره و از مهاجرین – مهاجران از مکه به مدینه- عثمان بن مظعون بوده است.

معروف‌ترین کسانی هم که در حال حاضر در بقیع مدفونند عبارتند از چهار امام شیعیان یعنی ائمه همام حسن بن‌علی(ع) ، سجاد بن‌علی(ع) ، محمد بن‌علی(ع) و جعفر بن‌محمد(ص) و یکی از خلافای ثلاثه یعنی جناب عثمان به همراه همسران پیامبر(ص) و سه تن از دختران او، ابراهیم، پسر پیامبر(ص) ، فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمومنین علی(ع) و عباس عموی پیامبر و بسیاری دیگر از صحابه و تابعین.

از امام مالک – یکی از ائمه اهل سنت- نقل می‌کنند که ده هزار نفر از صحابه رسول خدا(ص) در مدینه از دنیا رفته‌اند و طبیعی است که همه یا اکثر آنان در بقیع به خاک سپرده شده‌اند.

 


نقشه قبرستان بقیع

 قبرستان سیاسی

اگر بقیع را یک قبرستان سیاسی بدانیم اصلا اشتباه نکرده‌ایم. در طول اعصار مختلف، حوادث مختلف سیاسی در این قبرستان اتفاق افتاده است. از دفن احتمالی حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان نماد اعتراض به حکمرانان پس از پیامبر(ص) در این قبرستان تا دفن پر حادثه امام حسن(ع) و همچنین اقدام معاویه برای افزایش مساحت قبرستان به این هدف که قبر خلیفه مغضوب – یعنی عثمان- در قبرستان قرار گیرد.

البته اتفاقات سیاسی فقط در آن زمان نبوده است. از واکنش‌ها به تخریب که بگذریم – که در جای دیگری از آن سخن خواهیم گفت – در سال‌های اخیر هم در سپهر سیاسی ایران نام بقیع شنیده می‌شود. نام ارگان جامعه روحانیت مبارز شاخه جزیرة العرب، «بقیع» است که از سال 1364 در تهران منتشر می‌شود و احتمالا بسیاری از آن بی‌اطلاع هستند.

نکته جالب دیگر این است که رهبر فقید انقلاب، رژیم صدام را هم دنباله‌رو سعودی می‌دانستند و از این روست که در دیدار جمعی از مردم در آستانه ماه محرم در سال 1362 می‌فرمایند: «اینها آن روزی که دست‏شان برسد، شک نکنید که اعتاب مقدسه را با خاک یکسان می‏کنند- همان طورى که قبور اولیاء خدا را در بقیع با نافهمی و کج‌روی از بین بردند- اینها با ضد اسلامی در عراق خواهند رفتار کرد و این بقاع مطهره را نخواهند- اگر دست‏شان برسد خدای نخواسته- باقی گذاشت.»

در حال حاضر هم قبرستان بقیع و کنار قبور ائمه معمولا محل بحث‌های اعتقادی زائران سیاسی و نیروهای امر به معروف و نهی از منکر سعودی است، بحث‌هایی که برخی اوقات به زندانی ‌شدن زائران ایرانی هم می‌انجامد. ظاهرا در زیرزمین قبرستان بقیع زندانی وجود دارد و برخی زائران ایرانی در آنجا زندانی هستند. خبرنگار قانون نمی‌تواند این خبر را تایید کند.




زنان پشت حصار بقیع

ورود به قبرستان برای بانوان ممنوع است و تنها هنگامی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عربستان سفر کرده بود اجازه دادند بانوان همراه او به داخل قبرستان بروند. حتی برخی اوقات از حضور بانوان پشت نرده‌های این قبرستان هم جلوگیری می‌شود. این کار نتیجه اعتقادات وهابیون در مورد زیارت قبور و نگاه منفی آنان به حضور زنان در جامعه و حقوق زن است.
 
مقبره‌ها چگونه ساخته شدند؟

قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) مانند سایر قبرها در محوطه مکشوف و بدون دیوار و سقف نبوده بلکه مانند تربت رسول خدا(ص) و حضرت رضا(ع) از آغاز در داخل خانه‌ای که متعلق به عقیل -از خاندان- بوده، قرار داشته است و به مرور زمان این خانه به ساختمان مناسب و به شکل مسجد تبدیل شده، سپس در محل همان ساختمان بزرگترین و مرتفع‌ترین گنبد و بارگاه بنا شده است و در قرون متمادی دارای خادم و دربان و دارای ظریف‌ترین و گران‌بهاترین ضریح و صندوق با زیباترین روپوش و داراى فرش و قندیل بوده است.

سال‌ها بعد عباسیان، براى حفظ قبر عباس بن عبدالمطلب(عموی پیامبر) که خود را به او منتسب می‌دانستند، بنایی روی آن ساختند. از آنجا که قبر حضرت عباس در کنار قبر چهار امام و قبر منسوب به حضرت زهرا(علیها السلام) یا فاطمه بنت اسد بود، بقعه یاد شده، بر روی همه آنها یکجا بنا شد. پیش یا پس از آن، بقعه‌هایی نیز برای همسران پیامبر، عمه‌ها و نیز امام مالک و غیره ساخته بودند و از قرن ششم به بعد، بقعه‌هایی برای کسانی از بزرگان نیز که علاقمند به برخی از مدفونین در این مکان بودند، ساختند.

قبور ائمه در طول تاریخ سه بار توسط مسترشدبالله، المستنصر و سلطان محمود عثمانی بازسازی شده است.

بالاخره در هشتم شوال سال 1344هـ.ق. که وهابیون ظهور یافته در نجد و حجاز توانستند مکه و مدینه را تصرف کنند این مقبره‌ها به همراه مقبره‌های دیگری منهدم شد. حتی قبه و بارگاه منسوب به حضرت حوا در جده و محل تولد پیامبر در مکه هم از گزند و آسیب دور نماند.

 


تصویر قبرستان قبل از تخریب

چرایی تخریب

اعتقادات وهابیون در ادامه عقایدی است که ابن تیمیه آن‌ها را بیان می‌کرد و می‌گفت: «احادیثی که از پیامبر درباره زیارت قبور رسیده تماما ضعیف بلکه جعلی است.» محمدبن عبدالوهاب هم در هنگام ظهور وهابیت در حجاز همین عقاید را پیش گرفت تا جایی که شورای افتاء وهابیون بستن بار برای سفر به قصد زیارت صالحین و انبیاء و دیگران غیر مجاز و بلکه بدعت دانستند.

واکنش‌ها به تخریب

از واکنش مردم ایران در هنگام تخریب مقبره ائمه خبر چندانی در دست نیست. ایران در هنگام تخریب قبور – یعنی 31 فروردین 1305 – مجلس نداشته است و واکنش‌هایی که معمولا در یادداشت‌ها از مجلس نوشته می‌شود مربوط است به واقعه بمباران مدینه در شهریور 1304 است. البته ظاهرا با جمع این اتفاقات به عنوان هتک حرمت ائمه بقیع و شهرهای مکه و مدینه اعتراضاتی در شهرهای ایران از جمله شیراز، دامغان و تهران صورت می‌گیرد و کمیسیونی برای پیگیری موضوع تحت عنوان حرمین شرفین با پیشنهاد سید حسن مدرس تشکیل می‌شود.

بازسازی

مذاکرات دولت ایران برای بازسازی حرم ائمه، قبل از انقلاب تا سال 1349 ادامه پیدا می‌کند اما ایران معمولا می‌شنود که «تشخیص قبور به وسیله سنگ‌چینی اطراف آن و گذاردن سنگ قبر شرعا مانعی ندارد، ولی بیش از آن مطابق مذهب وهابی که مذهب رسمی دولت عربی سعودی است ممنوع می‌باشد.»

پیش و پس از انقلاب هم – بیشتر به اشاره علما و مراجع – بقیع در متن مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک ایران و عربستان قرار می‌گیرد. در این باره هم می‌توان به مذاکرات پیش از انقلاب و هم به مذاکرات پس از انقلاب مانند مذاکره سال 1387 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اشاره کرد، مذاکره‌ای که پس از آن، هاشمی رفسنجانی در جمع زائرین بقیع گفت: «طولی نمی‌کشد که بقیع احیا شود». گفته‌ای که به نظر با توجه به شرایط روز گفته شده است و این روزها نباید به آن خیلی امیدوار بود.

 



عزاداری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در شام غریبان حضرت زهرا در بقیع

همه راه‌ها برای بازسازی بقیع البته سیاسی و دیپلماتیک نبوده است. سایت خبری- تحلیلی بازسازی بقیع راه‌اندازی شده است و از آغاز ماه رجب هر سال تا تاریخ هشتم شوال به مدت 100 روز انتفاضه سایبری بازسازی بقیع با شرکت مدیران سایت‌ها و وبلاگ‌ها انجام می‌شود.

طبق سوالاتی هم که از مراجع شده است برخی صرف حقوق شرعیه در این امر را جایز دانسته‌اند و برخی دیگر آن را از شعائر شمرده‌اند و حتی برخی از مراجع تلاش برای بنای قبور ائمه بقیع را واجب خوانده‌اند.

روشن است که راه بازسازی بقیع نه تلاش‌های فردی و افراطی است بلکه مذاکره و بسته سیاستی مناسب ایجابی و سلبی است. باید از دولتی که حتی به حقوق شهروندان خود احترام نمی‌گذارد خواست حق عده‌ای برای بزرگداشت زعمای دین‌شان را مدنظر قرار دهد، کاری که بسیار سخت است و نیاز به لطافت و ظرافت‌های خاص خود دارد. باید به این هم فکر کرد که ائمه بقیع بیش از مقبره به چه چیزهایی نیاز دارند؟ نتایج این فکر از این یادداشت جالب‌تر خواهد بود.


منابع:
1. آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان
2. اطلس اماکن مکه مکرمه و مدینه منوره، معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام رهبری
3. تاریخ حرم ائمه بقیع و آثار دیگر در مدینه منوره، محمد صادق نجمی
4. تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، علی قاضی عسکر
5. زیارت پیامبر و اولیاء، علی اصغر رمضانی
6. صحیفه امام خمینی (ره)
7. روزنامه ابتکار، شماره 1216
8. زائر، نشریه سازمان حج و زیارت
9. سایت خبری-تحلیلی بقیع – کد خبر 1279
10. سایت خبری - تحلیلی تابناک،کد خبر 12046

پشت بام های مدرن و آرام بخش( گزارش تصویری )

پشت بام ها و تراس ها که تا پیش از این بیشتر به عنوان فضاهایی با امکان استفاده محدود شناخته می شدند، امروزه در برخی از ساختمان ها می توانند هرآنچه را که در یک حیاط به کار می رود در خود جای دهند.

پول نیوز، مازیار دانیالی - با پیشرفت فن آوری بخش ساختمان سازی نیز شاهد طرح ها و ایده های نوینی در این زمینه بوده است. پشت بام ها و تراس ها که تا پیش از این بیشتر به عنوان فضاهایی با امکان استفاده محدود شناخته می شدند، امروزه در برخی از ساختمان ها می توانند هرآنچه را که در یک حیاط به کار می رود در خود جای دهند. از این رو دیگر نگاه به عابرین از ارتفاعی بالا و یا گرفتن حمام آفتاب تنها مورد استفاده آنها نبوده و فعالیت هایی از قبیل آشپزی، استراحت، صرف نوشیدنی، تفریح و سرگرمی و یا حتی خوابی راحت می تواند در این مکان ها صورت پذیرد.

استفاده از این قبیل فضاها در خانه هایی که چشم انداز زیبایی به مناظر طبیعی داشته و یا از نظر فضای شهری با محدودیت مواجه هستند، بسیار پرطرفدار است. البته این مساله در برخی مناطق با منع قانونی مواجه بوده و امکان پذیر نمی باشد. در ادامه برخی از این چشم اندازهای کاربردی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
Miami Beach, Florida

قیمت: 7 میلیون 900 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 5 - 7 عدد

این اقامتگاه لوکس ساحلی چشم اندازی زیبا به اقیانوس و فراتر از آن را ارائه می کند. استخری زیبا که سقفی مدرن بر فراز آن قرار داشته در کنار کفپوشی از چوب و برخورداری از پارکینگ، اوقات خوشی را برای ساکنان خوش شانس آن فراهم می کند.

Jersey City, New Jersey

قیمت: 2 میلیون و 495 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 3 - 3 عدد

این اقامتگاه چهار طبقه بی نظیر دارای چهار تراس بوده تا چشم اندازی زیبا به نیویورک را در اختیار ساکنان آن قرار دهد. نمای آجری، شومینه، نرده و پلکان های مسی، آب نمای داخلی، کاشی های رنگارنگ و لوسترهایی زیبا بخشی از امکانات رفاهی فوق العاده این مکان را تشکیل می دهند.

Los Angeles, California

قیمت: 3 میلیون و 195 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 3 - 4 عدد

این خانه چهار طبقه مدرن در منطقه بلوار سان ست دارای شیشه های قدی بوده تا چشم انداز زیبایی را به تپه های هالیوود در اختیار ساکنان آن قرار دهد. علاوه بر تراس بزرگ این ساختمان در طبقه دوم، پشت بامی با کفپوش چوبی به همراه یک استخر و امکانات رفاهی دیگر در این مکان قرار گرفته است.

Hilton Head Island, South Carolina

قیمت: 3 میلیون و 795 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 5 - 7 عدد

این خانه مجلل از سنگ های وارد شده از برزیل و ایتالیا ساخته شده است. آشپزخانه خارجی و شومینه آن بسیار زیباتر از نمونه های معمول است. دو جکوزی و یک استخر شنا با دیواره های مشکی از دیگر امکانات رفاهی آن هستند.

Glenbrook, Nevada

قیمت: 12 میلیون و 700 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 4 - 6 عدد

خانه ای کوهستانی که در سال 2009 ساخته شده و چشم اندازی زیبا به کوهستان و دریاچه تاهو در اختیار ساکنان آن قرار می دهد. تفرجگاه ساحلی، اسکله و زمین تنیس بخشی از امکانات رفاهی این مکان را تشکیل می دهند.

Avenida Cresta, La Jolla, California

قیمت: 7 میلیون و 800 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 6 - 9 عدد

استفاده گسترده از چوب های تیره به رغم محیط باز این اقامتگاه مدرن که مدت زمان زیادی از ساخت آن نمی گذرد، فضای گرم و دلنشینی را برای آن فراهم آورده است. چشم اندازی فوق العاده به اقیانوس از دیگر ویژگی های بی نظیر این مکان است.

Belvedere Street, La Jolla, California

قیمت: 3 میلیون و 500 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 4 - 5 عدد

خانه ای مدرن که چوب و دیگر مواد صنعتی مانند مس در نقاط مختلف آن به کار رفته است. پارکینگی با ظرفیت 4 خودرو و شیشه های قدی از دیگر ویژگی های این ساختمان است. البته ساکنان این خانه از این شانس برخوردار هستند که در کنار برگ های نخل استراحتی دلنشین داشته و از چشم انداز زیبا به اقیانوس لذت ببرند.

Albuquerque, New Mexico

قیمت: 254 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 2 - 2 عدد

آشپزخانه ای بر فراز پشت بام که به نظر می رسد با الهام از آشپزخانه رستوران ها و با سطوحی از فولاد ضد زنگ ساخته شده اند. این ساختمان چهار طبقه هم چنین به پانل های خورشیدی برای استفاده از این انرژی پاک مجهز شده است.

New York, New York

قیمت: 1 میلیون و 950 هزار دلار

تعداد اتاق خواب - حمام: 2 - 2 عدد

هنگامی که در منهتن پیاده روی می کنید نمایی از یک خانه کوچک که بر روی سقف یک آپارتمان جلب توجه می کند. این مکان شبیه یک خانه مستقل بوده اما در واقع قسمت بیرونی پنت هوسی چند طبقه است.

تاریخ تولد و میزان تحصیلات بازیگران سینما

 
تاریخ تولد و میزان تحصیلات بازیگران سینما
پوریا پورسرخ : متولد۵۶ در تهران.دکترای فیزیولوژی گیاهی
لاله اسکندری : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس گرافیک
مهناز افشار : متولد ۵۶ در تهران. دیپلم تجربی….
پژمان بازغی : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس صنایع
عسل بدیعی : متولد ۵۶ در تهران.لیسانس تغذیه
زیبا بروفه : متولد ۵۴ در تهران. لیسانس حقوق قضایی
ماهایا پتروسیان : متولد ۴۸ در تهران. لیسانس تئاتر
پارسا پیروزفر : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس نقاشی
هانیه توسلی : متولد ۵۸ در همدان.دانشجوی رشته نمایش نامه نویسی
هدیه تهرانی : متولد ۵۱ در تهران.دیپلم
بهناز جعفری : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس ادبیات نمایشی
رامبد جوان : متولد ۵۰ در تهران.دیپلم
چکامه چمن ماه : متولد ۵۹ در تهران.دیپلم مجسمه سازی
لیلا حاتمی : متولد ۵۱ در تهران. تحصیل در مهندسی برق و ادبیات مدرن فرانسه را در سوییس نیمه کاره رها کرد
مجید حاجی زاده : متولد ۵۸ در تهران.تحصیل در رشته میکروبیولوژی را رها کرد و هم اکنون تئاتر می خواند
میترا حجار : متولد ۵۵ در تهران.دیپلم
امین حیایی : متولد ۴۹ در تهران. تحصیل در رشته کامپیوتر را رها کرد
شهاب حسینی : متولد ۵۲ در تهران. تحصیل در رشته روانشناسی را رها کرد
شهرام حقیقت دوست : متولد ۵۱٫ کارشناس رشته تئاتر
رضا داوود نژاد : متولد ۵۹ در تهران. تحصیل در رشته حقوق را رها کرد
سام درخشانی : متولد ۵۹ در تهران.تحصیل در رشته نمایش را رها کرد
بهرام رادان : متولد ۵۸ در تهران. لیسانس مدیریت بازرگانی
حبیب رضایی : متولد ۴۸ در مشهد. لیسانس مدیریت بیمارستان
بهاره رهنم : متولد ۵۲ در تهران.لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی.دانشجوی فوق لیسانس در رشته نمایش
مریلا زارعی : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس مهندسی صنایع قضایی
فقیهه سلطانی : متولد ۵۳ در تهران.لیسانس ادبیات نمایشی
رامبد شکرآبی : متولد ۵۱ در تهران. دیپلم ریاضی
رضا شفیعی جم : متولد ۵۰ در تهران. لیسانس نقاشی
غزل صارمی : متولد ۵۷ در تهران.دیپلم
میلاد صدر عاملی : متولد ۶۱٫ دانشجوی رشته مهندسی نساجی
امیر حسین صدیق : متولد ۵۱ در نیشابور. دیپلم بازیگری
لادن طباطبایی : متولد ۴۹ در تهران.لیسانس بازیگری
شبنم طلوعی : متولد ۵۰ در تهران. دیپلم
پرستو صالحی : متولد ۵۶ در تهران. لیسانس
رزیتا غفاری : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس کارگردانی سینما
شقایق فراهانی : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس نقاشی
گلشیفته فراهانی : متولد ۶۲ در تهران. دانشجوی رشته موسیقی
نگار فروزنده : متولد ۵۷ در تهران.دیپلم
حدیث فولادوند : متولد ۵۶ در تهران.فوق دیپلم
علی قربان زاده : متولد ۵۷ در تهران.دیپلم
شبنم قلی خانی : متولد ۵۶ در تهران. فوق لیسانس رشته تئاتر
ترانه علیدوستی : متولد ۶۳ در تهران. دیپلم
مهتاب کرامتی : متولد ۵۰ در تهران. لیسانس میکروبیولوژی
نیکی کریمی : متولد ۵۰ در تهران. دیپلم تجربی
مانی کسراییان : متولد ۵۵ در شیراز. لیسانس بازیگری
باران کوثری : متولد ۶۴ در تهران. دیپلم موسیقی
کامبیز کاشفی : متولد ۵۶ در تهران. دیپلم
محمد رضا گلزار : متولد ۵۴ در تهران.لیسانس مکانیک سیالات
پوپک گلدره : متولد ۵۰ در تهران. لیسانس روانشناسی
سروش گودرزی : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس کامپوتر
لادن مستوفی : متولد ۵۱ در شهسوار. لیسانس کارگردانی
مرجان محتشم : متولد ۴۸ در تهران، رها کرده دبیرستان
یکتا ناصر : متولد ۵۷ در تهران.لیسانس مهندسی محیط زیست

يك زن درصف اول نمازگزاران

فرشتگان چگونه می میرند؟

ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! هیچکس‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئیل‌ و میکائیل‌.
به‌ او گفته‌ میشود که‌: به‌ جبرئیل‌ و میکائیل‌ هم‌ بگو بمیرند.فرشتگان‌ در اینحال‌ می گویند: ای‌ پروردگار! اینان‌ دو رسول‌ تو و دو امین‌ تو هستند.خداوند می فرماید: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ دارای‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و دارای‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌.


همه موجودات در سیر و حرکت خود به نقطه اى خواهند رسید که در آن نقطه خاتمه یافته و در آن ساکن گشته و استقرار مى یابند. از نظر قرآن کریم، مرگ هر چیزى هنگامى است که ”‌اجل”‌‌ آن شئ فرا برسد، و همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان داراى چنین اجلى هستند.[۱] این نقطه استقرار و ثبات بنابر گفته قرآن، نزد خداوند است. « أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ » [۲] و آنچه نزد خداوند است باقى مى باشد. (و وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ)[۳] از این رو، وقتى موجودات به پیشگاه خداوند رسیدند و در نزد او حاضر گشتند داراى حیاتى ابدى و جاویدان مى گردند. همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان – صیرورت و شدنِ آنان به سوى خداوند است و عاقبت به سوى او برگشته و در پیش گاه او حاضر و محشور مى گردند. این بازگشت همگانى به سوى خداوند همان ”‌مرگ”‌‌ است. پس مى توان چنین نتیجه گرفت که همه موجودات از جمله فرشتگان، این چنین ”‌مردنى”‌‌ خواهند داشت.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادى به ”‌نفخ صور”‌‌[۴] تعبیر شده است و دمیدنى که در صور انجام مى‏گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایى قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌‌،[۵] ”‌زجره”‌‌[۶] (صیحه)، ”‌صاخه”‌‌[۷] (صیحه شدید) و ”‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌‌[۸] (دمیدن در چیزى که صدا از آن خارج مى شود) تعبیر گشته است.


درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند چنان که قرآن می فرماید: ”‌و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌‌.[۹] این آیه ابتدا می فرماید: تمام آنها که در زمین و آسمان هستند می میرند که شامل تمام ملائکه نیز می شود. سپس بعضی از آنان را استثنا می کند. پس، از این آیه فهمیده می شود که عده ای از موجودات در نفخه اول نمی میرند. در این که اینها چه کسانی هستند؟ در میان مفسران اختلاف است. گروهى معتقدند که آنها جمعى از فرشتگان بزرگ خدا همچون جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل اند. در روایتى است که وقتی رسول الله (ص) این آیه را تلاوت کردند مردم پرسیدند چه کسانی استثنا شده اند؟ حضرت فرمود: ”‌جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و ملک الموت و وقتی خلائق قبض روح شدند آنها نیز به فرمان خدا به ترتیب می میرند”‌‌.[۱۰] روایت دیگرى حاملان عرش خدا را نیز بر این ملائک افزوده ‏اند.[۱۱]


به هر حال از این روایات[۱۲] و روایاتی که می فرماید: وقتی زمان نفخه اول می شود اسرافیل در صور می دمد و تمام موجودات دارای روح می میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می میرد.[۱۳] از بعضی آیات از جمله آیه: ”كُلُّ شَیْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌،[۱۴] که به طور کلی می فرماید هر چیزی هلاک می شود و می میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبى استفاده مى شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام مى میرند، به گونه اى که در سرتاسر عالم هستى موجودى زنده نخواهد بود، جز خداوند متعال.بنابراین، فرشتگان دارای عمر بسیار طولانی هستند. اما آنان نیز روزی خواهند مرد.

در مورد نفخ صور و مردن همه عالمیان از امام سجاد علیه السلام پرسش شده بود که ایشان ضمن یک حدیث طولانی مراحل دمیده شدن در صور را توضیح می دهند و در مورد مرگ فرشتگان هم جزئیاتی بیان می دارند به این مضمون :


قبض‌ روح‌ جمیع‌ فرشتگان‌ و تنها بقاءِ ذات‌ خدا عزّوجلّ

و سپس‌ حضرت‌ شروع‌ به‌ سخنانی‌ نمود و فرمود: تمام‌ اهل‌ زمین‌ می‌میرند بطوریکه‌ یک‌ تن‌ در روی‌ زمین‌ باقی‌ نمی‌ماند. و اهل‌ آسمان‌ می‌میرند حتّی‌ یک‌ نفر از آنها باقی‌ نمی‌ماند مگر ملک الموت‌ و حَمَله عرش‌ و جبرائیل‌ و میکائیل‌.

حضرت‌ فرمود: در این‌ حال‌ ملک‌ الموت‌ می‌آید تا در نزد پروردگار عزّوجلّ حضور پیدا نموده‌ می‌ایستد و به‌ او گفته‌ میشود ـ در حالیکه‌ خدا داناتر است‌ ،که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟

ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! هیچکس‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئیل‌ و میکائیل‌.

به‌ او گفته‌ میشود که‌: به‌ جبرئیل‌ و میکائیل‌ هم‌ بگو بمیرند.

فرشتگان‌ در اینحال‌ می گویند: ای‌ پروردگار! اینان‌ دو رسول‌ تو و دو امین‌ تو هستند.

خداوند می فرماید: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ دارای‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و دارای‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌.

ملک‌ الموت‌ پس‌ از انجام‌ مأموریت‌ خود می‌آید تا در نزد پروردگار خود حضور یافته‌ و می‌ایستد.

به‌ او گفته‌ میشود ـ در حالیکه‌ خدا داناتر است‌ ـ: که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟

ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌.

خداوند میفرماید: بگو حمله عرش‌ نیز بمیرند.

در اینحال‌ ملک‌الموت‌ با حالت‌ اندوه‌ و غصّه‌ می‌آید، و در حالیکه‌ سر خود را پائین‌ انداخته‌ و چشمان‌ خود را بر نمی‌گرداند در نزد خدا حضور می‌یابد.

به‌ او گفته‌ میشود: که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟

میگوید: ای‌ پروردگار من‌! غیر از ملک‌ الموت‌ کسی‌ باقی‌ نمانده‌ است‌!

به‌ او گفته‌ میشود: بمیر ای‌ ملک‌ الموت‌! پس‌ می‌میرد.

در اینحال‌ خداوند زمین‌ را بدست‌ قدرت‌ خود می گیرد، و آسمان ها را بدست‌ قدرت‌ خود می گیرد؛ و می گوید:

«أَینَ الَّذِینَ کانُوا یدْعُونَ مَعِی‌ شَرِیکا؟ أَینَ الَّذِینَ کانُوا یجْعَلُونَ مَعِی‌ إلَهًا ءَاخَرَ؟ [۱۵]

«کجا هستند آن‌ کسانی‌ که‌ با من‌ در کارهای‌ من‌ شریک‌ می‌پنداشتند؟ کجا هستند آن‌ کسانی‌ که‌ با من‌ خدای‌ دگری‌ قرار میدادند؟»



پی نوشت ها :

[۱].روم، ۸

[۲].انعام، ۲

[۳]. نحل، ۹۶

[۴]. نمل، ۸۷؛ زمر، ۶۸؛ حاقه، ۱۵ – ۱۳؛ و… .

[۵]. یس، ۵۳

[۶]. نازعات، ۱۳ و ۱۴

[۷]. عبس، ۳۳ و ۳۴

[۸].مدثر، ۱۰ -۸

[۹].زمر ، ۶۸، ”‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌‌.

[۱۰]. بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۱۸۴

[۱۱]. همان، ج ۶، ص ۳۲۹ .

[۱۲]. همان.

[۱۳]. همان، ص ۳۲۴

[۱۴]. قصص، ۸۸

[۱۵]. «كافی‌» طبع‌ حروفی‌، ج‌ ۳، كتاب‌ جنائز، ص‌ ۲۵۶ و ۲۵۷؛ و طبع‌ سنگی‌ ج‌ ۱، ص‌ ۷۰ و ۷۱



منابع :کتاب معاد شناسی علامه طهرانی

اسلام پدیا

چرا معصومين استغفار مي كردند؟

برخي گفته‏ اند استغفار معصومين براي ما مُذنِبين، جنبه آموزشي داشته است... وجه دوم: گفته‏اند جهت آموزشي مطرح نيست؛ بلكه خودِ كُرنش نسبت به معبود، خود اين تضرّع و اظهار عجز كردن به معبود، لذّت‏بخش است و لذّت معنوي دارد.
گفتاري از آيه الله مجتبي تهراني پيرامون دعاهاي ماثور

گفته شد كه ماه مبارك رمضان، ماه تلاوت كلام الهي است كه از مصدر وحي نازل شده و ماه راز و نياز عبد با ربّ و اظهار تقاضاي او از ربّ است، چه در قالب دعاهاي مأثوره باشد و چه دعاهاي غير مأثوره. دعا از افضل اعمال در ماه مبارك رمضان است. بحث ما در مورد روش دعا كردن نسبت به ديگران بود و اقسامي را براي اين روش تصوير كرديم و عرض كرديم كه بهترين قسم، آن دعايي است كه "خالصاً مخلصاً لوجه الله " براي غير باشد؛ يعني تقاضاي او از من يا خدمتي كه او به من يا وابستگان من و يا جامعه كرده، هيچ كدام مورد نظرم نباشد. البته همه اقسام دعا براي غير خوب است، امّا بهترينش اين قسم است.

دعا در مورد مؤمنين به‏طور كلّي در بيان انبيا
حالا مي‎خواهيم وارد بحث مضامين دعاهاي مأثوره و بعد هم انتخاب انسان در اين مضامين شويم. در باب مضامين دعاهاي مأثوره عرض كردم چه در قرآن و چه در روايات، اوّلين مضمون "غفران " است؛ آن‏هم به اين صورت كه داعي ابتدا براي خودش و بعد براي ديگران غفران بخواهد. در باب تقديم و تأخير كه در گذشته مطرح كردم به يك جهتِ تقديم خود در مسأله غفران اشاره كردم و ديگر آن را تكرار نمي‎كنم. در اين جلسه مي‎خواهم مطلبي را عنوان كنم كه چه بسا در ذهن بعضي‎ها هم آمده باشد و آن مطلب اين است كه ما در باب روش دعا كردن از نظر مضمون، يك‏وقت نسبت به متوسطين از مؤمنين بحث مي‎كنيم، يك‏وقت به طور كلّي در مورد انسان‎هايي كه مؤمن بالله هستند، بحث مي‎كنيم. بحث ما در مورد قسمت دوم است، يعني گسترده است.

در آياتي كه قبلاً به آن‏ها اشاره كرديم و الآن آن‏ها را به عنوان يادآوري تكرار مي‎كنم، تعبيرات پيامبران را مي‎بينيم؛ مثلاً حضرت موسي(عليه‏السلام) پيغمبر مرسَلِ خدا مي‎گويد: "رَبِّ اغْفِرْ لي‏ وَ لِأَخي‏ وَ أَدْخِلْنا في‏ رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمين ".[۱] در سوره ابراهيم دارد: " رَبَّنَا اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ ".[۲] يا از زبان حضرت نوح دارد: "رَبِّ اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِنات ".[۳] يا از پيغمبر اكرم‎(صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) اين‎طور روايت شده است كه فرمودند: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِأُمَّتِي اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِأُمَّتِي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَ لَكُمْ ".[۴] اين‏ها تعبيرات انبياي مرسَل است.

استغفار روزانه پيغمبر اكرم
حالا مي‎خواهم اشكالي را مطرح مي‎كنم؛ ما در روايات متعدّده تعبير استغفار را در مورد پيغمبر اكرم داريم كه من اين‏ها را مطرح مي‎كنم. در روايتي دارد: "كََانَ رَسُولُ‎اللهِ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً يَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ وَ كَذَلِكَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ صَالِحُ أَصْحَابِه ".[۵] هم پيغمبر اكرم، هم ائمه اطهار و هم صالحينِ اصحاب هر كدام روزي هفتاد بار استغفار مي‎كردند.

در روايت ديگري هست كه زيد شحّام از امام صادق(عليه‎السلام) نقل مي‎كند كه حضرت مي‎فرمود: "كَانَ رَسُولُ‎اللهِ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً "؛ يعني پيغمبر اكرم، روزانه هفتاد مرتبه به سوي خداي متعال توبه مي‏كردند. زيد مي‎گويد از امام صادق(عليه‎السلام) سؤال كردم: "أَ كَانَ يَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ قَالَ لَا وَ لَكِنْ كَانَ يَقُولُ أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ ".[۶] البته من فعلاً به قالب‎ريزي دعاي حضرت كاري ندارم.
در روايت ديگري هست كه علي بن‏رئاب از امام صادق(عليه‎السلام) نقل مي‎كند: "إنّ رَسُولَ‎اللهِ كَانَ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ يَسْتَغْفِرُهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ مِائَةَ مَرَّةٍ مِنْ غَيْرِ ذَنْب ".[۷] در اين روايت، تعبير "مِنْ غَيْرِ ذَنْب " آمده بود. باز در روايت ديگري از امام صادق(عليه‎السلام) دارد كه حضرت فرمود: "إنَّ رَسُولَ‎اللهِ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ ".[۸] اين هم "مِنْ غَيْرِ ذَنْب " دارد.

باز روايت ديگري هست كه عبدالله بن‏بُكير از امام صادق(عليه‎السلام) نقل مي‎كند "إِنَّ رَسُولَ‎اللهِ كَانَ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ ".[۹] در اينجا سه روايت بود كه در هر سه تعبير "مِنْ غَيْرِ ذَنْب " آمده بود. اگر ذنبي نباشد، استغفار نسبت به ذنب معنا ندارد؛ به قول ما طلبه‎ها "سالبه به انتفاء موضوع " است. كسي كه گناهي نكرده است، از چه چيزي استغفار مي‏كند؟ اين اشكال و سؤالي است كه با ديدن اين روايات متعدّد به ذهن انسان مي‎آيد.

استغفار در ادعيه مأثوره
اين‏ها رواياتي بود كه در ارتباط با انبياي مرسل بود؛ حالا مي‎رويم سراغ ادعيه مأثوره خودمان، يعني دعاهايي كه از ائمه اطهار(عليهم‏السلام) وارد شده است. من نمي‎خواهم وارد همه دعاها شوم، چون خيلي مفصّل مي‎شود. فقط يك اشاره مي‎كنم تا آن‏هايي كه اهلش هستند، به صحيفه سجاديه مراجعه كنند. در دعاهاي زين‎العابدين(صلوات‎الله‎عليه) مسأله تقاضاي غفران از خدا زياد مطرح شده است.

دعاي ديگر كه همگاني است و چه بسا همه آن را خوانده باشند، دعاي كميل است. آنجا هم اميرالمؤمنين(عليه‏السلام) مي‏فرمايد: "اللّهُمّ لَا أجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لَا لِقَبَائِحِي سَاتِراً وَ لَا لِشَي‏ءٍ مِن عَمَلِيَ القَبِيحِ بِالحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيرَكَ "؛ يا در همين دعا دارد: "الَّلهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهتِكُ العِصَمَ اللَّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ اللَّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحبِسُ الدُّعَاءَ ".[۱۰] اين‏ها همه عبارات دعاي كميل از علي(عليه‎السلام) است. اين عبارات از معصوم است. در آن سه روايت درباره پيغمبر هم تعبير "مِنْ غَيْرِ ذَنْب " داشت. اين‏ها كه معصوم هستند، چگونه از خداوند طلب غفران مي‎كنند؟ اين خودش بحثي است.

وجوه استغفار معصومين
ديديد كه من اوّل سراغ قرآن رفتم، بعد روايات را مطرح كردم و بعد سراغ ادعيه آمدم؛ يعني مرحله به مرحله پيش آمدم. در همه اين شواهد هم ديديم كه انبيا و اولياي خدا كه معصوم هم هستند، اوّل براي خودشان طلب مغفرت مي‎كنند و "ربّ اغفِر لِي " مي‏گويند. حالا ما چگونه اين‏ها را با هم جمع كنيم؟ در اينجا وجوهي را براي پاسخ به اين اشكال مطرح كرده‏اند كه من به بعضي‎ از آن وجوه اشاره مي‎كنم.

وجه اوّل؛ آموزش
وجه اوّل: گفته‏اند كه اين‏ها براي ما مُذنِبين، جنبه آموزشي داشته است. يعني معصومين خواسته‏اند به گناه‎كاران بياموزند كه وقتي خواستي دعا كني، اوّل از خدا بخواه كه از سر تقصيراتت بگذرد‎، بعد بقيه دعاهايت را مطرح كن. اين وجه با آن مطالبي كه در گذشته گفتيم هم تطبيق مي‎كند؛ به خصوص با آن عبارتي كه در دعاي كميل از علي(عليه‎السلام) بود كه داشت: "اللَّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحبِسُ الدُّعَاءَ ". يعني خدايا، آن گناه‎هايي كه موجب حبس دعا مي‎شود را ببخش!

ما سابقاً "موانع اجابت دعا " را بحث كرديم و گفتيم كه اوّلين مانع، گناه است. گناه موجب مي‎شود كه دعا مستجاب نشود. ديديد كه در دعاي كميل هم همين را داشت: "اللَّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحبِسُ الدُّعَاءَ ". حبس دعا يعني اين كه دعا از اين دو لب‎ بالاتر نمي‎رود. اهل معرفت كه اين را در يك قالب معرفتي مي‎ريزند، مي‎گويند كه اين از حُجُب ظلماني است. ما گفتيم "مانع "، آن‏ها مي‎گويند "حجاب ". گناه موجب مي‎شود كه دعا مستجاب نشود و مانع و حجاب است؛ حجابش هم حجاب ظلماني است. اين يك توجيه بود.

وجه دوم؛ التذاذ معنوي
وجه دوم: گفته‏اند جهت آموزشي مطرح نيست؛ يعني حضرات معصومين نمي‏خواستند به گناه‎كاران دعا كردن را بياموزند، بلكه خودِ كُرنش نسبت به معبود، خود اين تضرّع و اظهار عجز كردن به معبود، لذّت‏بخش است و لذّت معنوي دارد. دعا اظهار كُرنش و عجز و تضرّع نسبت به معبود است. اولياي خدا دنبال التذاذات نفساني كه نيستند؛ اين‏ها دنبال التذاذات معنوي بودند. لذا مي‎خواستند از اين لذت بي‎بهره نمانند و اين لذت معنوي را هم بچشند.

لذا اين‏ها در همين قوالب اظهار عجز، تضرّع، كُرنش، ضعف و نقص كرده‏اند. پس اين دعاها و طلب غفران‏ها از طرف انبيا و اولياي معصوم الهي، صِرفاً به جهت تعليم و آموزش گناه‎كاران نبوده است؛ بلكه خودشان هم مي‎خواستند يك لذّت معنوي ببرند؛ مي‎خواستند اظهار نقص و كمبود نسبت به معبود كنند و اين يك لذّت معنوي دارد. اين‏ها مي‏خواستند از اين لذّت معنوي بي‎بهره نمانند. اين وجه دوم بود.

وجه سوم؛ رفع حجب نوراني
وجه سوم: توجّه اولياي خدا كه داراي مقامات معنوي هستند به اعمال صالح و همان مقامات عالي معنوي مثل توكل، رضا و تسليم، خودِ اين توجه يك حجاب است؛ البته اين حجاب، از حُجُب ظلمانيه نيست، بلكه از حُجُب نوريه است. همين توجه براي اولياي خدا سيئه محسوب مي‏شود. لذا گاهي در اين قالب مي‎ريزند كه: "حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبِين ".[۱۱] حسنات ابرار، براي مقرّبين سيئه است. توجه به اين حسنه، حجاب است. التفات مقربين، چه به اعمال صالح و چه به مقامات معنويه، براي آن‏ها سيئه است و استغفار آن‏ها به خاطر توجّهات آن‏ها به حُجُب نوريه است. اين وجه سوم بود. وجه چهارمي هم از استادم(رضوان‎الله‎تعالي‎عليه)[۱۲] هست كه جلسه آينده مي‎گويم.

پي نوشت:
.......................................................
[۱]. سوره الاعراف، آيه ۱۵۱
[۲]. سوره ابراهيم، آيه ۴۱
[۳]. سوره نوح، آيه ۲۸
[۴]. بحارالأنوار، ج۲۱، ص۲۱۰
[۵]. وسائل‏الشيعة، ج۱۶، ص۸۱
[۶]. الكافي، ج۲، ص۴۳۸
[۷]. بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۷۶
[۸]. بحارالأنوار، ج۱۶، ص۲۸۳
[۹]. بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۷۵
[۱۰]. إقبال‏الأعمال، ص۷۰۶
[۱۱]. بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۰۵
[۱۲]. امام خميني (رحمةالله‏عليه)

گلواژه های ناب و پرمعنای زندگی

سازنده ترین کلمه گذشت است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه ما است
آن را به کار بر

عمیق ترین کلمه عشق است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه تنفر است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه من است
از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه خشم است
آن را فرو بر

بازدارنده ترین کلمه ترس است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه کار است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه طمع است
آن را بکش

سازنده ترین کلمه صبر است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه امید است
به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه حسرت است
حسرت کش نباش

تواناترین کلمه دانش است
آن را فرا گیر

محکم ترین کلمه پشتکار است
آن را داشته باش

سمی ترین کلمه شانس است
به امید آن نباش

لطیف ترین کلمه لبخند است
آن را حفظ کن

ضروری ترین کلمه تفاهم است
آن را ایجاد کن

سالم ترین کلمه سلامتی است
به آن اهمیت بده

اصلی ترین کلمه اعتماد است
به آن اعتماد کن

دوستانه ترین کلمه رفاقت است
از آن سو استفاده نکن

زیباترین کلمه راستی است
با آن روراست باش

زشت ترین کلمه تمسخر است
دوست داری با تو چنین شود؟!

موقر ترین کلمه احترام است
برایش ارزش قائل شو

آرامترین کلمه آرامش است
آرامش را دریاب

عاقلانه ترین کلمه احتیاط است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه محدودیت است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه غیر ممکن است
غیر ممکن وجود ندارد

مخرب ترین کلمه شتابزدگی است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه نادانی است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه اضطراب است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه انتظار است
منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه بخشش است
برای بخشش هیچوقت دیر نیست

قشنگ ترین کلمه خوشرویی است
راز زیبایی در آن نهفته است

رسا ترین کلمه وفاداری است
بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است

محرک ترین کلمه هدفمندی است
زندگی بدون آن پوچ است

و

هدفمند ترین کلمه موفقیت است
پس پیش به سوی موفقیت

عثمان طه» خطاط معروف قرآن کریم کیست؟

 
«عثمان طه» خطاط معروف قرآن کریم کیست؟
«عثمان طه» در مورد علت تسلطش بر زبان فارسی می‌گوید: من به خط نستعلیق فارسی علاقه زیادی دارم و هنگام تمرین بر نوشته‌های فارسی، لازم می‌شود که معنای کلمات را بفهمم و الاّ هیچ لذتی نمی‌برم از همین رو فارسی را به تنهایی یاد گرفتم. دیگر اینکه استاد «امیرخانی» از ایران، دوست بنده‌ است و من از ایشان و بعضی از دوستان، ضرب المثل‌های فارسی زیادی را یاد گرفته‌ام.
به گزارش پارسینه، عثمان طه یا «عثمان طه الحلبی» کاتب سرشناس و پر آوازه قرآن در جهان اسلام اهل سوریه بوده اما بیش از ۳۰ سال است که در شهر مدینه اقامت دارد و به زبان فارسی نیز تاحدودی تسلط دارد.

نام کامل او «أبو مروان عثمان بن عبده بن حسین بن طه الحلبی» است. او در سال ۱۹۳۴ میلادی در یکی از روستاهای اطراف شهر حلب، متولد شد. او دارای هفت فرزند است. پدرش شیخ «عبده حسین طه» امام جماعت مسجد روستایشان بود.

«عثمان طه» در مورد علت تسلطش بر زبان فارسی می‌گوید: من به خط نستعلیق فارسی علاقه زیادی دارم و هنگام تمرین بر نوشته‌های فارسی، لازم می‌شود که معنای کلمات را بفهمم و الاّ هیچ لذتی نمی‌برم از همین رو فارسی را به تنهایی یاد گرفتم. دیگر اینکه استاد «امیرخانی» از ایران، دوست بنده‌ است و من از ایشان و بعضی از دوستان، ضرب المثل‌های فارسی زیادی را یاد گرفته‌ام.

«عثمان طه الحلبی» مدرک لیسانس رشته «شریعت اسلامی» را دارد و در زمینه زبان عربی، نقاشی و هنرهای اسلامی نیز دوره‌هایی را گذرانده و مطالعات زیادی نیز داشته‌ است.

او اجازه خطاطی و به اصطلاح مدرک این کار را در سال ۱۹۷۳ میلادی از استاد ترک تبار «حامد الآمدی» دریافت کرد. وی نزد خطاطان سرشناسی همچون محمدعلی مولوی و ابراهیم رفاعی در حلب و محمد بدوی دیرانی در دمشق شاگردی کرد. او نخستین بار در سال ۱۹۷۰ میلادی قرآنی را به خط خودش برای وزارت اوقاف و شئونات اسلامی سوریه نوشت.

وی از سال ۱۹۸۸ میلادی که به عربستان سعودی مهاجرت کرد، در چاپخانه قرآن کریم ملک فهد، در مدینه مشغول به کار است. قرآن دست خط وی، به دلیل ویژگی‌های زیادی که دارد، در حال حاضر پرتیراژترین و سرشناس‌ترین قرآن موجود در سراسر جهان است.

اوقات شرعی مراکز استان و برخی از شهرها در ماه مبارک رمضان (فایل PDF)

توجه: برای دریافت اوقات شرعی مربوطه بر روی آیکون ( )  کلیک کنید و بعد از دانلود پرینت گرفته و استفاده نمایید. در صورتی که فایل ها باز نمی شوند ابتدا نرم افزار PDF Reader را از اینجا دانلود کرده و بعد از نصب از فایل استفاده نمایید.
_______________________________________________________________

تهران



شیراز



اهواز



مشهد



تبریز



اصفهان



قم



یزد



کرمانشاه



کرج



اراک



اردبیل



ارومیه



ایلام



بجنورد



بندرعباس



بوشهر



بیرجند



خرم آباد



رشت



زاهدان



زنجان



 ساری



سمنان



سنندج



شهرکرد



قزوین



کرمان



گرگان



همدان



 یاسوج





منبع: سایت اوقات

روشی جدید برای ختم قرآن کریم در ماه مبارک رمضان

این ابتکار نامبارک از یک سو اصالت سوره‌ها را کم‌رنگ کرده و از سوی دیگر واحد شمارش جدیدی برای آیات الهی جعل نموده. قطعه قطعه کردن کتاب قرآن با ساطور و عدم توجه به محتوای آیات و سوره‌ها در سیر ختم قرآن، مانعی جدی در نزدیک شدن قاری به معانی قرآن است. قاری قرآن در سیستم جزئی به جای این که به آغاز و انجام یک سوره بیاندیشد و فراز و فرود آیات و سیر روایت مطالب در آن سوره را تعقیب کند و از وحدت سیاق لفظی و معنوی در هر سوره استفاده کند و لذت ببرد، بیهوده صفحه می‌شمارد و به دنبال علامت پایان جزء می‌گردد. پایان یک سوره و آغاز سوره‌ی بعدی هم در میانه‌ی جزءخوانی اتفاق می‌افتد و فرصت جمع‌بندی معانی سوره را از قاری سلب می‌کند. غالباً ارتباط معنایی خاصی هم میان سوره‌های متوالی به شیوه‌ی مرسوم وجود ندارد و ختم قرآن کریم نظم ذهنی خاصی در مورد مفاهیم قرآنی به قاری نمی‌دهد.

در طراحی سیر مطالعاتی جدید قرآن کریم باید تلاش کرد تا بخش‌بندی مقرری‌های مطالعه –که از‌ آن به عنوان «سهم» نام می‌بریم- به ساختار و پیوستگی سوره‌ها آسیبی وارد نکند و هر سوره حتی‌المقدور در یک «سهم» قرار گیرد.

با توجه به تمامی ملاحظات بالا طرح پیشنهادی ختم قرآن کریم در بیست و نه روز ماه مبارک رمضان به شرح زیر تدوین شده است:

سوتی جالب از سريال ستایش+عکس

سوتی ته خنده و جديد از سريال ستایش+عکس

معنای آرامش

 

پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل، آرامش را تصویر کند.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند، رنگین کمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولی، تصویر دریاچه آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه چپ دریاچه، خانه کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بود.

این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید. آنجا، در میان غرش وحشیانه طوفان، جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جایزه بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است. بعد توضیح داد:

” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بی کار سخت یافت می شود، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است.”

عکسی از ناصرالدین شاه در حال همایونی خودش!

چهره متفاوت چارلی چاپلین پیش از مرگ

 
این عکس آوریل سال 1977 گرفته شده و یکی از آخرین عکس‌های چاپلین است.

 مکانی که اگر دنیا نابود شد، امن می ماند+تصاویر

1.چیانگ مای

این شهر در شمال تایلند ودر جایی که مارک فیبر سرمایه گذار مشهور خانه ی خود را در آن ساخته است، قرار دارد.

در حالی که چندین دهه است که جنوب شرقی آسیا درگیر جنگ، نسل کشی، مواد مخدر و بخصوص هروئین و سقوط دولت های مختلف است، این شهر مانند سنگری با ثبات پاقی مانده است و از ارامش خاصی برخوردار است.



2.تریستان دا کونها

این مجمع الجزایر در جنوب اقیانوس اطلس قرار دارد و دور افتاده ترین مجمع الجزایر در دنیا است. تنها 271 نفر در این جزایر زندگی می کنند و مطئمن باشید که آنها به دنبال جمعیت بیشتری هستند. این جزایر به دلیل شرایط خوبی که برای ماهی گیری دارد، مشهور است.



3.گوام

در حالی که اقتصاد کنونی این کشور از ثبات خوبی برخوردار نیست ولی به کمک توریسم و کمک های دولتی روی پای خود ایستاده است.



4.دنور

در زمان جنگ این شهر می تواند امن ترین شهر در امریکا به دلیل وجود کوه ها و وضعیت جغرافیایی به خصوص خود باشد.

این شهر مایل ها از سطح دریا فاصله دارد، بنابراین در مقابل گرم شدن زمین و بالا امدن سطح دریا امن است.



5.برن

سوئیس در طی گذشته خونین اروپا، خود را به عنوان محلی امن به مردم جهان شناسانده است.اما شهر برن یکی از بهترین و امن ترین شهرهای این کشور است.

گفته شده است که نام این شهر از کلمه ی المانی "بارن" که جمع می باشد و به معنی خرس ها است، گرفته شده است.




6.پونکاک جایا

منطقه ای کوهستانی در اندنونزی است که شاید برای زندگی زیاد جالب نباشد اما به یاد داشته باشید در زمانی که جهان به خاطر جنگ و و یا حمله هسته ای و غیره در خطر افتاده است، شما به دنیال جایی برای زنده ماندن هستید.

البته بزرگترین معدن طلا در این شهر می باشد که به معنی آن است که این شهر از نظر پیدا کردن شغل و همچنین تجارت کردن از وضعیت خوبی برخوردار است.



7.کیپ تان

زمانی که شما در افریقایی جنوبی هستید، بدانید که کیپ تان بهترین شهر است. این شهر دارای مناظر بسیاری بی همتا و زیبایی است.

این شهر دومین شهر پرجمعیت افریقای جنوبی است. اگر همه چیز در این دنیا نابود شود، اتفاقی برای این شهر نمی افتد.

شهر کیپ تان از نظر اقتصادی از وضعیت خوبی برخوردار است. اقتصاد این شهر نه به نفوذ خارجی ها وابسته است نه به هیچ چیز دیگر.



8.جزیره نکر

این جزیره ای است که ریچارد براسنون صاحب آن است. مطئمنیم اگر از او برای اقامت در این جزیره اجازه بخواهید، این مرد پذیرای شما در انجل خواهد بود.

این جزیره کوچک جز جزایر ویرجین بریتانیا است. البته باید گفت آقای برانسون فقط توانایی پذایرایی از 298 نفر را دارد. جزایر ویرجین بریتانیا مجمع‌الجزایری است واقع در دریای کارائیب، بین دریای کارائیب و اقیانوس اطلس شمالی، شرق پورتوریکو و شمال شرق جزایر ویرجین آمریکا.



9.ریو دوژانیرو

وضعیت این شهر از نابودی گذشته است. شما نباید نگران باشید که وضعیت از این هم بدتر شود. مردم این شهر دیگر می دانند چگونه با این وضعیت دست و پنجه نرم کنند.



10.کانزاس

مهم نیست که چه اتفاقی برای امریکا می افتد، هر  اتفاقی بیافتد، برای کانزاس مشکلی پیش نمی آید.

این شهر توسط زمین های کشاورزی احاظه شده است. کانزاس ساحل ندارد پس نباید نگران بالا امدن آب باشید.



11.تیرا دل فیوگو

تیرا دل فیوگو مجمع الجزایری است که در جنوب امریکای جنوبی قرار گرفته است. بادهایی که در این شهر می وزد باعث شده است که "تیرا دل فیوگو"  از هر گرنه پخش ذارت رادیو اکتیو در هوا در امان بماند.




12.یوکون

این شهر در غرب کانادا قرار دارد. "یوکون" تقریبا پرجمعیت است و اقتصادش به شدت به دولت و توریسم وابسته است. اما اگر شرایط بدی به وجود بیاید جای نستبا خوبی برای ماندن است. این شهر دارای حیات وحشی است که به شما اجازه شکار می دهد.

آیا می دانستید چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟

هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌کرد. هرمزان که یکی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی که هرمزان در نتیجه خیانت یک نفر با وضعی ناامید کننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد که هر گاه او را امان دهد، خود را تسلیم وی خواهد کرد.

ابوموسی اشعری نیز موافقت کرد از کشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را که در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دکتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)

پس از اینکه تازیها هرمزان را وارد مدینه کردند، ... لباس رسمی هرمزان را که ردائی از دیبای زربفت بود که تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را که «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی که عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تکلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود.

 هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش کرد: «پس امیرالمؤمنین کجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای کردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»
... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست کمی با هرمزان گفتگو کرد و سپس فرمان داد، او را بکشند.
هرمزان درخواست کرد، پیش از کشته شدن به او کمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت کرد و هنگامی که ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ کرد. عمر سبب این کار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بکشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، کشته نخواهد شد.

 پس از اینکه هرمزان از عمر این قول را گرفت، آب را بر زمین ریخت. عمر نیز ناچار به قول خود وفا کرد و از کشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند

عکس/ متن جالب کارت عروسی

10 نکته یادگرفتنی از ژاپن

1) آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
 
2) وقار
صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

3) توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
 
4) رحم و شفقت
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

5) نظم
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
 
6) ایثار
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
 
7) مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

8) آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

9) وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
 
10) وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.
 
در دنيا هيچ چيزي به اندازه آموختن براي ساختن يك زندگي انساني اهميت ندارد و اين آموزش از هر قوم و مليتي ميتواند باشد. انتشار اين مطالب شايد بتواند به اندازه ذره اي ناچيز در ترويج گزينه هاي مثبت رفتار عمومي و فرهنگ سازي موثر باشد. پس چه زيباست در انتشار هر آنچه به ترويج رفتارهاي زيبا موثر است كوشا باشيم.

فرزاد حسنی، ستاره‌ای که خودکشی کرد

به گزارش مشرق به نقل از همشهری جوان، صدای آشنایی که آن روزها باید او را در تلویزیون می‌دیدیم. با یک مدل موی جدید در یک دکور جدید تا باز هم قربان صدقه خودش برود و مرتب علی را صدا بزند (علی زاهدی تهیه کننده ثابت برنامه‌های کوله پشتی) و اس‌ام‌اس بخواند و با مهمان‌هایش کل کل کند و آخر برنامه هم خداحافظ همین حالا بگوید. ولی دیگر یک سال می‌شد که نه ا ز کوله‌پشتی در تلویزیون خبری بود و نه از مجری خوش‌برو رویش.
فرزاد حسنی به جرات یکی از جنجالی‌ترین مجریان صدا‌و‌سیما در دهه هشتاد بود و در برهوت مجری‌گری در سیما خوش درخشید، اما... همشهری جوان شرحی بر ظهور و افول این مجری در سیما به چاپ رسانده ​است.

شب‌های تابستان 87 حول‌وحوش ساعت 9 اگر رادیو را روشن می‌کردید و سری به موج رادیو جوان می‌زدید، صدای آشنایی می‌شنیدید؛ یک صدای خیلی آشنا که قرآن تفسیر می‌کرد و بحث دینی می کرد.

صدای آشنایی که آن روزها باید او را در تلویزیون می‌دیدیم. با یک مدل موی جدید در یک دکور جدید تا باز هم قربان صدقه خودش برود و مرتب علی را صدا بزند (علی زاهدی تهیه کننده ثابت برنامه‌های کوله پشتی) و اس‌ام‌اس بخواند و با مهمان‌هایش کل کل کند و آخر برنامه هم خداحافظ همین حالا بگوید. ولی دیگر یک سال می‌شد که نه ا ز کوله‌پشتی در تلویزیون خبری بود و نه از مجری خوش‌برو رویش.

اتفافی که تا پایان دهه 80 هم به جز درموارد استثنایی مثل شب یلدا ادامه پیدا کرد و خانه حسنی شد رادیو جوان و برنامه‌های رادیویی مثل سینما صدا.

چه از طرفداران فرزاد حسنی باشید و چه از مخالفانش، باید از این اتفاق ناراحت باشید. نه به خاطر یک مسأله خیلی ساده: چند سال وقت و زمان و انرژی برای ساختن ستاره‌ای مثل او در تلویزیون، به همین راحتی از دست رفت. این بار سیستم ضد ستاره‌ای تلویزیون هم جندان مقصر نبود؛ ستاره خودش خودکشی کرد.

این محبوبیت اتفاقی نبود. حسنی ویژگی‌هایی را برای اولین بار در اجرای تلویزیون وارد کرد. در برهوت صدا و سیما، هر موج جدیدی چه خوب و چه بد، سریع‌ خودش را نشان می​دهد و مخاطب خودش را پیدا می​کند. موج مجری‌های شیک‌پوش بچه مثبت نیم رخی گذشته بود و او برای اولین بار با سروشکلی خاص (صورت اصلاح کرده، شلوار جین تنگ، مدل موی خاص و...) در یک برنامه زنده از امام و دفاع مقدس دیگر مسائل ارزشی گفت بیننده‌های جوانی که تا قبل از آن عادت کرده بودند این حرف ها فقط از مجری‌هایی شبیه احمدزاده بشنوند، ناگهان با کسی روبه‌رو شدند که همان حرف‌ها را می‌زد ولی شکل و قیافه دیگری داشت.

اما بی‌انصاف است که علت محبوبیت او را فقط به ظاهر متفاوتش نسبت بدهیم. زیرا این ظاهر متفاوت، یکی از ویژگی‌های اصلی فرزاد حسنی در اجرا پنهان شده بود. تا قبل از او از برنامه من و گفت‌و‌گوی من و مهمان من خبری نبود. هویت مجری‌ها، در داخل برنامه‌ها تعریف‌ می‌شد و از شخصیت حسینی و رفیعی و احمدزاده واقعی، چیزی دستگیرمان نمی‌شد. آنها مجری فلان برنامه بودند و تمام. ولی فرزاد حسنی آگاهانه یا ناآگاهانه، ویژگی‌های شخصی‌اش را وارد اجرای تلویزیونی کرد و هویت مستقلی برای خودش درست کرد.

بینندگان دیگری با مجری کوله‌پشتی سروکار نداشتند با فرزاد حسنی سروکار داشتند که مجری کوله‌پشتی هم بود. همین تکیه بر ویژگی شخصی، هم طرفداران برنامه‌اش را اضافه کرد و هم مخالفانی که تعریف‌های حسنی از خود و ارجاعات متعدد به خودش و اعتماد به نفس خاصش جلوی دوربین را بیش از حد می‌دانستند.

ولی همین گفت‌وگوی چالشی افراطی و تکیه‌ بر ویژگی‌های شخصی و اعتماد به نفسش، آخر به پاشنه آشیل او تبدیل شد و مرگ ستاره را رقم زد. کولاکی آمد و کوله‌پشتی برباد رفت و حالا باید صدای او را از رادیو جوان بشنویم و چهره‌های سنگین و رنگین دیگری را جای او در تلویزیون ببینیم. ستاره خودکشی کرد، همین و تمام.

از این تلویزیون تنها دو نفر در جهان دارند (+عکس)

قدیمی ترین دستگاه تلویزیون انگلیس که در سال 1936 ساخته شده است همچنان می تواند به خوبی کار کند و 75 سال تاریخ این رسانه تصویری را زنده نگه دارد.

این تلویزیون 75 ساله محصول سال 1936 است. مالکان این تلویزیون، آن را تنها سه هفته پس از شروع به کار فرستنده های تلویزیونی در انگلیس به قیمت کمتر از 100 پوند خریداری کردند.

تلويزيون

در آن زمان، تلویزیون تنها یک کانال داشت که دو ساعت در روز برنامه پخش می کرد و بنابراین این دستگاه نیازی به کنترل کننده از راه دور نداشت.

تنها 30 درصد از وسایل آن در طول عمر این تلویزیون وفادار تعویض شده است. این دستگاه 75 ساله یک صفحه نمایشگر 12 اینچی دارد که در میان یک قاب چوبی از جنس درخت گردو و درخت ماهون و یک شیشه بازتابنده محافظ قرار گرفته است.

tv

اکنون این تلویزیون قدیمی که همچنان قادر به پخش برنامه است با نسخه اصلی صورت حساب خریدار به مزایده گذاشته شده است. براساس گزارش دیلی میل، این تلویزیون را "جی. بی. دیویس" اهل "دالویچ" خریداری کرده است.

قضاوت با خودتان/ عیدها در بچگی قشنگ‌تر نبودند؟ +عکس

 

همیشه در بچگی، عیدها قشنگ‌تر هستند و شاید بخشی از آن به علت فلسفه دید و بازدیدها بود.
باشگاه جوانی برنا/ بچه که بودیم، دنیایی داشتیم هزار تو؛ مدرسه می‌رفتیم، درس را درحال بازی می‌ خواندیم، سر کلاس پِچ پِچ می‌کردیم و شیطانی از یادمان نمی‌رفت. همه روز را به همین منوال سپری می‌کردیم تا ظهر شود و برویم خانه و به کارتون‌های نصفه نیمه تلویزیون برسیم. تلویزیون‌ها سیاه و سفید بود و همان رنگ سیاه و سفید هم عالمی داشت برای خودش.

بچه که بودیم، با یک شکلات یا آب‌نبات، آرام می‌شدیم و با هر کارتونی خوشحال و سر مست. بچه که بودیم همراه با مدرسه موش‌ها، خونه مادربزرگه، گوریل انگوری، سندباد، پینوکیو، پسر شجاع، زبل خان، پلنگ صورتی، بارباپاپا، آقای سکسکه، بامزی و شلمان، ای کیو سان، مسافر کوچولو، لُلِک و بُلِک، چوبین، رامکال و خیلی کارتون‌هایی که شاید بچه‌های امروزی حتی اسم‌شان را نشنیده و ندیده‌اند، می‌خندیدیم و زندگی می‌کردیم. کارتون‌هایمان پر بود از قهرمان‌ها و بدجنس‌هایی که علیه قهرمان‌ها بودند و چه‌قدر لذت می‌بردیم از داستان‌های خارق‌العاده و خالی‌‌بندی آن‌ها.

بچه که بودیم عیدها هم عالمی داشت برای خودش؛همیشه دوست داشتیم تا عید شود و همه بچه‌های فامیل را ببینیم، تا جان داشتیم بازی کنیم و کارتون نگاه کنیم. تا روز سیزده به در، هر روز خانه یکی از فامیل ها می‌رفتیم و اگر آنها بچه‌ای داشتند، حتما اول با او دوست می‌شدیم و بازی می‌کردیم.

اما حالا دیگر بزرگ شدیم و فقط یاد آن روزها در ذهن و دل‌مان باقی مانده و با کوچک‌ترین بهانه‌ای به دوران کودکی‌مان هجوم می‌بریم. کودکان امروزی دیگر رنگ و بوی کارتون‌های زمان ما را درک نمی‌کنند؛ وقتی برای آن‌ها از حال و هوای آن روزهای جنگ و بمباران و کارتون‌ها تعریف می‌کنیم، واکنشی نمی‌بینیم، چون آنها به کارتون‌های امروزی، سیا ساکتی، عمو پورنگ و فیتیله‌ای‌‌ها عادت کرده‌اند.



هفته گذشته جشنی برای بچه‌های دیروز تلویزیون با هدف تجلیل از هنرمندان عرصه کودک و نوجوان، با تقدیر از هنرمندانی چون ژرژ پطرسی، داوود رشیدی، مرضیه برومند، اکبر عبدی، بهرام شاه‌محمدلو، راضیه برومند، الهه رضایی، گیتی خامنه، مریم نشیبا، مرتضی احمدی، اسدالله یکتا، مجید قناد، پرویز ربیعی، لاله صبوری، جواد پزشکیان، بهروز بقایی، بیژن بیرنگ و بسیاری از افراد قدیمی و جدیدی که در این عرصه فعالیت کرده و عمر خودشان را گذاشتند، برگزار شد. علاقه‌مندان بسیاری آمده بودند تا بچه‌های دیروزشان را از نزدیک ببینند و به دوران کودکی‌شان بروند تا شاید از مشغله‌های روزمره‌شان دور باشند.

ما هم برای این‌که تجدید خاطره‌ای با مجری‌ها و شخصیت‌های دوران کودکی‌مان داشته باشیم، با تعدادی از آن‌ها درباره عید نوروز و بچه‌های دیروز گفت‌وگو کردیم که متن آن‌ را در زیر می‌خوانید:



عیدها در بچگی قشنگ‌ترند
"الهه رضایی" مجری باسابقه برنامه‌های کودک آن زمان‌ها، در گفت‌وگو با خبرنگار برنا درباره تفاوت عیدهای نوروز زمان‌های قدیم با الان می‌گوید: همیشه در بچگی، عیدها قشنگ‌تر هستند و شاید بخشی از آن به علت فلسفه دید و بازدیدها بود؛ چون دید و بازدیدها در گذشته از زمان حال بیشتر بود. همچنین به دلیل زیاد شدن مشغله افراد، خیلی‌ها دل‌شان می‌خواهد در ایام نوروز به عنوان استراحت، به سفر بروند. دید و بازدید نوروزی برایم در زمان کودکی‌ که گذر زمان را احساس نمی‌کردم، خوب و به یاد ماندنی بود.

مجری‌های آن زمان را با توجه به این‌که تعدادشان زیاد نبوده، به یاد ندارد؛ برنامه‌ها و کارتون‌هایی نظیر بچه‌های مدرسه والت، باخانمان، ای‌کیو سان و گوریل انگوری را بسیار  دوست دارد.

درباره این‌که وقتی برنامه‌های قدیمی‌ را می‌بیند، چه حسی دارد؟ می گوید: وقتی کارتون‌‌هایی مثل تنسی تاکسیدو و گوریل انگوری را می‌بینم، به زمان اوایل نوجوانی‌ام می‌روم و چون خیلی دوست‌داشتنی بود، حس خوبی به من دست می‌دهد.

رضایی در ادامه می‌افزاید: هفتاد هشتاد درصد از افرادی که در خیابان می‌بینم، می‌گویند "شما ما را به دوران بچگی می‌برید و ما با شما بزرگ شدیم"؛ این‌ها حرف‌هایی است که زیاد می‌شنوم و در حق امثال من لطف دارند.




عیدی قناد به همه بچه‌های ایران
"مجید قناد" تهیه‌کننده و برنامه ساز قدیمی کودکان و مجری برنامه از "مدرسه تا مدرسه"، در گفت‌وگویی با خبرنگار برنا حس‌اش را در مورد برنامه‌های قدیمی این طور بیان می‌کند: مسلما یاد خاطرات گذشته می‌افتم و به همین دلیل هم اشکم در آن جشن سرازیر شد، چون ما مجری‌ها و برنامه‌سازها، دقیقا مثل بچه‌ها هستیم و با بچه‌ها می‌خندیم و گریه می‌کنیم.

"بلفی و لی‌لی‌بیت"، "پلنگ صورتی" و "تام و جری" از جمله کارتون‌هایی است که یادش مانده و اسم آن‌ها را به زبان می‌آورد.

از او درباره برنامه‌های نوروزی که اجرا کرده و این‌که در آن زمان چه حسی دارد، پرسیدیم که می‌گوید: سال‌های بسیاری از جمله سال گذشته در ایام نوروز در حال ضبط و تولید برنامه‌ بودیم. هر کسی به بچه‌هایش در نوروز، عیدی می‌دهد و من هم خوشحالم که به این شکل می‌توانم به همه بچه‌های ایران، در دورترین نقاط عیدی بدهم.

قناد، عیدهای قدیم را با عیدهای جدید خیلی متفاوت می‌داند و ادامه می‌دهد: عیدهای قدیم موبایلی وجود نداشت که عید را تبریک بگویند و بنابراین حتما همدیگر را حتی کوتاه می‌دیدند، اما متأسفانه امروز فاصله‌ها زیاد شده و دید و بازدید دیگر معنا ندارد.

بعضی از هنرمندانی که دوست داشتیم صحبت‌های آن‌ها را در این گزارش قرار دهیم، جواب‌مان را نداند، ولی چون دوست داشتیم اسم آن‌ها را بیاوریم تا نوستالوژی کودکی‌مان کامل شود، قسمتی از صحبت‌هایشان را در جشن بچه‌های دیروز نقل می‌کنیم.

مرضیه برومند، مرتضی احمدی، شمسی فضل‌اللهی، اکبر عبدی و داوود رشیدی از جمله پیشکسوتان هنری بچه‌های دیروز بودند که حاضر به صحبت نشدند ولی بخشی از صحبت‌های آن‌ها در جشن بچه‌های دیروز را نقل می‌کنیم:

"گیتی خامنه" گفت: مردم همیشه ما را می‌بینند، اما همکاران زیادی از ما در پشت صحنه فعالیت می‌کنند که زحمات‌شان را نباید نادیده گرفت. ما هر چه داریم از مردم داریم.



"مرتضی احمدی" با اشاره به این‌که خاطرات زیادی از کارتون پینوکیو دارد، بیان کرد: همه چیز برای بچه‌های امروز است. من 86 سال دارم که 70 سال در خدمت شما مردم عزیز بودم. البته من کوچک هستم و هنرمندان بودند که من را به جمع خودشان راه دادند.

"مرضیه برومند" می‌گوید: من هر روز که می‌گذرد بیشتر پی به اهمیت حرفه‌ام می‌برم و احساس می‌کنم بار مسوولیت سنگینی بر دوشم است، به همین دلیل باید در کارمان دقت کنیم. من از همکارانم می‌خواهم که بیشتر مواظب باشند و سعی کنند روز به روز برنامه‌های بهتری بسازنند.



"اکبر عبدی" هم یادی از استاد رضا ژیان کرد و گفت: من در سریال "بازم مدرسه‌ام دیر شد"، 26 یا 27 سال داشتم و برای بازی در هر قسمت 1000 تومان می‌گرفتم. در مجموع برای این سریال 15 قسمتی 15000 تومان باید دستمزد می‌گرفتم که البته 3000 هزار تومان از دستمزدم را کارگردان خورد!

سرکی به زندگی داخلی مهران مدیری

مادر مهران در کنار او زندگی می‌کند به فاصله یک واحد مسکونی در یک مجتمع! «خود مهران در برجی در قیطریه ساکن است و مادرش هم یک واحد کنار اوست.» یعنی این قدر به مادرش اهمیت می‌دهد که او را در کنار خودش نگه داشته. بالاخره فرزند آخر است و وابستگی به مادر؛
همشهری جوان در آخرین شماره خود با صحبت با چند تا از هم محله ای های مهران مدیری سرکی به زندگی داخلی او کشیده است چرا که او با قهوه تلخش یکی از چهره های جنجالی سال گذشته محسوب می شود.

مادر مهران ۱۰ سال است که به محله ما می‌آید و به ما درس قرآن می‌دهد ولی آشنایی ما ۲۰ ساله است. اوایل ساکن افسریه بودند تا اینکه پدر مهران از دنیا رفت و مهران مادرش را پیش خودش برد. اینها قسمتی از صحبت‌های یکی از خانم جلسه‌ای محله بروجردی‌هاست؛ همان جایی که مادر مهران مدیری در آن قرآن درس می‌دهد؛ محله‌ای که مهران مدیری آنجا متولد شده. مدیری هم بچه پایین شهر است، هم سید است و هم مادرش خانم جلسه‌ای است.

مهران مدیری فرزند آخر یک خانواده ۶ نفری است. دو برادر بزرگ‌تر او خارج از کشور زندگی می‌کنند . یکی از برادرهایش در گوشه‌ای از تهران و با تدریس امورات می‌گذراند. پدرش ۱۰ سالی می‌شود که از دنیا رفته. از همان موقع هم مادرش در آپارتمانی کنار آپارتمان پسرش، مهران زندگی می‌کند.

مادر مهران ۱۵-۲۰ سالی می‌شود که قرآن درس می‌دهد و هنوز هم با اینکه دیگر از آن محله رفته باز هم به عادت مالوف می‌آید برای قرآن خواندن دورهمی.

کمتر کسی می داند که مهران مدیری سید اولاد پیغمبر(ص) است! «اصلا سید طباطبایی هستند. شاید نخواستند کسی از این موضوع مطلع شود برای همین هم نگفتند. مهران پدر خیلی خوبی داشت که بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت. مرد متین وموقری بود.

این طور که از حرف های همسایه‌ها برمی‌آید مهران هم به پدرش رفته و از نظر خلق‌وخو شبیه اوست؛ «مهران خیلی پسر آقایی است؛ پسر تمیز و پاک. من هیچ‌چی از مهران ندیدم. هر کسی هم که پشت سرش گفته که پسر بدی‌ است، اشتباه گفته، او یک پسر ساده و مودب است.»

۱۰ سالی می‌شود که پدر مهران فوت کرده اما اهل محل آن روز را به یاد دارند؛ «ختم پدرش غلغله بود. از همه جا برای مراسم آمده بودند.» و تأکید می کنند که خانواده مدیری همه‌‌شان مذهبی هستند؛ «هم از طرف مادر و هم از طرف پدر خیلی مذهبی هستند و کلا مومند. همه فامیل‌هایشان را که در مراسم ختم پدر مهران دیده بودم مذهبی بودند. خود خانم مدیری چادر از سرش نمی‌افتد»

مادر و ته طغاری!

«خانم مهران خیلی زن خوبی است. مثل خود مهران است. کلا خانوادگی خوبند. اهل هیچ فرقه‌ای هم نیستند. تمام خریدهای منزل مادر مهران را خانمش انجامش می‌دهد.» همسایه‌ها می‌گویند همسر مهران نمونه بارز یک عروس خوب برای مادر شوهر است؛ «خیلی متین و خانم است. فکر می‌کنم همسر مهران، دختر یکی از دوستان مادر مهران است که خانواده فوق‌العاده خوبی هم دارد. مهران دو تا بچه هم دارد که آنها هم دوست داشتی‌اند.»

مادر مهران در کنار او زندگی می‌کند به فاصله یک واحد مسکونی در یک مجتمع! «خود مهران در برجی در قیطریه ساکن است و مادرش هم یک واحد کنار اوست.» یعنی این قدر به مادرش اهمیت می‌دهد که او را در کنار خودش نگه داشته. بالاخره فرزند آخر است و وابستگی به مادر.

منتقد در خانه

دختر ۱۳ ساله خانواده مدیری‌ها کوچک‌ترین عضو خانواده آن‌ها است. اگر در صفحات اینترنت چرخی بزنید مصاحبه‌ها و توصیف‌های جالبی از او پیدا می‌کنید.

توصیفاتی مثل این: «دختر ظاهر ساکت و سربه زیری است اما مثل پدرشان انرژی و هوش فوق‌العاده‌ ای دارد» و نقل قول اینچنینی؛« شیطان هستم ولی سر کلاس‌های مهم درس گوش می‌دهم»

ظاهراً او تمام فیلم‌ها و سریال‌های پدرش را موبه‌مو دنبال می‌کند و حتی گاهی اوقات هم برای نزدیک بیشتر به پدری که همیشه سرکار است با او به پشت صحنه سریال می‌رود؛ «سرپاورچین و باغ مظفر با بابام به پشت صحنه رفتم. » حسابی هم حواسش به کارهای بابا هست و به خاطر اشتباهاتش مچش را می‌گیرد و به او تذکر می‌دهد؛ «سر سریال باغ مظفر از یکی از قسمت‌ها خوشم نیامد به پدرم گفتم و او هم گفت درستش می‌کنم.»

التماسهای گلشیفته !/عکس

نواجنوب:این تنها راه نجات هنرمندی است که روزی گمان می کرد با برداشتن حجاب در یک فیلم هالیوودی خواهد توانست در حد و اندازه های سوپراستارهای سینمای هالیوود مطرح شود

نواجنوب: گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران که سه سال قبل در اقدامی مغرورانه و با این ادعا که سینمای ایران برای او کوچک است از ایران مهاجرت کرده بود، پس از ماهها این در و آن در زدن در هالیوود و پیدا نکردن پروژه ای در خور توجه برای کار به تازگی به یکی از نزدیکان خود در ایران سپرده است که اگر می توانند راهی برای بازگشت مجدد وی به وطن پیدا کنند!

به جز این گلشیفته به تازگی گفتگویی را هم انجام داده و در این گفتگو هم تا توانسته کوشیده از علاقه وافر خود برای بازگشت به وطن سخن گفته و این مساله را اظهار کرده که تمام فکر و ذکرش، بازگشت به وطن و حضور در سینمای ایران است!

بدون شک آنچه التماسهای شفاهی گلشیفته و تقلاهای وی برای حضور مجدد در ایران را موجب شده این است که این بازیگر از حضور طولانی مدت در آن سوی آبها هیچ چیزی عایدش نشده و آن قدر سرش خلوت شده که گاهی خودش با لابی هایی که در چند رسانه فارسی زبان آن سوی آب دارد، گفتگوهایی با این رسانه ها ترتیب داده و بدین طریق می کوشد شهرتی را که کم کم در حال پیوستن به خاطره است  بازیابد.

در این شرایط کمترین انتظاری که مخاطبان ایرانی از گلشیفته دارند این است که به طور مستقیم از حضور بدون رعایت موازین اسلامی در آثاری همچون «پیکره دورویی ها» عذرخواهی کرده و بعد از آن برای حضور دوباره در سینمای ایران پیغام بفرستد. واقعیت اینجاست که گلشیفته هر چه داشت از سینمای ایران و فیلمسازانی بود که سالها کوشیدند سینمایی پالوده و سالم یعنی برخلاف آنچه سینمای طاغوت معرف آن بود را به عنوان سینمای جمهوری اسلامی به جهانیان عرضه کنند.

 گلشیفته فراهانی اگر تصمیم به بازگشت به وطن گرفته باید کاملا صادقانه رفتار کرده و به صراحت بر این مساله تاکید کند که هر چه دارد از سینمای ایران و هموطنانی است که با حمایت از سینماگران، صنعت سینمای ایران را سرپا نگه داشته اند. این تنها راه نجات هنرمندی است که روزی گمان می کرد با برداشتن حجاب در یک فیلم هالیوودی خواهد توانست در حد و اندازه های سوپراستارهای سینمای هالیوود مطرح شود اما زهی خیال باطل که هالیوود شرافت بسیاری از بازیگران و به خصوص بازیگران زن خود را گرفته و پس از مدتی کوتاه به مانند تفاله آنها را به گوشه ای انداخته است!

همه چيزازسومين اخراجي ها

ادامه نوشته

سال نومبارك

تبریک سال نو-نوروزتان پیرروز-سال 1390 مبارک-سال خرگوش-پیام تبریک

 

امیدوارم در سال 1390 پر جنب و جوش و سرحال و شاداب مثل خرگوش باشید.سال نو  بر همگان مبارک

تعطیلی پنجشنبه دوره ابتدایی با صلاحدید مدیر مدرسه

حاجی بابایی خاطرنشان کرد: از ابتدای سال تحصیلی 90-91 یک ساعت درسی با عنوان انس با قرآن به ساعات درسی دانش آموزان دوره ابتدایی افزوده می شود.

وزیر آموزش و پرورش گفت: طرح تعطیلی پنجشنبه های مدارس ابتدایی بعد از تعطیلات نوروزی به صورت اختیاری و با صلاحدید مدیر مدرسه اجرا می شود.
 
حمیدرضا حاجی بابایی در مصاحبه با واحد مرکزی خبر؛ افزود: مدیران مدارس ابتدایی بعد از تعطیلات نوروزی می توانند با هماهنگی با انجمن اولیا و مربیان و تغییر ساعات درسی، پنجشنبه ها را تعطیل کنند.

وی گفت: طرح تعطیلی پنجشنبه مدارس ابتدایی از ابتدای سال تحصیلی 90-91 به صورت رسمی و اجباری اجرا خواهد شد.

حاجی بابایی خاطرنشان کرد: از ابتدای سال تحصیلی 90-91 یک ساعت درسی با عنوان انس با قرآن به ساعات درسی دانش آموزان دوره ابتدایی افزوده می شود.

وی افزود: با اجرای این طرح دانش آموزان از کلاس اول ابتدایی با قرآن مانوس می شوند و در دوره ابتدایی؛ حفظ، روان خوانی، روخوانی و مفاهیم قرآن را فرا می گیرند.

حاجی بابایی در ادامه با تاکید بر اینکه امسال 70 طرح آموزشی و پرورشی در آموزش و پرورش اجرا خواهد شد، گفت: اجرای 20 طرح بعد از تعطیلات نوروزی آغاز می شود.

حاجی بابایی، تغییر ساختار آموزش و پرورش، کتب درسی، تعطیلی پنجشنبه های مدارس ابتدایی و برگزاری آزمون استخدامی برای تامین نیروهای مورد نیاز آموزش و پرورش را از این طرح ها بیان کرد.

وی از تشکیل دانشگاه ویژه فرهنگیان در همه استان های کشور در سال 90 خبرداد و گفت: شکل گیری اعضای هیئت علمی این دانشگاهها آغاز شده است و از اول مهر امسال در رشته های مورد نظر دانشجو جذب خواهیم کرد.

وزیر آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی از امسال همه دانشگاههای تربیت معلم که پیش از این زیرنظر وزارت علوم فعالیت می کردند، تحت نظارت آموزش و پرورش قرار خواهند گرفت.

حاجی بابایی تاکید کرد: با اجرای این طرح مشکل جذب و بکارگیری بیش از 6 هزار دانشجوی مراکز تربیت معلم در آموزش و پرورش نیز برطرف خواهد شد.

وی گفت: از امسال جذب نیرو در آموزش و پرورش به صورت هدفمند و از طریق دانشگاههای تربیت معلم و در برخی رشته ها از طریق آزمون استخدامی خواهد بود.

حاجی بابایی به اسکان مسافران نوروزی در مدارس و مراکز اقامتی آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: تا امروز بیش از دو میلیون و 400 هزار نفر (هفت میلیون نفر روز) از مسافران نوروزی در مدارس و مراکز اقامتی آموزش و پرورش اسکان داده شده اند که 80 درصد آنها فرهنگی هستند.

وی یادآور شد: سفرهای نوروزی فرهنگیان امسال 40 درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است.

لحظه تحویل سال نو شمسی ۱۳۹۰درايران وديگرنقاط جهان

لحظه تحویل سال نو شمسی ۱۳۹۰

لحظه تحویل سال نو شمسی

ایران: ساعت ۰۲:۵۰:۴۵ , صبح دوشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۰

****

***

**

*

ساعت تحویل  سال در سایر کشور ها

Abu Dhabi Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM Jakarta Friday March 20, 2010, 18:43:39

PM

Amsterdam Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Jerusalem Friday March 20, 2010

,

12:43:39 AM

Ankara Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM Lisbon Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM

Atlanta Friday March 20, 2010, 05:43:39 AM Madrid Friday March 20, 2010, 12:43:39 PM

Baghdad Friday March 20, 2010, 14:43:39 PM Nairubi Friday March 20, 2010, 14:43:39 AM

Bangkok Friday March 20, 2010, 18:43:39 PM Melbourne Friday March 20, 2010, 22:43:39

PM
Barcelona Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Montreal Friday March 20, 2010, 06:43:39

AM

Beijing Friday March 20, 2010, 19:43:39 PM Moscow Friday March 20, 2010, 14:43:39 PM

Beirut Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM New Delhi Friday March 20, 2010, 17:43:39 PM

Berlin Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Ottawa Friday March 20, 2010, 06:43:39 AM

Chicago Friday March 20, 2010, 05:43:39 AM Tokyo Friday March 20, 2010, 20:43:39 AM
Copenhagen Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Toronto Friday March 20, 2010,

07 43 39  AM

Frankfurt Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Vancouver Friday March 20, 2010, 03:43:39

AM
Geneva Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Washington DC Friday March 20, 2010,

05:43:39 AM




مجموعه اس ام اس های گلچین شده تبریک نوروز ۱۳۹۰

 

مجموعه اس ام اس های گلچین شده تبریک نوروز 1390

بـیامد شاهد شیرین نوروز / بنازم سفره ای هفت سین نوروز

زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل / بریزد اشـک مشک آگین نوروز . . .

.
امیدوارم تو سال جدید موتور آرزو هات پنچر نشه !

عید ۹۰ مبارک
.

.

.
بـهاران فیض دیگر دارد امسال / هوایش مشک و عنبردارد امسال

عـــــروس قله ای پا میر و بابا / بدامن لعل و گوهر دارد امسال . . .
.

.

.
خودت گفتی وعده در بهار است / بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کسی عید است و نوروز / بهار عاشقان دیدار یار است . . .
.

.

.
چهار دعای برتر لحظه تحویل سال / اول دعا برای ظهور آن بی مثال

دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال / سوم رسیدن ما به قله های کمال

چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . . .
.

.

.
عید حقیقی را کسانی درک میکنند که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر

به آینده لبخند بزنند . . .
.

.

.
خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال

از گذشته خود افسوس نخورند . . .
.

.

.
آنان که هر روز تدارک اردوی آسمانی میبینند ، پر شکوهترین اوقات فراغت را دارند

پرشکوه ترین تعطیلات نصیبتان باد . . .
.

.

.
سعادت ، سخاوت ، سربلندی ، سروری ، سلامتی ، و سرور

که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوست عزیز آرزومندم . . .
.

.

.
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را

نوروز ۹۰ بر شما مبارک . . .
.

.

.

به علت نبود چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک میگوئیم !

از طرف انجمن اس ام اس باز ها !!!
.

.

.
نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .
.

.

.
خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!
.

.

.
میخوام هفت سین عید رو با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با همه خوبی ها و بدی ها یت دوستت دارم . . .
.

.

.
بهار بهترین بهانه برای زیستن

آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک . . .
.

.

.
میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم میخوره

پس سال نو مبارک !!!
.

.

.
امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال ۹۰ میان سراغت !
.

.

.
سلام ، نزدیک عیده ، توی خونه تکونی دلت ما رو بیرون نکنی با معرفت !
.

.

.
عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !

امضاء حاجی فیروز !!!
.

.

.
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم

هر روزتان نوروز . . .
.

.

.
تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!
.

.

.
باز کن پنجره را ، که بهاران آمد / که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد

سال نو مبارک . . .
.

.

.
بهار با گلهایش ، و سال نو با امید هایش

این عید با امیدهایش بر تو ای عزیز ترینم مبارک . . .

 


يامقلب القلوب

Click this bar to view the original image of 852x578px and 69KB.

پیش فرض

 

 

 

Click this bar to view the original image of 1024x768px and 202KB.

نوروز، اگرچه روز نو سال است، روز كهنه قرن­هاست

نوروز، اگرچه روز نو سال است، روز كهنه قرن­هاست. پيري فرتوت است كه سالي يكبار جامه­ي جواني مي­پوشاند، تا بشكرانه­ي آنكه روزگاري چنين دراز بسر برده و با اين همه دمسردي ِزمانه تاب آورده است، چند روزي شادي كند. از اين­جاست كه شكوه پيران و نشاطِ جوانان در اوست. پير نوروز يادها در سر دارد. از آن كرانه زمان مي­آيد، از آن­جا كه نشانش پيدا نيست. دراين راه دراز رنج­ها ديده و تلخي­ها چشيده است، اما هنوز شاد و اميدوار است. جامه­هاي رنگارنگ پوشيده است، اما از آن همه يك رنگ بيشتر آشكار نيست، و آن رنگِ ايران است.

درباره­ي خُلق و خوي ايراني بسيار سخن گفته­اند. هر ملتي عيب­هايي دارد. در حق ايرانيان مي­گويند كه قومي خو پذيرند و هر روز به مقتضاي زمانه به رنگي در مي­آيند. با زمانه نمي­ستيزند، بلكه مي­سازند. رسم و آيين ِهر بيگانه­اي را مي­پذيرند و شيوه­ي ديرين ِخود را زود فراموش مي­كنند. بعضي از نويسندگان اين صفت را هنري دانسته و راز بقاي ايران را در آن جسته­اند. من نمي­دانم كه اين صفت عيب است يا هنر است، اما در قبول ِ اين نسبت ترديد و تأملي دارم.

از روزي كه پدران ِما به اين سرزمين آمده­اند و نام خانواده و نژاد خود را به آن داده­اند، گويي سرنوشتي تلخ و دشوار براي ايشان مقرر شده بود. تقدير چنان بود كه اين قوم نگهبان ِفروغ ِايزدي يعني دانش و فرهنگ باشند. ميان ِجهان ِروشني كه فرهنگ و تمدن در آن پرورش مي­يافت و عالم تيرگي، كه در آن كين و ستيز مي­روييد، سدي شود و نيروي ِيزدان را از گزندِ اهريمن نگهدارد. پدران ِما، از همان آغاز كار، وظيفه­ي سترگِ خود را دريافتند.
زرتشت از ميان ِگروه برخاست و ماموريتِ قوم ايراني را درست و روشن معين كرد. فرمود كه بايد بياري يزدان با اهريمن بجنگد تا آنگاه كه آن دشمن بد كنش از پا درآيد. ايراني بار گران ِاين امانت را بدوش كشيد. پيكاري بزرگ بود. فرِ كيان، فرِ مزداآفريد، آن فر نيرومندِ ناگرفتني را به او سپرده بودند. فري كه اهريمن مي­كوشيد تا بر آن دست يابد. گاهي فرستاده­ي اهريمن دليري مي­كرد و پيش مي­تاخت تا فر را بربايد. اما خود را با پهلوان روبرو مي­يافت و غريو دليرانه­ي او به گوشش مي­رسيد. اهريمن گامي واپس مي­نهاد. پهلوان دلير و سهمگين بود. گاهي پيش مي­خراميد و مي­انديشيد كه ديگر فر از آن ِاوست. آنگاه اهريمن شبيخون مي­آورد و نعره­ي او در دشت مي­پيچيد. پهلوان درنگ مي­كرد و اهريمن سهمگين بود.

در اين پيكار روزگارها گذشت و داستان ِاين زد و خورد افسانه شد و بر زبان ها روان گشت. اما هنوز نبرد دوام داشت. پهلوان سالخورده شد، فرتوت شد، نيروي تنش سستي گرفت، اما دل و جانش جوان ماند. هنوز اهريمن از نهيب ِاو بيمناك است، هنوز پهلوان دلير و سهمگين است. اين همان پهلوان است، كه هر سال جامه­ي رنگ رنگِ نوروز مي­پوشد و به يادِ روزگار جواني، شادي مي­كند.

اگر بر ما ايرانيان ِاين روزگار عيبي بايد گرفت اين است كه تاريخ ِخود را درست نمي­شناسيم. درباره­ي آن­چه بر ماگذشته است، هر چه را كه ديگران را گفته­اند و مي­گويند، طوطي وار تكرار مي­كنيم . كمتر ملتي را در جهان مي­توان يافت، كه عمري چنين دراز را بسر آورده و با حوادثي چنين بزرگ روبرو شده و تغييراتي چنين عظيم در زندگي­اش روي داده باشد و پيوسته، در همه حال، خود را به ياد داشته باشد، و دمي از گذشته و حال و آينده­ي خويش غافل نشود.

اين جشن ِنوروز، كه دو سه هزار سال است با همه­ي آداب و رسوم در اين سرزمين باقي و برقرار است، مگر نشاني از ثبات و پايداري ِايرانيان در نگهداشتن ِآيين ِملي خود نيست ؟
نوروز يكي از نشانه­هاي مليتِ ماست. نوروز يكي از روزهاي تجلي ِروح ِايراني است.
نوروز برهان ِاين دعوي است كه ايران با همه­ي سالخوردگي هنوز جوان و نيرومند است.

در اين روز بايد دعا كنيم. همان دعا كه سه هزار سال پيش از اين زرتشت كرد :
« منش ِ بد شكست بيابد.
      منش ِ نيكو پيروز شود.
               دروغ شكست بيابد.
   راستي بر آن پيروز شود.
 اهريمن ِ بد كنش ناتوان شود و رو به گريز نهد.
  و نوروز بر همه ايرانيان فرخنده و خرم باشد

 

با سلامي به صفاي نسيم بامدادي

                             همراه با لطافت شكوفه هاي بهاري

 

فرا رسيدن نوروز باستاني و آغاز سال ۱۳۹۰ خورشيدي را پيشاپيش تبريك مي گويم.

اين هماهنگي در نظم زمين و خورشيد، سامانه ي جانداران زميني را به سوي تولدي ديگر مي برد.  اميد است آغاز بهار براي شما عزيزان با تولدي ديگر در شكوفايي تراوشات فكري و تحولي سرنوشت ساز همراه باشد. آرزومندم پرتو اين تحول با پرتوهاي آفتاب هماهنگ گردد و سالي پربار در پيش داشته باشيد.

12 پیشنهاد طلایی برای سفر در نوروز (+عکس)

کتابچه‌ راهنمای سفرهای نوروزی «سرزمین من» کاری از گروه مجلات همشهری منتشر شد؛ برای نخستین بار این نشریه تمام گزارش‌های خود را به راهنمایی مسافران نوروزی برای سفر اختصاص داده ‌است.

خداحافظی شهاب حسینی با دنیای بازیگری

من ۱۵ سال را وقف کارم کردم و حالا تصمیم دارم حداقل پنج سال از عمرم را وقف همسر و فرزندم کنم.
شهاب حسینی بازیگر توانمند سینمای ایران که امسال یکی دو فیلم خوب در جشنواره داشت به تازگی در گفتگویی از این مساله سخن گفته که مایل است دست‌کم برای پنج سال هم که شده از دنیای بازیگری خداحافظی کرده و به زندگی شخصی‌اش بپردازد.

بخش‌هایی از گفته‌های حسینی را به نقل از هفته‌نامه سروش می‌خوانید:

مشکلات شهرت

شهرت و محوبیت اجتماعی در کنار همه مواهبی که دارد می‌تواند آرامش و امنیت خصوصی فرد را برهم بریزد. گاهی وقت‌ها هنرمندان ناچار می‌شوند دور خود و خانواده‌شان حصار یا گارد دفاعی بکشند چون همواره افرادی هستند که قصد دارند وارد حریم خصوصی آنها شوند و آرامش را از آنها بربایند. زندگی هنری هنرمندان با زندگی خانوادگی آنها از اساس ناهمخوانی‌هایی دارند.

انتخاب راه میانه‌ای برای اینکه هم زندگی خانوادگی و هم زندگی هنری‌ات را حفظ کنی، علی رغم اینکه سختی‌های بسیار دارد اما غیر ممکن نیست.

راه میانه

در حال حاضر به خاطر این شرایط دشوار من تصمیم گرفتم راه میانه‌ای را انتخاب کنم که پیش از من هم بازیگرانی این راه را پیموده‌اند و موفق هم بوده‌اند مثل مهدی هاشمی که همچنان با همسر محترمشان سرکار خانم گلاب آدینه زندگی بسیار خوبی دارند و در عین حال کارشان را هم هر روز بهتر از روز قبل انجام می‌دهند.

هنرمندان افراطی

برخی هنرمندان کارشان را بر هر چیزی مقدم می‌دانند و می‌خواهند به هر قیمتی که شده سیمرغ و خرس و تمشک و اسکار بگیرند و به نوعی بر این باور هستند که زن و فرزند جلوی دست و پای آنها را می‌گیرد و دوست دارند زودتر از دستشان خلاص شوند، یک دسته از بازیگران هم هستند که می‌گویند حرفه دوست‌داشتنی من خداحافظ. چون خانواده را بر هر چیزی ترجیح می‌دهند. من جزو بازیگران دسته دوم هستم و مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام که لااقل برای مدتی با حرفه‌ام خداحافظی کنم. مایلم دستکم برای پنج سال این حرفه را کنار گذاشته و به زندگی شخصی خودم برسم.

می‌خواهم به خانواده‌ام برسم

من ۱۵ سال را وقف کارم کردم و حالا تصمیم دارم حداقل پنج سال از عمرم را وقف همسر و فرزندم کنم. من همه این سال‌ها پدر و مادرم را می‌دیدم اما متوجه نمی‌شدم که چه تغییراتی کردند، یک روز به خودم آمدم دیدم چقدر پیر شدند و به خودم گفتم شهاب اگر یک روز چشمانت را باز کنی و ببینی که آن‌ها دیگر... چکار می‌کنی؟ آن وقت جواب خودت را چی می‌دهی؟ می‌خواستی مرغ و سیمرغ و خرس و پلنگ بگیری! به چه قیمتی؟! به قیمت اینکه فردا پسرم بیست سالش بشود و بگوید بابا من و تو به اندازه نوک سوزن همدیگر را نمی‌شناسیم، نه من حرف‌های شما را می‌فهمم و نه شما حرف‌های مرا می‌فهمی. حالا من گنج قارون داشته باشم و خانه من پر شود از سیمرغ و پلنگ‌های طلایی و نقره‌ای فستیوال‌ها و جشنواره‌های گوناگون! چه ارزشی دارد؟ فرزندم پاره تن من است وقتی من نتوانم با او به اجماع برسم، چطور می‌خواهم با مردم به اجماع برسم؟!

اهمیت خانواده

خانواده مانع همه تکروی‌های فرد می‌شود و وقتی شما ملزم هستید که غیر از سرنوشت خودتان به سرنوشت دو نفر دیگر هم فکر بکنید آهسته‌تر و پیوسته‌تر جلو می‌روید، فکر شده‌تر عمل می‌کنید،‌ پخته‌تر تصمیم می‌گیرید و وقتی همه این‌ها درست اتفاق بیفتد نتیجه‌ای جز موفقیت نخواهد داشت. همه عدم موفقیت‌ها به خاطر یک طرفه فکر کردن‌ها و آنی تصمیم‌ گرفتن‌ها حاصل می‌شود.

در گذشتگان سينماي ايران در سال 89 (+عکس)

مرحوم «محسن يوسف‌بيك» در نقش «هشيار» همراه با عليرضا خمسه در نقش «بيدار» اجراي مسابقه «هشيار و بيدار» را برعهده داشتند كه در زمان پخش خود، يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي ويژه كودكان و نوجوانان بود.

فارس: سينماي ايران در سالي كه گذشت در سوگ 27 هنرمند خود نشست.

سينماي ايران در سالي كه گذشت تعدادي از هنرمندانش را از دست داد و در سوگ آنان نشست كه از جمله آنان مي‌توان به: «مهدي دانش‌رفتار»، «رضا كرم‌رضايي»، «محمود بنفشه‌خواه»، «كيومرث ملك‌مطيعي»، «حميده خيرآبادي»، «نعمت حقيقي»، «طاهره سادات هاشمي»، «علي اصغر اوجاني»، «محمد رضا اعلامي»، «آرام شهيدي»، «قربانعلي ترابي»، «محمود بهرامي»، «محمد باقر آشتياني»، «فرامرز فرازمند»، «بهنام صفري»، «مهين شهابي»، «ناصر اسماعيل‌زاده»، «رضا خندان»، «منوچهر حقاني‌پرست»، «معصومه اسكندري»، «محمد رازدشت»، «اسماعيل رياحي»، «مهدي آريان‌نژاد»، «حسين باغي»، «محسن يوسف‌بيگ»، «عباس اميري» و «مهري وداديان»، 27 هنرمندي هستند كه در سال 1389 از ميان ما رفتند و به ديار باقي شتافتند.

مهدي دانش ‌رفتار* مهدي دانش‌رفتار

مرحوم «مهدي دانش‌رفتار» دستيار كارگردان پس از 15 روز كما، در 7 فروردين ماه 1389 درگذشت.

زنده ياد «مهدي دانش‌رفتار» روز 22 اسفندماه پس از عمل جراحي باز روي مغزش به كما رفت و پس از 15 روز، در سن 31 سالگي دار فاني را وداع گفت.

بنابراين گزارش، زنده‌ياد «مهدي دانش‌رفتار» در مجموعه‌هاي تلويزيوني نظير «خرده ستمگران» و «عبور از پاييز» به عنوان دستيار كارگردان فعاليت داشت.




رضا كرم‌رضايي* رضا كرم‌رضايي


مرحوم «رضا كرم‌‌رضايي» بازيگر تئاتر و سينما در بيمارستان مهر تهران در 14 فروردين ماه1389 و در سن 73 سالگي درگذشت.

مرحوم «رضا كرم‌رضايي» متولد 1316 سنقرآباد كرمانشاه،‌ بازيگر سينما و تلويزيون و مترجم، بازيگر، كارگردان و مدرس تئاتر بوده است.

او فارغ التحصيل از هنرستان هنرپيشگي؛ 1338، فارغ التحصيل از انستيتو فيلم و تلويزيون و تئاتر دانشگاه مونيخ، 1346اخذ عنوان درجه يك هنري مدرك دكترا، روند تجربي از شوراي ارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت علوم؛ 1361 بوده است.



محمود بنفشه خواه* محمود بنفشه‌خواه


شادروان «محمود بنفشه‌خواه» هنرمند عرصه سينما، تئاتر و تلويزيون ايران 18 فروردين 1389 در سن 67 سالگي درگذشت.

مرحوم «محمود بنفشه‌خواه» متولد 1321 تهران است و فعاليت هنري خود را از سال 1352 و با بازي در نمايشنامه «در اعماق» به كارگرداني «مهين اسكويي» آغاز كرد.

وي داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم حسابداري بوده و گذراندن دوره‌ دوسالانه هنركده «آناهيتا» و فعاليت در تئاتر از ديگر فعاليت‌هاي هنري او بود.



كيومرث ملك‌مطيعي* كيومرث ملك‌مطيعي


مرحوم «كيومرث ملك‌مطيعي» بازيگر پيشكسوت سينما، تئاتر و تلويزيون در تاريخ 21 فروردين سال 1389 در سن 74 سالگي دار فاني را وداع گفت.
شادروان «كيومرث ملك‌مطيعي» ساكن كرج بود و سال‌ها در زمينه هنرهاي نمايشي فعاليت كرده است.
وي سال 1315 در بندرانزلي متولد شد. بازي در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازي در سينما را از سال 1350 شروع كرد.

ايفاي نقش «غلام‌شش‌لول‌بند» در سريال «زير آسمان شهر» و بازي در سريال‌هاي «شاه دزد»، «اشك تمساح»، «شب هزار و يكم»، «مدرسه ما»، «مزرعه كوچك»، «هتل مرواريد»، «گل پامچال»، «پس از باران» و «مسافر» از نقش‌آفريني‌هاي معروف وي در تلويزيون محسوب مي‌شود.
«حسن سنتوري»، «زير گذر لوطي صالح»، «چرا عاقل كند كاري»، «داروي جواني»‌ از بازي‌هاي تئاتري وي به شمار مي‌آيند.

او نويسندگي و كارگرداني‌ نمايش‌هايي مثل: «دختر چوپان»، «خانواده نمونه» و «ويلاي پرماجرا‌» را هم در كارنامه دارد.

از ميان ديگر آثاري كه مرحوم «كيومرث ملك‌مطيعي» در آنها ايفاي نقش كرده، مي‌توان به «گل بارون» (1388)، «پسر آدم، دختر حوا» (1387)، «پوست موز» (1387)، «صبح روز هفتم» (1387)، «كلانتري غيرانتفاعي» (1387)، «خروس جنگي» (تلخ و شيرين) (1386) و «قاعده بازي» (1385) اشاره كرد.

حميده خيرآبادي* حميده خيرآبادي

شادروان «حميده خيرآبادي» بازيگر سينما و تلويزيون شامگاه 31 فروردين سال 1389 درگذشت.
زنده ياد «حميده خيرآبادي» متولد 1303 در شهرستان رشت بود. وي فعاليت هنري خود را از سال 1326 با تئاتر فرهنگ آغاز كرد.

از آثار وي مي‌توان به فيلم‌هاي «مادر» (زنده ياد علي‌حاتمي)، «سرود تولد» (علي قوي‌تن)، «توكيو بدون توقف» (سعيد عالم‌زاده)، «بازيگر» (محمدعي سجادي)، «سفر به خير» (داريوش مودبيان)، «روزي كه خواستگار آمد» (فريال بهزاد)، «پاك‌باخته» (غلامحسين لطفي)، «مرد آفتابي» (همايون اسعديان)، «سلام به انتظار» (كريم آتشي)، «ماه مهربان» (قاسم جعفري)، «تحفه هند» (محمدرضا زهتابي)، «كلاه قرمزي و پسر خاله» (ايرج طهماسب)، «بازي با مرگ» (حميد تمجيدي)، «روز واقعه» (شهرام اسدي)، «راز چشمه سرخ» (علي سجادي حسيني) و سريال‌هاي پر بيننده «پدر سالار» (اكبر خواجويي) و «خانه‌سبز» (زنده ياد مسعود رسام) اشاره كرد.

نعمت حقيقي* نعمت حقيقي

شادروان «نعمت حقيقي» مدير فيلمبرداري باسابقه سينماي ايران در روز 9 ارديبهشت سال 1389 درگذشت.

مرحوم «نعمت حقيقي» از قديمي‌ترين مديران فيلمبرداري سينماي ايران است كه همكاري‌هاي متعددي را در آثار شاخص سينماي ايران و كارگردانان چون «مسعود كيميايي»، «بهروز افخمي» و «ناصر تقوايي» داشته است اما به دليل بيماري وي چندين سال بود كه از دنياي سينما كناره‌گيري كرده بود.

از آثاري كه مرحوم «نعمت حقيقي» مديريت فيلمبرداري آن را بر عهده داشت مي‌توان به فيلم‌هاي: «مارال»، «شوكران»، «جهان پهلوان تختي»، «معجزه خنده»، «عروس»، «مهاجران»، «دزد عروسك‌ها»، «ردپايي بر شن»، «دادشاه»، «اعدامي»، «غزل»، «خانه خراب»، «همسفر»، «گوزن‌ها»، «تنگسير»، «نفرين» و ... مي‌توان اشاره كرد.

* طاهره سادات هاشمي

شادروان «طاهره سادات‌هاشمي» تهيه‌كننده راديو ايران و خواهر «سيدجواد هاشمي» در روز 21 ارديبهشت سال 1389 بر اثر بيماري در بيمارستان درگذشت.

زنده ياد «طاهره سادات‌هاشمي پوراصل تهراني» از اول آبان‌ماه سال 61 با عنوان نويسنده فعاليت خود را در راديو ايران آغاز كرد.

آن مرحومه در سال 72 با عنوان شغلي پژوهشگر به استخدام رسمي سازمان در آمده است. مدرك وي كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي بوده است.

«تا انتها حضور» يكي از بهترين برنامه‌هاي او بوده كه هاشمي در اين برنامه ارتباط بسيار خوبي با شهدا و خانواده‌هاي معظم آنها برقرار كرده بود.

علي اصغر اوجاني* علي اصغر اوجاني

شادوران «علي‌اصغر اوجاني» تهيه‌كننده باتجربه سينما و تلويزيون، در روز 22 ارديبهشت ماه سال 1389 درسن 52 سالگي درگذشت.

از كارهاي اين تهيه‌كننده مي‌توان به فيلم‌هاي سينمايي «همه دختران من» (اسماعيل سلطانيان)، «زمزمه بودا» (حسين قاسمي‌جامي)، سريال «اصحاب كهف» (فرج‌الله سلحشور) و تله تئاتر «خسيس» اشاره كرد.



محمد رضا اعلامي* محمد رضا اعلامي


شادروان «محمدرضا اعلامي» نويسنده و كارگردان سينماي ايران، در روز 7 خرداد در سن 54 سالگي دار فاني را وداع گفت.

زنده ياد «محمدرضا اعلامي» كارگرداني فيلم‌هاي سينمايي چون «رازها» (1383)، «ساقي» (1380)، «آشوبگران» (1377)، «آن سوي آينه» (1376)، «افعي» (1371)، «عشق و مرگ» (1369)، «شناسايي» (1366)، «ترنج» (1365) و «نقطه ضعف» (1362) را در كارنامه هنري خود دارد.

وي مدت‌ها بود كه مشغول تدارك ساخت فيلم سينمايي «ماشاءالله خان دربارگاه هارون رشيد» به تهيه‌كنندگي «مرتضي شايسته» بود كه قرار بود تا يك‌ماه آينده در شهرك سينمايي كليد بخورد اما درگذشت ناگهاني وي مانع ساخت دهمين فيلم بلند سينمايي‌اش شد.

* آرام شهيدي

زنده ياد «آرام شهيدي» فرزند «يدالله شهيدي» تهيه كننده سينما در روز 28 خرداد سال 1389 دارفاني را وداع گفت.

او در چند فيلم سينمايي در گروه توليد فعاليت ‌كرده است.

* قربانعلي ترابي

زنده ياد «قربانعلي ترابي» در روز 28 خرداد سال 1389 در 57 سالگي بر اثر بيماري سرطان از دنيا رفت.
مرحوم «مرحوم ترابي» از فعالان عرصه تهيه و توليد در سينماي ايران بود كه پس از سال‌ها تحمل بيماري سرطان كه باعث كناره‌گيري اجباري او از فعاليت در سينما شده بود، جان به جان آفرين تسليم كرد.
از جمله فيلم‌هاي او مي‌توان به فيلم‌هاي «مرگ سفيد»، «مهماني خصوصي» و «دست‌نوشته‌ها» در دهه 60 اشاره كرد.

محمود بهرامي* محمود بهرامي

شادروان «محمود بهرامي» بازيگر سينما و تئاتر ايران در تاريخ 15 تير ماه 1387 در سن 73 سالگي به دليل عارضه ريوي درگذشت.

مرحوم «محمود بهرامي»، در سال 1316 در شهر تويسركان متولد شد. آغاز فعاليت هنري وي از سال 1334 با قصه‌نويسي در نشريات مختلف بود. همچنين بازي در سينما را از سال 1350 شروع كرد.

«آقاي هفت رنگ»، «اگه مي‌توني منو بگير»، «راننده تاكسي»، «چند مي‌گيري گريه كني»، «قلقلك»، «اسپاگتي در هشت دقيقه»، «بله برون»، «سيزده گربه روي شيرواني»، «گاهي به آسمان نگاه كن»، «بازيگر»، «شهردار مدرسه»، «ماه پيشوني»، «من زمين را دوست دارم»، «جيب‌برها به بهشت نمي‌روند»، «مخترع 2001 »، «رنو تهران ـ 29 »، «بازي تمام شد»، «دستمزد»، «سال‌هاي خاكستري»، «خارج از محدوده»، «مسافران مهتاب»، «مدار بسته»، «پيك جنگل» از كارهاي اين بازيگر در فيلم‌هاي پس از انقلاب به شمار مي‌آيند.

از آخرين فعاليت‌هاي تلويزيوني مي‌توان به تله‌فيلم «جفت پوچ» و سريال‌‌هاي «زن‌بابا»، «متهم گريخت»، «تعطيلات نوروزي» و «بزنگاه» اشاره كرد.

* محمد باقر آشتيانيمحمد باقر آشتياني

شادروان «محمدباقر آشتياني» تهيه‌كننده سينما در تاريخ 29 تير ماه 1389 در سن 56 سالگي درگذشت.

زنده ياد «محمدباقر آشتياني» تهيه‌كننده سينما سر صحنه فيلمبرداري فيلم تازه‌اش با نام «راز موفقيت» به كارگرداني عباس مراديان كه براي نمايش در جشنواره فيلم كودك همدان آماده مي‌شد،‌ دچار اختلالات تنقسي شد و در يكي از بيمارستان‌هاي همدان تحت مراقبت قرار گرفت.

آشتياني پس از اينكه به دليل حاد شدن مشكلات ريوي به كما رفت، به بيمارستان دي تهران منتقل و در آنجا بستري شد.

از فعاليت‌هاي وي در مقام تهيه‌كنندگي مي‌توان به «گذرگاه»، «بحران»، «حيات»، «بازي» و «دلقك‌ها» اشاره كرد.

آشتياني از سال 85 به عنوان مديرتوليد پروژه فاخر و سنگين «مختارنامه» (داوود ميرباقري) فعاليت داشته است. «تكيه بر خورشيد» (حسين سحرخيز) از آخرين فعاليت‌هاي تلويزيوني اين تهيه‌كننده است.

فرامرز فرازمند* فرامرز فرازمند

زنده ياد «فرامرز فرازمند» درتاريخ 23 مرداد ماه در سن 65سالگي درگذشت.

همكاري شادروان «فرامرز فرازمند» با «داريوش مهرجويي» با تهيه فيلم سينمايي «ليلا» آغاز شد و با تهيه آثاري چون «ميكس»، «درخت گلابي»، «سنتوري» و... تداوم يافت.

مرحوم «فرامرز فرازمند» به تازگي قصد داشت فيلم «محمدعلي صفورا» با نام «روي پل» را تهيه كند.

* بهنام صفري

زنده ياد «بهنام صفري» فيلمساز جوان و از فعالان فيلم كوتاه سنندج در تاريخ 31 مرداد ماه سال 1389 در گذشت.
«پاي بوم مه‌اندود» يكي از چند فيلم اين فيلمساز سنندجي است كه در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي موفق به كسب جوايزي براي اين فيلمساز شده بود.
«پاي بوم مه‌اندود» همچنين در دوازدهمين دوره جشن خانه سينما در بخش فيلم‌هاي كوتاه شركت داشت.

مهین شهابی* مهين شهابي

شادروان «مهين شهابي» بازيگر تلويزيون و سينما در تاريخ اول شهريور ماه 1389 در سن 74 سالگي درگذشت.

زنده ياد «مهين شهابي» متولد سال 1315 در شهر تهران است و دوره بازيگري را سال 1339 در هنركده آناهيتا سپري كرده است.

او فعاليت خود در راديو را از سال 1337 آغاز كرد و شروع فعاليتش در تلويزيون نيز در سال 1339است.

شروع فعاليت سينمايي او در فيلم «ماجراي جنگل» به عنوان بازيگر در سال 1339 بود و حضور در فيلم «گاو» نيز از جمله فعاليت‌هاي سينمايي او است.

مجموعه تلويزيوني «آينه» يكي از محبوب‌ترين سريال‌هاي دهه 60 سيما است كه با حضور شادوران «مهين شهابي» ساخته شد.

«ترانه مادري» از آخرين كارهاي مرحومه «مهين شهابي» است.

زنده ياد «مهين شهابي» قبل از بستري شدن در بيمارستان، مشغول بازي در مجموعه تلويزيوني «وضعيت سفيد» به تهيه‌كنندگي محمدرضا شفيعي و كارگرداني حميد نعمت‌الله بود اما به دليل ضايعه مغزي از اين نقش كناره‌گيري كرد.

* ناصر اسماعيل‌زاده

شادروان «ناصر اسماعيل‌زاده» دستيار كارگردان و برنامه‌ريز سينما وتلويزيون در اثر سانحه تصادف روز 7 مهر ماه درگذشت.
مرحوم «ناصر اسماعيل‌زاده» دستيار كارگردان و برنامه‌ريز فيلم‌هايي چون «استخوان»، «شوك»، «زخم شانه‌ حوا» و... بود.
پيكر او روز گذشته در نظرآباد كرج به خاك سپرده شد.

رضا خندان*رضا خندان

شادروان «رضا خندان» بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر در تاريخ 11 مهر ماه در سن 57سالگي از دنيا رفت.

آخرين حضور مرحوم «رضا خندان» در تلويزيون در نقش «سنان بن انس» در سريال «مختارنامه» بوده است. اين بازيگر همچنين در فيلم‌هايي مثل «رأي باز»، «رؤياي جواني»، «شور عشق» و «دو زن» ايفاي نقش كرده است.

مرحوم «رضا خندان» متولد سال 1332 در شوشتر و فارغ‌التحصيل هنرهاي نمايشي از دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران بود.

فعاليت هنري خود را از سال 1348 آغاز كرد و سال 1366 به عنوان اولين تجربه‌ سينمايي‌اش در فيلم «گمشدگان» به كارگرداني محمدعلي سجادي به ايفاي نقش پرداخت.

منوچهر حقاني‌پرست* منوچهر حقاني‌پرست

شادروان «منوچهر حقاني‌پرست» كارگردان و فيلمبردار سينما در تاريخ 13 مهر ماه سال 1389 در محل كارش درگذشت.

مرحوم «منوچهر حقاني‌پرست» متولد 1330 تهران، داراي مدرك كارداني سينما از دانشكده هنرهاي زيباي رم، فعاليت سينمايي را سال 1356 به عنوان فيلمبردار وزارت فرهنگ و هنر آغاز كرد.

وي از سال 59 به ايران آمد و از سال 72 بعد از درگيري با عطاء مهاجراني ديگر در سينما فعاليت نكرد.

حقاني‌پرست در سال 78 نيز دچار سكته قلبي شده بود.

«توجيه» (60)، «جنگلبان» (66) و «مدرك جرم» (64) از فعاليت‌هاي اين هنرمند در عرصه كارگرداني به شمار مي‌روند.
وي همسر «راضيه تجار» نويسنده ايراني بود.

معصومه اسكندري* معصومه اسكندري

شادروان «معصومه اسكندري» بازيگر سينما در تاريخ 20 مهر ماه در سن 85 سالگي به علت كهولت سن درگذشت.

مرحوم « معصومه اسكندري» در سال 1304 در شهر بجنورد متولد شد. وي مادر «محمدرضا سرهنگي»، تهيه كننده فقيد سينما بود و بازي در تئاتر را از سال 1320 به طور پراكنده تجربه كرد.

اسكندري حضور جلوي دوربين را از سال 1363 با فيلم كوتاه «كودك و كبوتر» به كارگرداني «محمدرضا نجفي» آغاز كرد.

«كيسه برنج» (محمدعلي طالبي» مشهورترين نقش‌آفريني وي در سينماي ايران بوده است.

«گوشواره»، «شب‌هاي روشن»،‌ «دنيا»،‌ «سفر به شرق»، «من ترانه پانزده سال دارم»،‌ «شور عشق»، «آسمان پرستاره»، «واهمه‌هاي حضور» (موج و دريا)، «ايران سراي من است»، «ملك خاتون»، «عروس و پاتال و آرزوهاي كوچك» از جمله ديگر فيلم‌هاي وي به شمار مي‌روند.


محمد رازدشت* محمد رازدشت

زنده ياد «محمد رازدشت» عكاس،تصويربردار و مستندساز كه عصر روز 22 آبان‌ماه بر اثر آمبولي ريه در سن 55 سالگي دار فاني را وداع گفت.

مرحوم «محمد رازدشت» متولد 1334 و از جمله نخستين كساني بود كه در ايران با سيستم‌هاي اوليه‌ ويدئويي كارش را آغاز كرد و از پيشگامان استفاده از تكنيك‌هاي جديد ويدئوي هنري در ايران بود.

رازدشت، عضو هيئت مديره انجمن عكاسان مطبوعات ايران و اعضاي انجمن مستند سازان ايران بود و علاقه‌ او مستندسازي و ساخت فيلم كوتاه بود و در زمينه ويدئوآرت‌ نيز فعاليت‌هايي داشت.

از كارهاي مهم سينمايي او مي‌توان به دستيار تدوين فيلم ABCآفريقاي عباس كيارستمي و نيز تدوين فيلم «داشتن و نداشتن» نيكي كريمي اشاره كرد.

اسماعيل رياحي* اسماعيل رياحي

زنده ياد «اسماعيل رياحي» كارگردان سينماي ايران در سال 23 آبان ماه در 90 سالگي درگذشت.

زنده ياد «اسماعيل رياحي»، همسر «شهلا رياحي» بازيگر سينما، سال 1299 در تهران به دنيا آمد. مرحوم «اسماعيل رياحي» دانش‌آموخته رشته ادبيات دانشگاه تهران و دانشسراي عالي است. وي نويسنده سناريو و كارگردان تئاترهاي متعددي بود و ده فيلم سينمايي را نيز نوشته و كارگرداني كرده است.

وي فعاليت هنري را با بازي در تئاتر آغاز كرد. نخستين تجربه سينمايي او نگارش فيلمنامه «جاده مرگ» است كه با فيلم‌هاي زمان خود بسيار متفاوت بود و سال 1351 از دنياي سينما خداحافظي كرد و در يك مؤسسه تبليغاتي به عنوان مشاور به فعاليت پرداخت.

اولين فيلم تبليغاتي در ايران نيز توسط او و براي روغن نباتي «شاه‌پسند» ساخته شد.

مهدي آريان‌نژاد* مهدي آريان‌نژاد

زنده ياد «مهدي آريان‌نژاد» بازيگر سينما و تلويزيون صبح 23 آبان‌ماه به دليل بيماري ريوي درگذشت.

اين بازيگر كه در دهه 60 با بازي در مجموعه «هشدارهاي پليس» به شهرت رسيد بازي در فيلم‌هاي سينمايي «از بلور خون»، «تبعيدي‌ها»، «شانس زندگي»، «يكبار براي هميشه»، «روزنه»، «سازمان 4» و «كاني مانگا» را در كارنامه دارد.

مرحوم «مهدي آريان‌نژاد» متولد 1326 در زنجان بود و در سال‌هاي اخير از بازيگري فاصله گرفته بود.

حسين باغي* حسين باغي

شادروان «حسين باغي» گوينده تبليغات تلويزيوني و راديويي پس از تحمل يك دوره بيماري در تاريخ 30 آذرماه سال 1389 درگذشت.

حسين باغي كه سال‌ها گوينده تبليغات تلويزيوني بود و مدتي به دليل بيماري التهاب مغز در بيمارستان بستري بود، روز گذشته جان به جان آفرين تسليم كرد.

مرحوم «حسين باغي» متولد سال 1329 تهران و فارغ التحصيل مدرسه عالي ترجمه بود و در پرونده كاري خود در دوبله آثاري نظير «كارآگاه كاستر»، «ارتش سري»، «راه قدس» (امپراطور رم) و... حضور داشت.

صداپيشگي شخصيت‌هايي مانند: «بابا برقي»، «چهار دست» در كارتون «نيك و نيكو»، «سياساكتي»، «داوود خطر» و «هومن»؛ زنده‌ياد باغي را در ذهن بسياري از مخاطبان ماندگار كرده است.

محسن يوسف‌بيك* محسن يوسف‌بيك

شادروان «محسن يوسف‌بيك» بازيگر نقش «هشيار» در برنامه «هشيار و بيدار» در تاريخ 16 بهمن ماه درگذشت.

«محسن يوسف بيك» مجري و بازيگر سال‌هاي دهه 60 پيش از ظهر امروز پس از سپري كردن يك دوره بيماري درگذشت.

مرحوم «محسن يوسف‌بيك» در نقش «هشيار» همراه با عليرضا خمسه در نقش «بيدار» اجراي مسابقه «هشيار و بيدار» را برعهده داشتند كه در زمان پخش خود، يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي ويژه كودكان و نوجوانان بود.

زنده‌ياد «محسن يوسف‌بيك» حضور در چند فيلم سينمايي و تلويزيوني را نيز در كارنامه هنري خود داشت.

عباس اميري* عباس اميري

زنده‌ياد «عباس اميري» در تاريخ 7 اسفند ماه در گذشت.

زنده ياد اميري متولد سال 1329 بود و فعاليت هنري خود را در سال 1364 با فيلم «آتش در زمستان» ساخته حسن هدايت آغاز كرد.

به گزارش فارس، زنده ياد اميري در آثار سينمايي و تلويزيوني بسياري نظير «حضرت يوسف» (1386)، «جايي در دوردست» (1384)، «سفر به هيدالو» (1384)، «به من نگاه كن» (1381)، «اثيري» (1380)، «تيك» (1380)، «قاعده بازي» (1376)، «هفت سنگ» (1376)، «اعتراف» (1375)، «روز شيطان» (1373)، «روز واقعه» (1373)، «دمرل» (1372)، «عصيان» (1372)،‌ «حمله خرچنگ‌ها» (1371)، «افسانه مه پلنگ» (1370)، «گرگ‌هاي گرسنه» (1370)، «عروس» (1369) ، «اُ - منفي» (1368)، تفنگ‌هاي سحرگاه (1367) و آتش در زمستان (1364) اشاره كرد.

يكي از نقش‌هايي كه بيشتر از ساير نقش‌هايي كه مرحوم «اميري» ايفا كرد و بيشتر در اذهان و خاطره‌ها ماند، نقش كاهن معبد آمون در مجموعه تاريخي «يوسف پيامبر(ع)» بود. زنده ياد «عباس اميري» به قدري در اين نقش منفي قوي ظاهر شد كه كمتر مخاطبي بود كه با نقش كاهن معبد آمون ارتباط برقرار نكرده باشد و نسبت به اين كاهن و كارهايش حس بدي نداشته باشد.
آخرين نقشي كه از اين بازيگر روي آنتن تلويزيون رفت، نقش «عامر بن مسعود» در مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» به كارگرداني «داوود ميرباقري» بود.


مهري وداديان* مهري وداديان

شادروان «مهري وداديان» بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون در تاريخ 10 اسفند ماه سال 1389 دارفاني را وداع گفت.
اين بازيگر در سال 1315 چشم به جهان گشود و حضور در تلويزيون را از حدود سال هاي 1337 با اجرا در تئاتر و بازي در سينما را از سال 1346 با ايفاي نقش كوتاهي در «آشيانه خورشيد» آغاز كرد.
وي در سال‌هاي پاياني حيات مبتلا به بيماري‌هاي پاركينسون و آلزايمر شده بود.
«آتش بدون دود»، «دليران تنگستان»، «پاييز صحرا»، «طالب»، «ماجراهاي آقاي خموشيان»، «برگ‌ريزان»، «آينه عبرت»، «بي‌گناهان» از جمله كارهاي تلويزيوني اين بازيگر بوده‌اند.
«گل‌هاي داودي»، «مدار بسته»، «گمشده»، «پدربزرگ»، «رابطه»، «بگذار زندگي كنم» ، «صعود»، «شكار»، «سايه‌هاي غم»، «عبور از غبار»، «افسانه آهن، «دلشدگان»، «مرد آفتابي»، «كميته مجازات»، «معادله»، «عاشق» و «راننده تاكسي» از نقش‌آفريني‌هاي سينمايي اين بازيگر محسوب مي‌شدند.
شهريور امسال شاه‌كرمي نماينده دفتر رييس جمهور از مرحومه «مهري وداديان» در منزل وي عيادت كرد

توابين چه كساني بودند، چرا مختار با آنها همراه نشد؟

ادامه نوشته

پلیس: قانون تکلیف کرده ماهواره ها را جمع کنیم/جدول اظهارات چهره ها و مسئولان درباره ماهواره

 پلیس: قانون تکلیف کرده ماهواره ها را جمع کنیم/جدول اظهارات چهره ها  و مسئولان درباره ماهواره
جامعه > قضایی  - پلیس دور جدیدی از مبارزه با استفاده کنندگان از ماهواره را شروع کرده و می گوید تنها مجری قانونی است که 18 سال پیش تصویب شده

امیدسلیمی بنی: سختگیریها برای جمع آوری ماهواره ها این روزها افزایش یافته، این یعنی تمام اقدامات الکترونیک که گفته می شد برای مقابله با امواج ماهواره ای انجام شده، بی تاثیر بوده و پلیس ترجیح می دهد دوباره برای جمع کردن دیشها و ریسیورها، به خانه مردم برود. هر چند پلیس ترجیح می دهد بگوید هیچ سختگیری جدیدی در کار نیست و دارد قانون مصوب سال 73 را اجرا می کند که در ماده 2 آن تصریح شده "وزارت کشور موظف است با استفاده از نیروهای انتظامی و یا نیروی مقاومت بسیج در اسرع وقت نسبت به جمع‌آوری تجهیزات دریافت‌از ماهواره اقدام نماید."

با این حال، برخی مطالعات جامعه نشان می دهد در تهران، نزدیک به نیمی از خانواده ها، مشتری پر و پاقرص ماهواره ها هستند. تحقیقات سال جاری که توسط صدا و سیما انجام شده نشان می دهد سالانه 10 درصد از جمعیت تهران، به استفاده کنندگان از تجهیزات ماهواره ای می پیوندند و چندان باکی از ‌ماده 9 قانون منع استفاده از ماهواره که می گوید استفاده‌کنندگان، علاوه بر ضبط و مصادره اموال مکشوفه به مجازات نقدی از یک میلیون تا سه میلیون ریال‌ محکوم می‌گردند، ندارند. نتایج تحقیقات صدا و سیما نشان می دهد بیشتر افرادی که ماهواره نگاه می کنند، ترجیح می دهند از شبکه های فارسی زبان استفاده کنند .

سنتیها: مخالفان سنتی ماهواره

بستر قانونی مقابله با تجهیزات دریافت ماهواره، در سال 73 شکل گرفت و از آن روز تاکنون، برخوردهای قهرآمیز با این وسیله ارتباطی، جزء وظایف ضابطان دادگاه بوده، ولی سئوال اینجاست که با وجود گذشت نزدیک به 18 سال از تصویب و اجرای این قانون، آیا بینندگان ماهواره کم شده اند؟

به نظر می رسد طیف سنتی تر جامعه، بیشترین مخالفت را نسبت به این پدیده ارتباطی دارد. از برخی مراجع که در فتاوای خود، با استفاده از این وسیله را جایز ندانسته اند تا برخی استادان دانشگاه و نمایندگان مجلس که مشکلاتی مانند طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و آسیبهای اجتماعی مثل خشونتهای خانوادگی و خیابانی را زیر سر رسیورها می بینند.

با این همه، در مجلس هفتم، برخی از نمایندگان با ارائه طرحی، خواستار بازنگری در قوانین مربوط به ماهواره شدند که با مخالفت فراوان شورای نگهبان روبرو شد و پس از بازگشت به صحن علنی، از دستور کار خارج شد.

جایی که قانون، از تحولات عقب می مانند

قانون مصوب سال 73 با این فرض بنیان گذاشته شده بود که در مقابل اشاعه ماهواره در جامعه را بگیرد، ولی افزایش 10 درصدی سالانه استفاده از این وسیله، فرض مزبور را عملا باطل کرده استم. تحقیقات صدا و سیما نشان می دهد به طور متوسط، استفاده کنندگان از ماهواره، 125 دقیقه در روز، پای گیرنده های خود می نشینند و بیشتر تمایل به دلیل فیلم، سریال و کلیپهای موسیقی دارند.

اگر فرض را بر تطبیق نسبی این تحقیقات با واقعیات جامعه در نظر گرفت، می توان این چنین نتیجه گیری کرد که قانون منع استفاده از ماهواره، با واقعیات جامعه فاصله گرفته است. از طرف دیگر، به نظر می رسد برخی دغدغه های امنیتی و سیاسی، باعث می شود نمایندگان مجلس، تمایلی برای تغییر در شکل و ساختار بستر حقوقی ممنوعیت ماهواره، نداشته باشند، زیرا با توجه به اتفاقات سال گذشته و انتهای امسال، به نظر می رسد پیامهای مخالفان نظام، از طریق این وسیله و همچنین بسترهای تبادل اطلاعات مانند اینترنت، به گوش برخی از ساکنان داخل کشور می رسد.

اکنون می طلبد سیاستگذاران و به خصوص نمایندگان مجلس با یافته راهکاری به جز برخوردهای سخت افزاری پلیسی، رفتار شهروندان را به سمت و سوی عدم استفاده از ماهواره هدایت کنند، چون با وجود جریمه 300 هزار تومانی و منع قانونی حضور پلیس در حریم خصوصی افراد و خانه ها برای جمع آوری تجهیزات دریافت ماهواره، به نظر نمی رسد استقبال مردم از ماهواره، کم شود.

در جدول زیر برخی از اظهارات اشخاص و چهره ها و موضع آنها درباره استفاده از ماهواره جمع آوری شده است.

 

نام

سمت/عنوان

موضع

خلاصه اظهارات

سایت رسمی مقام معظم رهبری

-

-

متن پاسخ به استفتاء: دستگاه آنتن ماهواره‏اى از این جهت که صرفا وسیله‏اى براى دریافت برنامه‏هاى تلویزیونى است که هم برنامه‏هاى حلال دارد و هم برنامه‏هاى حرام، حکم آلات مشترک را دارد. لذا خرید و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفاده‏هاى حلال جایز است. ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏هاى حرام را کاملا فراهم مى‏کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏اى هم مترتّب نمى‏شود. لکن اگر قانونى در این مورد وجود داشته باشد باید مراعات گردد.

آیت‌الله مکارم شیرازی

مرجع تقلید

موافق

ماهواره از جمله رسانه‌هایی است که می‌توان از آن در نشر فرهنگ اسلام بهره برد. ماهواره «ولایت» که به همت جمعی از فضلا و بزرگان حوزه را‌ه‌ اندازی شد کار بسیار ارزشمند و قابل تقدیری است. دلیلی ندارد که این امکانات در اختیار دیگران باشد و ما آن را در اختیار نداشته باشیم. باید از تمام وسایل روز، به نفع پیشرفت اسلام و مکتب اهل‌بیت‌(ع) استفاده کنیم؛ بنابراین لازم است هر وسیله ارتباطی به هر صورتی که باشد را در اختیار بگیریم، نکند مخالفان ما از آن استفاده نمایند و ما استفاده نکنیم. رسانه‌های تصویری هم‌ تأثیر گذار هستند؛ بنابراین باید به صورت مثبت از آن استفاده کنیم و صدا و سیما هم به فکر این است که از حوزویان برای پیشرفت این مساله استفاده کند.

آیت الله محی الدین حائری شیرازی

 

عضو مجلس خبرگان رهبری

 

مخالف

ما در کشورمان فیلمساز خوبی نداریم که حریف برنامه‌های این ماهواره‌ها و اینترنت شود و این همانند بازی فوتبال است که ما ابتدایی‌ترین بازی فوتبال را داریم ولی آنها در این ورزش به صورت حرفه‌ای کار می‌کنند.

آیت الله صافی گلپایگانی

 

مرجع تقلید

مخالف

در مورد استفاده از ماهواره ها و سایت های خبری که در واقع شبکه های بیگانه آن ها را ترتیب داده و بر جوامع اسلامی مسلط کرده اند، باید گفت چون غالباً اطلاعات آنها مسموم است و اگر خبر صحیحی هم در دسترس بینندگان شان و مخاطبانشان قرار دهند، در راستای اهداف استعماری و گمراه کردن (مردم) و ایجاد فتنه و تفرق است. به همین خاطر استفاده از چنین شبکه هایی جایز نیست.

اسماعیل احمدی مقدم

 

فرمانده نیروی انتظامی

 

مجری قانونیم

در گذشته نیروی انتظامی به تنهایی در میدان بود اما امروز خوشبختانه نهادی‌های دیگری هم که در این مهم وظیفه دراند چه در برخورد سلبی با مفاسد چه در برخورد ایجابی در امر معروف و فرهنگ سازی (وزارت‌خانه‌ها، صدا و سیما) در این عرصه فعال شدند. وظیفه قانونی ما تغییری نکرده و ما همچنان اجرای قانون ممنوعیت استفاده از تجهیزات ماهواره‌ای را تعقیب می‌کنیم و همه مردم و دستگاه ها باید تابع قانون باشند. عمده آن چیزی که الآن در دستور کار است، تجری از قانون و کسانی که علناً از این تجهیزات استفاده می‌کنند در اولویت برخورد است و هیچ زمانی هم این کار تعطیل نشده و هیچ ربطی هم به الآن ندارد و این یک روال دائمی داشته که این روال ادامه دارد.این نیرو  در صورت مشاهده جرائم مشهود با متخلفان که دیش های خود را در معرض دید قرار داده باشند، برخورد قانونی می کند. پلیس در مقابل جرایم مشهود برابر قانون اقدام می کند ولی در موضوع جمع‌آوری ماهواره‌ها وارد حریم خصوصی مردم نمی شود. ماموران پلیس در صورت مشاهده دیش‌ های ماهواره روی بام های مجتمع های مسکونی برای جمع آوری آنها به مدیران مجتمع تذکر می‌دهند. رسانه ملی باید در اطلاع رسانی اعتماد مردم را جلب کند تا گرایش به رسانه‌های بیگانه کم شود.

محمد حسینی

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

ممتنع

موضوع ماهواره در اختیار وزارت ارشاد نیست و مراجع خاصی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی باید این مساله را بررسی کنند. ماهواره شبکه های دارد که چه از نظر سیاسی وچه از لحاظ اخلاقی ، مروج دنبال کننده اهداف خودشان هستند. اینکه الان مجوز داشتن دیش ماهواره داده نمی شودبه خاطر ان آثار مخرب است که دارد.

محمدرضا نقدی

رئیس سازمان بسیج مستضعفین

 

مخالف

3 هزار شبکه ماهواره‌ای علیه ملت ایران تبلیغات منفی و انحرافی می‌کنند. دشمنان ما با تمام نیرو جوانان ما را مورد هدف قرار دادند و با پخش برنامه‌های ماهواره‌ای سعی در انحراف اعتقادات و دین ما را دارند ولی بدانند در برابر اقتدار و عزت ایران اسلامی و وحدت و همدلی رزمندگان ما شکست خورده‌اند.

عزت الله ضرغامی

 

رئیس سازمان صدا و سیما

 

مخالف

30 درصد مردم در کشور ماهواره دارند و با توجه به تولیدات متنوع در عرصه فیلم و سریال، گرایش به بی بی سی فارسی و VOA در سطح قابل توجهی به سمت شبکه های فیلم و سریال تغییر پیدا کرده است.  10 شبکه ماهواره ای برای پخش فیلم و سریال فارسی خبر داد و در عین حال این سطح فعالیت ماهواره های بیگانه در زمینه فیلم و سریال فارسی را مهم نیست. مهم این است که اگر درصد مردمی که ماهواره دارند نیز افزایش پیدا کند کسی که در خانه اش ماهواره دارد در ساعات پربیننده، ماهواره را خاموش کند و برنامه های جمهوری اسلامی را ببیند.

حمید بقایی

معاون رییس جمهور

ممتنع

هیچ وقت شبکه‌های فارسی زبان ماهواره را ندیده‌ام. برنامه های تلویزیون فارسی بی بی سی را یکی دو بار در جلسات دولتی دیدم ، ولی برای این ها وقت نمی گذارم.

مرتضی مقتدایی

مدیر حوزه‌های علمیه

 

مخالف

امروز شاهد ظهور عرفان‌های کاذب و شبهه افکنی از طریق سایت‌ها و ماهواره‌ها هستیم به طوری که برنامه‌های 3 هزار ماهواره ضد شیعی که همه آنها روی مسئله امامت و مهدویت فعالیت می‌کنند، در ایران قابل دریافت است.

بهمن کارگر

 

معاون اجتماعی نیروی انتظامی

مخالف

ماهواره همانند مواد مخدر عمل می کند. نیروی انتظامی در صورت مشاهده خرید و فروش ماهواره به شدت برخورد خواهد کرد. ماهواره ها شیرازه خانواده ها را از درون سست و کانون خانواده را متزلزل می کند. اگر خانواده ها مواد مخدر را به لحاظ آسیب ها محکوم کرده و جرم می دانند ماهواره هم جرم است، از خانواده ها می خواهم تا در امر مبارزه با ماهواره بیشترین کمک را داشته باشند.

مهدی کلهر

مشاور سابق اطلاع رسانی رئیس جمهور

 

موافق

من با تلویزیون دولتی، سانسور و ممنوعیت ماهواره مخالفم. اصولا بی بی سی شناخت فرهنگی اش از کل جهان بسیار دقیق تر و کم عارضه تر از دیگر رسانه هاست و به همین دلیل برای دیالوگ با فرهنگ ها می داند چه چیزی را باید بگوید. بی بی سی در این زمینه از صدای آمریکا جلوتر است. این یکی از ویژگی های رسانه های حرفه ای است.

حسن عباسی

 

رئیس مرکز موسوم به بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز

مخالف

پیام اصلی سریال‌های ماهواره‌ای ایجاد مناسبات عاطفی نامشروع بین نسلی و ذائقه‌سازی برای عدم وفاداری به خانواده مبتنی بر تولید هیجان در این فیلم‌ها و سریال‌ها است.

مهدی شریفی

رئیس مرکز واحد مونیتورینگ صدا و سیما

 

مخالف

شبکه هایی مانند ایران موزیک و مهاجر و pmc  و....را تاسیس کردند که در حال حاضر به 37 شبکه بالغ می شود که حس موسیقیایی جوان را به سمت شعر های مبتذل هدایت کرده و تازه برای پخش آن در شبکه ماهواره ای از جوانان پول هم می گرفتند که با این کار ضمن پس انداز پولی که می بایست برای تامین برنامه پرداخت کنند، با پول های پرداختی توسط صاحبان اثرهای موسیقیایی ، خود را تقویت می کنند. در مدل شبکه های مذهبی نیز این امر مصداق دارد. به جای اینکه شبکه متحمل هزینه های سنگین و سرسام آور تولید و تامین برنامه شود با یک ترفند مکارانه افراد و ابزار را در مساجد و تکایای ما به کار گرفته است. برخی از این شبکه ها با جریان انجمن حجتیه در ارتباط هستند و این نکته ای است که مردم هوشمند ما نباید از آن غفلت کنند و باید به آموزه های صحیحی که از طریق نهادهای فرهنگی و مذهبی و مراجع محترم تقلید ارائه می شود، اجرا کنند.

محمد حسن نبوی

 

معاون تبلیغ حوزه های عملیه

مخالف

اخیراً شبکه‌ای ماهواره‌ای به نام دفاع از شیعه و گسترش معارف اهل بیت‌(ع) راه‌اندازی شد که پس از فاش شدن اسناد آن، مشخص گردید که آمریکایی‌ها در پشت پرده آن قرار دارند.

محمد رضا محسنی ثانی

 

نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس

مخالف

دلیل افزایش طلاق در کشور تاثیر مفاسدی است که توسط رسانه ها و شبکه های غربی ترویج می شود.عوامل مختلفی در ایجاد چنین پدیده های اجتماعی نقش دارند و با توجه به اینکه روز به روز این عوامل تشدید می شود نرخ طلاق روند رو به فزونی دارد.

جلال یحیی زاده

 

عضو کمیسیون فرهنگی در مجلس

 

موافق

کمیسیون آمادگی آن را دارد که استفاده از ماهواره را به سمت و سوی قانون جدیدی هدایت کند. اما در عین حال در وضع کردن قانون استفاده از ماهواره بهتر است از شتاب زدگی دوری شود و طوری قانون گذاری کنیم که در نهایت اجرایی شود.در مجالس هفتم و هشتم بارها استفاده از ماهواره موضوع بحث و گفت وگو قرار گرفته بوده، اما مجلس در داشتن مصوبه برای ممنوعیت استفاده از ماهواره به نتایج قابل قبولی نرسیده است. اگر کارشناسان در این زمینه با توجه به واقعیات و استفاده هایی که از ماهواره ها می شود طرحی را به کمیسیون فرهنگی ارائه دهند کمیسیون آمادگی آن را دارد که استفاده از ماهواره را به سمت و سوی قانون جدیدی هدایت کند.

حسین باهر

استاد دانشگاه شهید بهشتی

ممتنع

در گذشته دیر ازدواج کردن امر ناپسندی بود اما امروزه این موضوع به یک امر بسیار عادی در جامعه تبدیل شده است.که متاسفانه پخش فیلم‌های مختلف در برنامه‌های ماهواره‌ای موجب الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب شده است و در اثر گرایش جوانان به این فرهنگ، زندگی مجردی و بی‌میلی به ازدواج در جامعه رشد می‌یابد.

هومن صادقی کاجی

 

کارشناس امور مخابراتی و ارتباطی

 

موافق

ما هنوز به خط مشی روشنی در ارتباط با ماهواره نرسیده‌ایم. در زمان حاضر دیدن برنامه‌های تلویزیونی برون مرزی برای ایرانیان داخل کشور امکانپذیر نیست و یا به لحاظ قانونی ممنوع است که هیچ دلیل منطقی برای آن نمی‌توان یافت. آمار دقیقی از تعداد خانواده‌هایی که از ماهواره استفاده می‌کنند ، وجود ندارد. گزارشهای منتشر شده توسط نیروی انتظامی درباره دستگیری عوامل توزیع یا استفاده‌کنندگان ماهواره ، گویای آمار بالای به‌کارگیری آن در کشور است.

حسین عسگری راد

حقوقدان

موافق

استفاده از ماهواره یک ضرورت فرهنگی و حق اجتماعی است که همه مردم و شهروندان می توانند از آن استفاده کنند. برخورد ضربتی و غیرکارشناسی بطن جامعه را ملتهب می کند و نیاز جامعه را به راهی دیگر سوق می دهد.

محمد تقی روغنی ها

مدرس دانشگاه

موافق

قانون مربوط به منع استفاده از ماهواره عملا محدودیتی در مسیر استفاده از آن ایجاد نکرد و اقدامات مقطعی نظیر جمع آوری آنتن‌ها و یا اقدامات فنی و فیزیکی هم کارساز نبوده است. در حالی که در شماری از کشورهای جهان، با تدبیر و روش‌هایی هدفمند این پدیده را به میزان قابل توجهی در کنترل خود گرفته‌اند یا دست کم با کاهش تهدیدات، از امکانات آن در جهت منافع ملی و فرهنگی خود بهره برده‌اند. شیوه برخورد با ویدیو را بسیاری از ما به خاطر داریم که هیچ ثمری نداشت. پدیده نوین دیگر، اینترنت است که امروز در کشورمان بهره فراوانی از آن می‌بریم. انبوهی از کتب و مقالات پژوهشی در حوزه‌های دین، فرهنگ، سیاست و ... در دسترس علاقمندان قرار دارد؛ اطلاعات فراوانی از این شبکه منتشر و دریافت می‌شود و در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و بانکی و پولی نیز بهره ما از اینترنت اندک نیست. در حوزه ماهواره و شبکه‌های تلویزیونی، اما وضعیت این چنین نیست و به جز ممانعت، اقدامی جدی در راه کاهش تهدیدات و بهره گیری از امکانات این فناوری صورت نگرفته است و زمانی که نتیجه چنین روشی و آنچه امروز در جامعه روی داده را مرور می‌کنیم بعید است جز نگرانی و تاسف احساس دیگری عایدمان شود.

آشنایی با یک سایت عجیب و مفید!

با سایت Wolfram Alpha آشنا هستید؟ اگر هستید که خوش به حالتان اگر هم آشنا نیستید به نفعتونه که آشنا بشید!
شاید اگه همین الان به این سایت برید فکر کنید با چیزی شبیه یاهو یا گوگل آشنا شدید ولی ولفرام برای شما چیزی جستجو نمیکنه بلکه دقیقا به سوالهای شما جواب میده.

برای مشاهده سایت فوق اینجا را کلیک کنید(+)

شما تو این سایت میتونید هر نوع اطلاعاتی که نیاز دارید رو بدست بیارید و مطمئن باشید که این اطلاعات تا حد زیادی درست هستن. شاید جالب ترین سوالهایی که این سایت بتونه جواب بده، حل هر نوع مساله ریاضی باشه. از ساده ترین مسائل ممکن تا انواع انتگرال های معین و نا معین. و جالب تر اینه که ولفرام فقط به شما جواب نمیده، راه حل هم میده! همین الآن تو سرچ باکس ولفرام بنویسید Integrate و جلوی اون سخت ترین تابعی که به ذهنتون میرسه رو بنویسید. جالبه نه! با کلیک بر روی Show Steps میتونید مراحل حل رو هم ببینید.

سوالهای دیگه ای هم دارین ؟ چرا از ولفرام نمیپرسین ؟ میتونین جواب انواع اطلاعات اقتصادی، سیاسی، جغرافی و علوم شیمی، فیزیک ریاضی و … بدست بیارید. همین الآن امتحان کنید. اصلا شاید دلتون بخواد صورفلکی آسمون رو بشناسید یا بخواهید همه ی آمار تیم های فوتبال بارسلونا و رئال رو مقایسه کنید یا مقایسه نرخ تورم کشورها. Wolfram حتی میتونه تو حل کردن جدول و یا پیدا کردن وساده سازی نسبت های فامیلی هم کمکتون کنه.

اما این سایت در اقدامی جدید میتونه پاسخگوی سوالهای پزشکی شما هم باشه. شما میتونید با وارد کردن علائم بیماری تون از نوع بیماریتون اطلاع پیدا کنید و همچنین با تجویز این سایت خودتون معالجه کنید! البته این واضحه که این سایت تنها سایتی نیست که همچین اطلاعاتی ارائه میده و همچنین واضحتره که اطلاعات این سایت هرگز نمبیتونه جای دکتر رو بگیره !

با رفتن به قسمت مثالهای این سایت میتونید انواع اطلاعاتی رو که از این سایت به جوابشون برسید رو ببینید.

موسس این سایت فردی به اسم استفان ولفرام. این نابغه ی فیزیک و ریاضیات، دانشمند ۵۰ ساله ی انگلیسی است که به همراه ۱۰۰ نفر دیگه این سایت رو راه اندازی کردن. ولفرام در سن ۱۵ سالگی اولین مقاله ی خودش رو چاپ کرد و در ۲۰ سالگی مدرک دکترای فیزیکش رو هم از انیستیتوی تکنولوژی کالیفرنیا دریافت کرد.

هزینه ها و در آمد های قهوه تلخ

یک حساب سر انگشتی در آماری که در مورد سریال قهوه تلخ اعلام شده، ما را به اعداد جالب توجهی می رساند که هیچ نمونه دیگری در تاریخ ایران ندارند. این سریال با یک تیم حدوداً ۳۰۰ نفره ساخته شده. برای همین، یکی از پر خرج ترین سریال های ایران است. اصلاً یکی از دلایلی که جام جمی ها در جلسات مذاکره برای خرید سریال بد قلقی کردند، همین هزینه بالای تولید آن بود.

لطفاً به ادامه مطلب بروید

هزینه تولید: ۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

هزینه جوایز قرعه کشی خریذاران سریال: ۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

تیراژ: ۱,۵۰۰,۰۰۰ نسخه در هفته

بودجه تبلیغات: ۱۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

بودجه خرید سی دی خام و تکثیر سریال: ۱۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

پورسانت شبکه توزیع: ۴۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

درآمد ناخالص فروش سریال: ۱۱۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

سود ناخالص پروژه قهوه تلخ: ۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان

حداقل درآمد از محل تیزر های سی دی: ۱۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان


دلايل يك بازيگر براي پيوند گوش انسان به دستش (+عكس)

هنرپیشه تئاتر استرالیایی با هدف به اشتراک گذاشتن آنچه که توسط یک گوش شنیده می شود با تمامی مردم جهان یک گوش انسان را بر روی بازوی خود پیوند زده است.

به گزارش  مهر، "استلارک" هنرپیشه استرالیایی برای یافتن سرمایه گذار و جراحی که بتواند عملیات پیوند گوش انسان را بر روی بازوی وی اجرا کند 10 سال به جستجو پرداخته است.


ماه ها پیش از اینکه گوش اضافی به دست مرد پیوند زده شود، قالبی تو خالی به شکل گوش انسان در زیر پوست او قرار گرفت و پس از آن ساختار گوش انسان جایگزین آن شد. پس از کار گذاشته شدن قالب گوش، سلولهای بدن استلارک به گونه ای تحریک شدند تا بر روی ساختار گوش رشد کرده و با تغذیه از خون بدن مرد، یک گوش واقعی را بر روی بازوی وی به وجود آورد.


زمانی که گوش به صورت کامل رشد کرد، استلارک میکروفنی متصل به اینترنت را به آن وصل خواهد کرد تا به این شکل همه این امکان را داشته باشند که آنچه بازوی او می شنود را در هر ساعتی از روز یا شب بشنوند.


بر اساس گزارش تلگراف، استلارک در نمایشگاه هنری در کینتیکا گفت: "این کار به خاطر خودم نبوده است زیرا من دو گوش بسیار عالی دارم اما دوست داشتم برای دیگر انسانها به ابزاری صوتی تبدیل شوم."

درگذشت هنرمند قديمي تلوزيون + عکس

محسن یوسف‌بیک روز ۱۶بهمن ۱۳۸۹ در سن ۷۰سالگی، در آسایشگاهی در شهر كرج دار فانی را وداع گفت.


فارس: «محسن يوسف‌بيك» بازيگر نقش هشيار در برنامه «هشيار و بيدار» درگذشت.

محسن یوسف‌بیک روز ۱۶بهمن ۱۳۸۹ در سن ۷۰سالگی، در آسایشگاهی در شهر كرج دار فانی را وداع گفت.

«محسن يوسف بيك» مجري و بازيگر سال‌هاي دهه 60 پيش از ظهر دیروز پس از سپري كردن يك دوره بيماري درگذشت.

بنا بر اين گزارش، محسن يوسف‌بيك در نقش «هشيار» همراه با عليرضا خمسه در نقش «بيدار» اجراي مسابقه «هشيار و بيدار» را برعهده داشتند كه در زمان پخش خود، يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي ويژه كودكان و نوجوانان بود.

زنده‌ياد محسن يوسف‌بيك حضور در چند فيلم سينمايي و تلويزيوني را نيز در كارنامه
هنري خود داشت.

جایی که مارک تواین آن بهشت روی زمین نامید (عکس)

 جزيره رويايی موريس در جنوبی ترین نقطه اقیانوس هند، شرق جزیره ماداگاسکار و جنوب شرقی قاره آفریقا واقع شده است.

اين کشور ابتدا به وسيله دريانوردان مالايی در قرن دهم ميلادی کشف شد، پس از آن در قرن شانزدهم ميلادی ابتدا مستعمره پرتغال و سپس هلند ( قرن 17 ) شد. در سال 1715 جزيره تحت کنترل فرانسوي ها در آمد و در طی جنگ های ناپلئونی در سال 1810 جزيره توسط نيروهای انگليسی اشغال شد. در سال 1968 اين کشور استقلال خود را از انگلستان به دست آورد.

نوع حکومت در اين کشور جمهوری دموکرات ( پارلمانی ) است. در حال حاضر کشوری مستقل به پایتختی پورت لوئیس (port Louis) است که دارای 8 شهر ديگر نيز می باشد.

جمعیت اين کشور 000/300/1 نفر مي باشد که از نژادهای متنوع تشکيل شده است. ( هندی، چينی، اروپايی و آفريقايی )

زبان رسمی اداری اين کشور انگليسی است ولی مردم به دو زبان انگليسی و فرانسوی تسلط کامل دارند.

دين مردم جزيره: 48% هندو ، 32% مسيحی ، 17% مسلمان و 3% ساير اديان.

مساحت اين کشور 2040 کيلومتر مربع است. ( 11 برابر شهر واشنگتن و 4 برابر شهر تهران )

خط ساحلی دور جزيره 180 کيلومتر است که تمامی آن از ماسه های نرم ، سفيد و درخشان پوشيده شده است. اين کشور در نيمکره جنوبی زمين واقع شده است ، بنابراين فصول آن برعکس نيمکره شمالی ( ايران ) است.

ميانگين دمای هوا در زمان سفر نوروزی :
روز : 28+ الی 30 + شب: 20+ الی 22+ دمای آب : 26+ الی 28+ درجه سانتيگراد

اختلاف زمان موريس با تهران تنها نيم ساعت است. ( زمان رسمی موريس : 04:00+ GMT ، زمان رسمی ايران : 03:30+ GMT )

ولتاژ برق موريس 220 ولت ، 50 هرتز است که مشابه سيستم برق ايران می باشد.

واحد پول اين کشور روپيه موريس است . 1 دلار = 30 روپيه موريس ، 1 يورو = 40 روپيه موريس ، 1 روپيه موريس = 360 ريال

موريس از جاذبه های توریستی متنوع و شگفت انگيزی بهره مند مي باشد؛ علاوه بر سواحل بسيار زيبا ، رودخانه، مرداب، کوه، جنگل های زیبا، گونه های جانوری و گیاهی فراوان، دهانه های آتشفشانی، آبشار و آثار تاریخی را نيز می توان در اين جزيره رويايی مشاهده نمود که اکثر آنها در برنامه تور نوروزی گنجانده شده است.

سازمان جهانی جهانگردی (World Tourism Organization (WTO موريس را به عنوان يکی از ده مقصد برتر توریستی دنيا معرفی نموده است.

مارک تواين ، نويسنده مشهور آمريکايی ، خالق آثاری از قبيل " ماجراهای تام ساير " ، " هاکلبری فين " ، " شاهزاده و گدا " جزيره موريس را چنين توصيف نموده است : " موريس نمونه ای از بهشت روی زمين است.
































جلددوم مفاتیح درراه است

حجت‌الاسلام يدالله مقدسي اظهار داشت: تاكنون كار نگارش حدود ۲۰۰ صفحه از كتاب مفاتيح‌الحيات انجام شده و ۱۰۰ صفحه از آن را اخيرا به محضر آيت‌الله جوادي آملي ارائه داديم كه معظم‌له از انجام اين حجم كار ابراز خرسندي كردند.

به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء،مديرگروه فقه پژوهشگاه علوم وحياني معارج اظهار داشت: اميدواريم كه روند انجام كار تدوين جلد دوم نهج‌البلاغه تا پايان امسال و يا اوايل سال آينده به پايان برسد.

وي با بيان اينكه اصل طرح انتشار جلد دوم مفاتيح‌الجنان به پيشنهاد آيت‌الله جوادي آملي بوده است، تصريح كرد: موضوع اين طرح از پنج سال قبل با فرمايش آيت‌الله جوادي آملي در خطبه‌هاي نماز جمعه در مورد بهتر نگه داشتن محيط زندگي چه در طبيعت و چه در زندگي به عنوان يك شهروند مطرح شده و كار تقريبا به صورت تهيه يك طرح خام شروع شد.

وي اضافه كرد: دو سال قبل وقتي آيت‌الله جوادي آملي دوباره اين موضوع را در خطبه‌هاي نماز جمعه مطرح كرده بودند، يكي از افرادي كه پيگير اين طرح بود، طرحي ارائه كردند و ما اين طرح را خدمت ايشان مطرح كرديم و آيت‌الله جوادي آملي تا آن زمان فكر مي‌كردند كار تدوين جلد دوم مفاتيح‌الجنان در دست اقدام است و حتي در خطبه‌هاي نماز جمعه اعلام كرده بودند كه تعدادي از فضلا در حال تدوين اين اثر هستند.

حجت‌الاسلام مقدسي با بيان اينكه اين افراد بعد از مدتي نتوانستند اين كار را به سرانجام برسانند، به تهيه طرح اوليه توسط گروه ديگري از پژوهشگران اشاره كرد و يادآور شد: اين كار با تشكيل شوراي پژوهشي شروع شد و جلسات متعددي در زمينه مدخل‌يابي براي موضوع مورد پژوهش تشكيل شد و در اين جلسات طرح اشاره شده پنج بار تغيير يافت و تكامل پيدا كرد.

مديرگروه فقه پژوهشگاه علوم وحياني معارج اظهار داشت: اين طرح نهايتا در چهار موضوع شامل روابط انسان در زندگي مربوط به خود، روابط انسان با افراد ديگر، چگونگي روابط انسان‌ها با حيوانات و روابط انسان با طبيعت تهيه شده است.

وي با اشاره به اينكه هر‌يك از اين موضوعات داراي زيرمجموعه‌هايي است، خاطرنشان كرد: پس از تكميل اين طرح سؤالات و ابهاماتي وجود داشت كه سؤالات را براي آيت‌الله جوادي آملي ارسال كرديم و در جلسه‌اي كه با حضور ايشان برگزار شد به ابهامات پاسخ دادند.

حجت‌الاسلام مقدسي تاكيد كرد: پس از فرمايشات معظم‌له دوباره تغييرات مختصري در اين طرح انجام داديم و شروع مجدد اين كار با مطالعه حدود ۱۰۰ عنوان كتاب حديثي و بعضا تاريخي و اخلاقي همراه بوده است.

وي اظهار داشت: فيش‌هاي به دست آمده مورد كنترل قرار گرفت و مواردي كه چندان ارتباطي با اين طرح نداشت، جدا شد و مطالب مربوط به موضوعات مفاتيح‌الحيات در قالب بيش از ۶ هزار حديث آماده شد.

مديرگروه فقه پژوهشگاه علوم وحياني معارج تهيه نرم‌افزار را از ديگر مراحل انجام اين كار برشمرد و گفت: پس از تهيه اين نرم‌افزار، نيازمند تهيه نمايه بوديم و براي نمايه‌سازي در روايات از ظرفيت افرادي استفاده كرديم كه سابقه خوب كاري داشتند.

حجت‌الاسلام مقدسي با اشاره به زمان‌بر بودن نمايه‌سازي در روايات افزود: پس از حذف مكررات عنوان‌ها و نمايه‌ها، حدود ۱۴ هزار نمايه آماده شد تا از اين نمايه‌ها براي موضوعات مورد نظر استفاده كنيم.

وي با تشريح مراحل بعدي انجام اين كار اظهار داشت: در مرحله بعدي كار نگارش آغاز شد و در اين مرحله نيازمند آيين‌نامه نگارش بوديم كه از صاحب‌نظران و پژوهشگراني كه در كار نگارش تجربه داشتند، استفاده شد.

وي خاطرنشان كرد: پس از تهيه آيين‌نامه نگارش بر مبناي رهنمود آيت‌الله جوادي آملي، كار نگارش به صورت آزمايشي شروع شد و هر‌يك از پژوهشگران قسمتي از كار را بر عهده گرفتند و روند كار در حال انجام است

گزارشی خاص و داغ از سفر یانگوم به تهران+تصاویر -بازی یانگوم درقهوه تلخ

 

گزارشی خاص و داغ از سفر یانگوم به تهران+تصاویر

«یانگوم بیا اینجا» «یانگوم، آی‌لاویو...». لی یونگ آئه با روسری قرمز و مانتویی که نقوش کره‌ای دارد زیر نور فلش‌ها در حالی‌که سعی می‌کند تعجبش را زیر لبخند پنهان کند وارد سالن فرودگاه شده. چند مرد کره‌ای که معلوم است جزء تیم مدیریت و حفاظت او هستند، دورش را گرفته‌اند. ناگهان مهران مدیری جلو می‌رود و دسته گلی را به او می‌دهد. مترجمی حرف‌های او را ترجمه می‌کند. خیلی عجیب است تا حالا کسی متوجه حضور مدیری در فرودگاه نشده بود.
اخیرا شایعاتی سر زبان ها افتاده که گویا مهران مدیری میخواهد از یانگوم برای بازی در سریال قهوه تلخ دعوت کند. تحریریه همشهری جوان این موضوع را مورد توجه قرار داده و در شماره اخیر خود پرونده ای در این باره منتشر کرده است. یکی از بخش های این پرونده، گزارشی تخیلی است به قلم احسان ناظم بکایی، که با هنرمندی تیم گرافیک گروه مجلات همشهری و مونتاژ چندین تصویر، این گزارش، به میزان قابل توجهی به واقعیت نزدیک شده است. متن کامل گزارش به همراه تصاویر در ادامه می اید.

«پرواز شماره 498 هواپیمایی کره ایرلاین از سئول هم‌اکنون به زمین نشست.» کافی است این صدای اطلاعات فرودگاه در سالن یک فرودگاه امام(ره) طنین‌اندازمی‌ شود تا ولوله‌ای به پا شود.

 چندصد نفر به سمت گیت ورود مسافران حمله می‌برند،  مسافران خارجی و کسانی که منتظر مسافرند بی‌اطلاع از همه‌جا، هاج و واج دارند این صحنه تهاجم و اجتماع را می‌بینند؛ «آقا! خبریه؟ تیم ملی اومده؟»

 جوانی که دارد سرک می‌کشد این سوال را از پیرمرد شیک‌پوشی که کت و شلوار اتوکشیده تنش کرده و دسته گلی به دست دارد می‌پرسد، نگاه عاقل اندر سفیهی به جوان می‌کند؛ «خبر نداری؟ یانگوم اومده؛ یانگوم جان. با اون دست‌پختش، با اون حجب و حیا و...» و لق‌لق‌زنان به سمت جمعیت می‌رود تا عقب نماند. ناگهان صدای سوت و کف و جیغ، و چیلیک چیلیک و نور فلش دوربین‌ها فضای سالن را پر می‌کند. صفحه مونیتوری موبایل‌های دوربین‌دار رو به ورودی گیت، رو به آسمان گرفته شده. چند مسافر چشم‌بادامی با وحشت و بهت در حالی که چمدان‌هایشان را از بین ملت به هیجان‌آمده بیرون می‌کشند، خودشان را از وسط جمعیت نجات می‌دهند و به سمت در خروجی می‌روند.

 «یانگوم بیا اینجا»  «یانگوم، آی‌لاویو...». لی یونگ آئه با روسری قرمز و مانتویی که نقوش کره‌ای دارد زیر نور فلش‌ها در حالی‌که سعی می‌کند تعجبش را زیر لبخند پنهان کند وارد سالن فرودگاه شده. چند مرد کره‌ای که معلوم است جزء تیم مدیریت و حفاظت او هستند، دورش را گرفته‌اند. ناگهان مهران مدیری جلو می‌رود و دسته گلی را به او می‌دهد. مترجمی حرف‌های او را ترجمه می‌کند. خیلی عجیب است تا حالا کسی متوجه حضور مدیری در فرودگاه نشده بود.

 همه حواسشان به یانگوم بوده. خیلی‌ها تا مدیری را می‌بینند، جیغشان بنفش‌تر می‌شود.  «کیه؟ بازیگر خارجیه؟ جومونگه؟ سوسانوئه؟» یکی از ماموران فرودگاه با تعجب این سوال را از یکی از مسافرها می‌پرسد.این  تصویری از ورود لی یونگ آئه به تهران است؛ تصویری که اگر او به تهران می‌آمد احتمالا اتفاق می‌افتاد. اینجا گزارشی تصویری داریم از سفر یانگوم به ایران. در چند برش و در چند روز. جاهایی که احتمالا به آنجاها سر می‌زد.

 


اقامت در هتل استقلال

لی‌یونگ آئه نمی‌توانست خوشحالی‌اش را از حضور در ایران پنهان کند. «من... ایران... دوست داشت.» در محوطه بیرون فرودگاه او چند بار این عبارت را جلوی عکاس‌ها و خبرنگارها گفت و سریع سوار ماشین مدیری شد. می‌گفتند او در هتل استقلال در پارک وی اقامت می‌کند تا به لوکیشن سریال «قهوه تلخ» که در خیابان فرشته است، نزدیک‌تر باشد.
 
 

در کنار فخرالتاج

اولین سکانس لی‌یونگ آئه در قهوه تلخ؛ او با لباسی قجری در کنار الیکا عبدالرزاقی (فخرالتاج) و سحر زکریا (لعبت الملوک) به همایونی وارد شد تا خودش را به محمدرضا هدایتی (جهانگیرخان) معرفی کند. شاهدان می‌گویند در این سکانس قبل از همه دایی اقبال نعره کشیده: «سرآشپز سلطنتی، استاد آشپزی. فخر جیجو، معاند جومونگ ریقو، سازنده سس افسنتین، محبوب آسمان و زمین، سرکار علیه یانگوم الملوک شرفیاب می‌شوند.» لی‌یونگ آئه هم با فارسی دست و پا شکسته گفت: «سلام... من یانگوم هست.»
 
 

بازیگران ایرانی بهترند

برج میلاد هم پذیرای لی‌یونگ آئه بود. در جشنی که عده‌ای از سینماگرها و اهالی تلویزیون برای تقدیر از او ترتیب داده بودند، لی‌یونگ آئه روی سن رفت و چند نکته درباره فرق بازیگری در کره و ایران گفت و توضیح داد که سطح بازیگری در ایران به مراتب بالاتر از کره است. مجری این برنامه سروش صحت بود. در آخر برنامه هم چند قالیچه توسط حسین فرحبخش به یانگوم هدیه شد
 



راز یانگوم در دست یانگوم


یانگوم سرزده به تحریریه همشهری جوان آمد. ما هم همان طرح جلد شماره 140 (راز یانگوم) را قاب کردیم و احسان رضایی آن را  تقدیم لی یونگ‌آئه کرد. او گفت از طریق همان شرکت مستندساز کره‌ای که به تحریریه همشهری جوان آمده بودند، آدرس مجله را پیدا کرده. البته اول به جردن و ساختمان آی‌تک رفته و بعد به اینجا زیر پل کریمخان آمده.



 در حلقه خبرنگاران

مرکز همایش‌های صدا و سیما در دومین روز سفر لی‌یونگ آئه میزبان او و خبرنگاران بود. او با مترجم کره‌ای‌اش به محل برگزاری کنفرانس خبری آمد. بیشتر سوالات کنفرانس درباره نقش او در قهوه تلخ بود؛ «قرار است با کبوتر و قرقی در آشپزخانه همبازی شوم.» لی‌یونگ آئه همین‌طور خبر داد که قرار است با سانگ ایل گوک سریال تاریخی دیگری بازی کند. محسن حاجیلو هم آمده بود تا از آئه درباره صرفه‌جویی در مصرف برق بپرسد و برنامه «الف و ب»‌اش را پر کند.
 


شام آخر با قطبی

دوستی قدیمی لی‌یونگ آئه با یوروم، همسر قطبی باعث شد تا او به خانه قطبی هم سر بزند. قطبی در حالی که بیشتر حواسش به جام ملت‌های آسیا در قطر بود گفته: «این بازیگر دل شیر داره که تونست دل و روده عالیجناب کریزی رو بیرون بکشه.» لی‌یونگ آئه در آخرین شب حضور قطبی در ایران مهمان سرمربی تیم ملی و همسر کره‌ای‌اش بود چون قطبی گفته بعد از جام ملت‌ها، سرمربی شیمنیرو ژاپن می‌شود. در عکس، تابلوهای نقاشی یوروم را می‌توانید ببینید.
 


عاشق قورمه‌سبزی

لابی هتل استقلال هر روز مملو از خبرنگارها و عکاس‌ها بوده. کافی بود لی‌یونگ آئه بخواهد برای شام یا ناهار به رستوران برود تا همه به سمتش هجوم ببرند. او در مدت اقامتش در هتل فقط یک غذا می‌خورد: «قورمه سبزی» سرآشپز هتل گفته یانگوم خیلی پیگیر بود این غذا را یاد بگیرد و برای همین چند بار هم به آشپزخانه آمده. او گفته کارگردانی مهران مدیری را مثل قورمه سبزی دوست دارد



مقدمتان گلباران

با وجود اینکه قهوه تلخی‌ها سعی کرده بودند این سفر در سکوت خبری انجام شود اما الان همه از ماجرا خبر دارند. این پارچه‌نوشته‌ها حتی در جاهایی که این بازیگر به آنجاها نمی‌رفت هم نصب شده بود. از بعضی شهرستان‌ها خبر رسیده از این دست پارچه‌نوشته‌ها در نقاط مختلف شهر نصب کرده‌اند‌.

 

دیدار با شهریار

بعد از برد یک هیچ پرسپولیس برابر سایپا، لی‌یونگ ‌آئه به خانه علی دایی رفت تا هم بابت این برد به دایی تبریک بگوید و هم دختردار شدن دایی را. او یک ست کامل لباس بچگی یانگوم در قصر سلطنتی را به دایی هدیه داد. همان‌طور که در تصویر هم معلوم است مقدمات این دیدار را سیامک رحمانی چیده بود.

 

ملاقات غیرمنتظره


اسفندیار رحیم‌مشایی به دیدار لی‌یونگ آئه رفت. این ملاقات در لابی هتل استقلال انجام شد و قرار شد این گفت‌و گو ها در دفتر مشایی ادامه پیدا کند. آئه گفت:« این ملاقات سازنده بوده قرار شد یک نمایشگاه نقاشی در تهران برگزار کنم.» خبرنگاران گفتند مگر شما نقاشی بلدید؟ لی‌یونگ آئه گفت: «نه! ‌اما به وامش احتیاج دارم‌!»

مهران مدیری کارمند وزارت اطلاعات!!!

مقدمه: 
چند روزی است که مخاطبان و کاربران اینترنتی با کلیپی روبرو شده اند که سر و صدای فراوانی در مجازی به راه انداخته است. یک کلیپ ده دقیقه ای اولین موج این اتفاقات بود. در شبکه های اجتماعی مانند یوتیوب و متعاقبا فیس بوک و بعدا بلوتوث موبایلها یک کلیپ از مهران مدیری در حال تقلید یكی از برنامه های ماهواره ای منتشر شد كه به سرعت به یكی از پربازدیدترین لینك ها در فضای مجازی و شبكه های اجتماعی تبدیل شد.                           
                                                             
کلیپ اول حدود ۱۰ دقیقه بود و مهران مدیری درحال بازی در نقش یکی از مجریان شبکه های سیاسی ماهواره ای ضد انقلاب بود. اما موج دوم این سوپرایز با یک کلیپ ۵۰ دقیقه ای همراه بود که دارای چندین بخش بوده و در آن خانواده ای به تصویر کشیده می شد که به تازگی ماهواره خریده و با هم به تماشای آن نشسته اند اما ابتذال و مشکلات فرهنگی این برنامه ها دیدن آنها را در جمع خانواده غیر ممکن می سازد. این واكنش های مختلفی روبرو شد و با سرعت بسیار زیاد در میان مردم دست به دست شد و حتی برخی سایت‌ها با عنوان "هدیه کریسمس مهران مدیری به ایرانیان"، دست به فروش سی‌دی آن زدند؛ موضوعی که نشان از اقبال مردم نسبت به تمسخر این شبکه‌های ماهواره‌ای داشت.


این فیلم از کجا آمد؟

نكته مهم در این میان این بود كه این كلیپ هیچ نشانه ای از فیلم های قبلی مدیری را نداشت و سوال همگان این بود كه این كلیپ مربوط به كدام یك از آثار مهران مدیری است؟خشایار الوند در گفت و گو با كافه سینما درباره این كلیپ گفته است: البته شخص آقای مدیری قرار هست نسبت به این فیلم واكنش نشان بدهند. این كلیپ مربوط به یك مجموعه آیتم هست كه ۴ سال پیش ساخته شد و قرار بود وارد شبكه خانگی بشود این آیتم ها شامل شوخی هایی با تلویزیون، برنامه های ماهواره ای و این طور مسایل هست.

اما بعد از ساخته شدن این ایتم ها آن ها را به آرشیو سپردیم و دیگر پیگیر آنها نشدیم حتی سراغ مجوز گرفتن برای آنها هم نرفتیم كه باعث دلخوری هایی نشود اینكه بعد از این همه مدت چرا و از چه طریقی این ویدیو منتشر شده برای ما هم نا معلوم است.

واکنش شهرام همایون از مجریان لس آنجلسی:

اصلی ترین بخش این کلیپ به تلویزیونهای سیاسی لس آنجلسی اشاره دارد و شبکه ضد انقلابی شهرام همایون را دستمایه طنز قرار داده است .
                                              
شهرام همایون ضد انقلاب، مهران مدیری- کارگردان سریال‌های طنز -را "مامور و تئوریسین رسمی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران" نامیده است که شماره پرسنلی دارد و از این وزارتخانه به صورت ماهانه حقوق دریافت می‌کند.                                                           
در واکنش "شهرام همایون" گرداننده یکی از این شبکه‌های ماهواره‌ای، مهران مدیری را به تمسخر خود متهم کرد و نسبت به آن واکنش نشان داد.

به گزارش شبکه ایران، همایون با پخش کلیپی که در آن از یک کودک معصوم برای اهداف سیاسی سوءاستفاده شده است، اعلام کرد که مهران مدیری عامل رژیم است و برای ساخت این کلیپ میلیون‌ها تومان از نهادهای وابسته به ایران نظیر سپاه پاسداران، پول گرفته است!

وی همچنین این کارگردان سریال‌های طنز را "مامور و تئوریسین رسمی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران" نامیده است که شماره پرسنلی دارد و از این وزارتخانه به صورت ماهانه حقوق دریافت می‌کند.

شهرام همایون همچنین سریال طنز "شب‌های برره" را یک پروژه امنیتی از سوی جمهوری اسلامی ایران نامیده که ۷۰۰ میلیون تومان برای آن هزینه شده است!

اما این همه ماجرا نبود، همایون در آخرین برنامه خود اعلام کرد تا اطلاع ثانوی برنامه اجرا نمی‌کند؛ چرا که یک عامل رژیم ایران! به او توهین کرده است!!!


کاربران بالاترین و سرگیجه سیاسی: 

به گزارش افکار به نقل از تبیان، سایت بالاترین یکی از سایتهایی است که نمایانگر طیفهای تند ضد انقلاب خارج نشین است.
البته برخی از این سایت‌ها مانند "بالاترین" مجددا دست به اقدامات سابق خود زدند و اعلام کردند که در اعتراض به این اقدام مهران مدیری، سی‌دی‌های سریال قهوه تلخ او را کپی خواهند کرد تا او را تحریم کنند! این موضوع درحالی صورت گرفته که همین سایت تا چندی پیش اعلام می‌کر که این سریال، نماد حمایت از مخالفان ایران و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران است.

در خاطر ما هنوز باقی است که بسیاری از فعالان این گونه سایتها مهران مدیری را به عنوان قهرمان جنبش مردمی ایران!معرفی می کردند و در حمایت از او کمپینهای مجازی ایجاد می کردند.

اما چند سوال رسانه ای

نکات مبهمی در این میان وجود دارد که به نظر می رسد محل تامل بیشتری درباره آن وجود دارد که می تواند به روشن شدن بیشتر موضوع کمک کند

۱-مخاطبانی که نسخه کامل این کلیپ را دیده اند بر این امر اذعان دارند که به خاطر برخی کلمات رکیک در برخی برنامه های سیاسی بازسازی شده،صحنه های بازسازی شده برخی مصاحبه های هنری با خوانندگان،موسیقی های انتخاب شده،صحنه های رقص و ... علی القاعده نمی تواند برای سیما با ضوابط بسیار سخت گیرانه اش ساخته شده باشد. اما این برنامه حتی با ضوابط آسانگیرانه تر وزارت ارشاد و شبکه های خانگی قابل پخش نبوده و نیست. حال سوال اینجاست که گروه مهران مدیری با توجه به هزینه زیاد تولید و با توجه به علم به اینکه امکان پخش این برنامه در مجاری رسمی وجود ندارد چرا به ساخت آن اقدام کرد؟

۲-اگر برنامه چهارسال پیش تهیه و تدوین شده است علی القاعده راشهای خام ونسخه تدوین شده آن تا کنون در اختیار تهیه کننده اثر بوده است.سوال اصلی اینجاست که تهیه کننده اثر کیست و این نسخه چرا و چگونه به صورت غیر رسمی از یوتیوب سر درآورده است؟

نتیجه گیری:

یکی از مخاطبان عام شبکه های ماهواره ای لس آنجلسی جمله جالبی درباره این کلیپ بر زبان آورد :مهران مدیری کار سختی نکرد،فقط عین برنامه های مختلف این شبکه هارا بازسازی کرد و کنار هم نشاند!!!

این سخن نشان دهنده این است که حتی مخاطب عام هم متوجه سطحی بودن و بی مایگی محض شبکه های مختلف ماهواره ای فارسی زبان شده است و علت استقبال از این کلیپ هم در همین نکته نهفته است.این کلیپ مدیری اگرچه به خاطر ویژگی هایش قابلیت پخش از شبکه ها و مجاری رسمی را ندارد اما نشانگر ابتذال و انحطاطی است که شبکه های ماهواره ای فارسی زبان وابسته به بیگانه به آن دچارند.

بازیهای سنتی از یاد رفته... (عكس)

بازیهای سنتی قدیمی از قبیل: هفت سنگ، عمو زنجیرباف، قایم موشک، گرگم به هوا، کی بود کی بود، لی لی، شیر و آهوها، وسطی و ... ریشه در سنت های دیرینه ی مردم ایران دارد و هنوز نسلی از آن افرادی که با این بازی ها اوقات فراغت خود را سپری می کردند نگذشته که امروزه دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازی های رایانه ای و ورزش های جدید امکان پرداختن به بازی های محلی را به حداقل ممکن کاهش داده و میتوان گفت به دست فراموشی سپرده شده است.

ولی هر چه باشد همین بازیهای قدیمی در ذهن پدرها و پدربزرگ های عزیز ما تجسم خاطراتی شیرین است و دیدن تصاویر زیر حتی برای من و شما که سهمی در چگونگی اینگونه بازی ها نداشتیم هم خالی از لطف نیست.

بازي هاي سنتي



بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

بازي هاي سنتي

نوآوری جالب چینی ها برای حمل و نقل مسافران درون شهری

سایت گروه مجلات همشهری: بازی‌های آسیایی 2010 در گوانگژو با حضور قریب به 8هزار ورزشکار و حدود 2500 مربی، دست‌اندرکار و مدیر تیم‌های ورزشی برگزار شد و نزدیک به 600 هزار نفر از جوانان چینی نیز در امر برگزاری مسابقات، حضوری فعال داشتند و به عنوان داوطلب، کارهای بسیار متنوعی را انجام دادند. به این ترتیب کمیته برگزاری، نیازمند یک برنامه مدون و منظم در زمینه حمل و نقل بود و به اشکال مختلف این حجم از نیروی انسانی را جابه‌جا کرد.


نشریه تاکسی به قلم مانی راهبر گزارش جالبی از روند جابه جایی مسافران در گوانگژو منتشر کرده است:

مسیرهای رفت و آمد در حین برگزاری بازی‌ها، عمدتا به آمد و شد ورزشکاران و خبرنگاران از دهکده بازی‌ها تا استادیوم‌ها، رفت و آمد ورزشکاران و خبرنگاران در داخل دهکده و رفت و آمد تماشاگران از داخل شهر به ورزشگاه‌ها بود. برای هر یک از این بخش‌ها کمیته برگزاری مسابقات، وسایل نقلیه متنوع و دسترسی‌های مختلف پیش‌بینی کرده بود اما رفت و آمد ورزشکاران و خبرنگاران در دهکده بازی‌ها، با شیوه منحصر‌به فردی انجام می‌شد. در شرایطی که خبرنگاران، ورزشکاران و تماشاگران برای رسیدن به ورزشگاه‌ها از خطوط ویژه اتوبوسرانی، مترو و حتی تاکسی بهره می‌بردند اما در داخل دهکده رسانه‌ای (MPc) و دهکده ورزشکاران ماجرا به کلی متفاوت بود. کمیته برگزاری مسابقات از همان روز اول به خبرنگاران و ورزشکاران وعده داد که برای تردد در دهکده رسانه‌ای و حتی در فضای داخلی ورزشگاه‌ها، از وسیله نقلیه‌ای خاص و در عین حال بدون آلایندگی استفاده خواهد کرد؛ یک تاکسی جادار با موتور برقی و رانندگانی که ویژگی‌های خاص داشتند.

تاکسی برقی

محل اسکان ورزشکاران و خبرنگاران در بازی‌های آسیایی گوانگژو در شهرکی بیرون از شهر قرار گرفته بود و مبادی ورودی این شهرک در منطقه معروف به «های‌بانگ» به شدت از سوی یک سیستم امنیتی کنترل می‌شد. در واقع برگزارکنندگان بازی‌ها، کاری کرده بودند که هیچ کس جز خبرنگاران و ورزشکاران و البته اعضای پرشمار کمیته برگزاری، شانس ورود به دهکده را نداشته باشند. در چنین شرایطی خبرنگاران، ورزشکاران و اعضای کمیته برگزاری با استفاده دائمی از کارت شناسایی مشخصی که به گردن آنها آویزان بود، به عنوان شهروندان موقتی این شهرک شناخته می‌شوند و از یک وسیله خاصی نیز برای تردد استفاده می‌کردند.

این وسیله خاص یک اتومبیل گلف سفیدرنگ با چهار ردیف صندلی بود که در خیابان‌های خلوت و پاکیزه دهکده خبرنگاران و ورزشکاران می‌چرخید و در مسیر، مسافرانش را سوار می‌کرد و به مقصد می‌رساند. این تاکسی ساده و در عین حال کارآمد می‌توانست در ظرفیت کامل، ده نفر را سوار کند اما گاهی خبرنگاران و عکاسان به خاطر وسایل و امکانات بسیار سوار بر آن می‌شدند و ظرفیت انسانی آن را تا پنج نفر کاهش می‌دادند.تاکسی سفیدرنگ دهکده بازی‌ها، دائما از آخرین بلوک ساختمانی محل اسکان خبرنگاران یا ورزشکاران به سوی آخر خط که مرکز رسانه‌ای بازی‌ها و رستوران بود، رفت و آمد می‌کرد و رانندگان نیز مدام مسیر حرکت خود را به مسافران اعلام می‌کردند.


رانندگان جوان


برای رفت و آمد این خودروی جالب، شماری از دختران و پسران جوان به خدمت گرفته شده بودند که همگی آنها در حد رفع نیاز به زبان انگلیسی آشنا بودند و در عین حال راه استفاده و راندن این خودرو را نیز آموخته بودند.


تاکسی موردنظر البته از نظر ظاهری نیز شرایط خاص خود را داشت. این وسیله نقلیه فاقد هرگونه در بود تا سوار و پیاده شدن به آن به سهولت صورت پذیرد. وضعیت آب و هوایی گوانگژو در فصل پاییز هم به گونه‌ای بود که سرمای آزاردهنده‌ای مسافران را تهدید نمی‌کرد و به همین دلیل این تاکسی ویژه، کارایی مناسبی در دهکده بازی‌ها و حتی در فضای داخلی ورزشگاه‌ها پیدا کرده بود.

کارایی آسان

تاکسی ویژه دهکده بازی‌های آسیایی با یک موتور الکتریکی به حرکت درمی‌آمد. انتخاب یک وسیله حمل و نقل برقی از سوی برگزارکنندگان به این دلیل بود که در درجه اول توجه چینی‌ها به محیط زیست و کاهش آلاینده‌های احتراقی را نشان دهد و در مرتبه دوم نیز آرامش و سکوت این خودروها در حرکت، تناسب آشکاری با محیط زندگی موقت خبرنگاران و ورزشکاران ایجاد کرده بود.

در واقع اگر به جای این تاکسی‌های ساکت و بدون دود، نمونه‌های معمول در حال تردد بودند، قطعا سر و صدا و آلودگی زیادی در دهکده به وجود می‌آمد.

تاکسی برقی دهکده ‌بازی‌ها مجهز به یک موتور برقی با نیروی 40 اسب بخار بود و همین حجم به ظاهر اندک از توانایی، برای حرکت دادن 10 مسافر و یک راننده کافی به نظر می‌رسید. سبکی بدنه این خودرو و سادگی سازه و پیشرانه آن باعث شده بود که تاکسی ویژه دهکده، با فراغ بال و ساعت کاری پرشمار انجام وظیفه کند.

روی داشبورد ساده و بی‌دردسر آن تنها یک نشانگر وضعیت باتری، یک کلید روشن و خاموش الکتروموتور و یک سیستم صوتی ساده قرار داشت که راننده به فراخور از آنها استفاده می‌کرد. باتری‌های این اتومبیل عجیب زیر چهار ردیف صندلی قرار گرفته بودند و عموما از جنس نیکل – کادمیوم بودند. باتری‌های نیکلی به خاطر وزن قابل توجه‌شان، مرکز ثقل این تاکسی را پایین آورده بودند تا پایداری بیشتری در حین حرکت به وجود بیاید. در ضمن چراغ‌های جلو و چراغ خطر عقب هم سیستم نوردهی و هشدار این تاکسی را کامل کرده بود و یک برف‌پاک‌کن بزرگ نیز شیشه جلو را در مواقع بارندگی تمیز می‌کرد.


تاکسی ویژه دهکده بازی‌های آسیایی گوانگژو، در طول برگزاری مسابقات که از ابتدا تا انتهای آن به حدود 38 روز می‌رسید، مسافران بسیاری را جابه‌جا کرد. به گفته یکی از مسوولان حمل‌ونقل دهکده، حدود 250 دستگاه از این تاکسی ویژه در نقاط مختلف برگزاری بازی‌ها به کار گمارده شده بودند که روزانه حداقل 50 هزار نفر را جابه‌جا می‌کرد. تاکسی برقی دهکده بازی‌های آسیایی محل برخورد و آشنایی خبرنگاران و ورزشکاران ملل مختلف بود و در طول مسیر دوستی‌های پایداری شکل گرفت. این یکی قطعا از خصوصیات تاکسی‌های خودمان در ایران هـــم هست، این‌طور نیست؟

؛ پایان ماه عسل طولانی اسراف

عصرایران ؛- طرح هدفمندی یارانه ها اگر درست اجرا شود، عدالت مدارانه ترین پروژه ای است که در سال های اخیر شاهدش بوده ایم. تا پیش از این، منطق حاکم بر توزیع ثروت عمومی بین مردم این بود: "اگر ثروت بیشتری داری، پس مصرف بیشتری هم داری و بنابراین سهم بیشتری از یارانه ها، به تو می رسد. هر چه فقیرتر باشی، به همان نسبت، سهم کمتری از ثروت عمومی نصیب تو خواهد شد".

بدین سان، کسی که در خانه اش، انواع لوازم برقی و ده ها چراغ و لوستر روشن بود، یا به عنوان مثال سه دستگاه خودرو داشت، به مراتب بیشتر از آن روستایی که با یک یخچال و یک تلویزیون و یک لامپ روزگار می گذراند و البته خودرو هم نداشت، از یارانه ها یا همان ثروت عمومی سهم داشت.

اما خلاصه ی اتفاقی که اکنون رخ داده این است که همه مردم -که در همه ثروت های عمومی این سرزمین به طور مشاع شریک اند- سهم یکسانی از یارانه ها دریافت می کنند و این، خود آنها خواهند بود که درباره نحوه هزینه کرد یارانه هایشان تصمیم می گیرند.

یارانه های نقدی برای اقشار کم درآمد جامعه، ایجاد ثروت -ولو اندک- می کند. هم اکنون بسیاری از مردم ایران در روستاها و شهرهای کوچک، با حداقل امکانات زندگی می کنند و اساسا مصرف چندانی در حوزه برق، آب، گاز و بنزین ندارند.

خانواده ای 7 نفره را در نظر بگیرید که در یک منطقه محروم در خانه ای با 2 اتاق کوچک روزگار می گذراند. این خانواده در حالی ماهانه 283 هزار و 500 تومان یارانه نقدی می گیرد که حتی یک پنجم آن را هزینه قبوض آب و برق و گاز نمی کند. چه آنکه بسیاری از خانواده های فقیر و کم درآمد، با حداقل ها زندگی می کنند: نه اتاق جداگانه ای برای بچه ها، نه مسافرتی، نه خریدهای غیرضروری، نه مدرسه غیرانتفاعی و نه هیچ چیز دیگری جز ضروریات و نیازهای نخستین.

برای اغلب این خانواده ها که تاکنون در تنگدستی بوده اند و عمدتا هم پرجمعیت هستند، یارانه های نقدی گشایشی در زندگی شان محسوب می شود و حتی بعضا با احتساب یارانه های دریافتی درآمد ماهیانه شان دو برابر می شود که برای آنها، یک تحول است.

بنابراین، دهک های کم درآمد جامعه که کم مصرف و پرجمعیت هستند، با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، تراز اقتصادی زندگی شان مثبت می شود.چه آنکه اگر تا دیروز در قالب کمک های مردمی و کمیته امداد و بهزیستی به آنها امدادرسانی می شد، این بار در قالب طرح هدفمندی، نه امدادرسانی که به آنان "حق رسانی" می شود.

درباره قشر مقابل اینان، یعنی دهک های پردرآمد و برخوردار نیز، هر چند یارانه 40 هزار و 500 تومانی، اساسا پولی برایشان محسوب نمی شود اما از آن طرف هم این دهک ها به حدی از تمکن مالی برخوردارند که با افزایش بهای آب و برق و گاز و بنزین و اقلام دیگر در مضیقه قرار نگیرند ولذا در این قشر هم مشکلی ایجاد نمی کند.

در این میان، می ماند قشر متوسط جامعه که نگرانی هایی از بابت اجرای طرح دارد اما سطح آگاهی های عمومی در حدی بالاست که متوجه این معنا باشند که هر چند ممکن است برخی مشقات اولیه در اجرای طرح به وجود آید ولی به هر حال نمی توان از مزایای راهبردی آن برای اقتصاد ملی چشم پوشید.

بسیاری از مردم، برغم برخی انتقادها و گرانی ها، در اعماق وجود خود، باور دارند که طرح هدفمندی، پروژه ای است که دیر یا زود باید اجرا شود و تاخیر بیشتر در آن، به معنای تحمیل زیان های بیشتر بر کشور است.هم از این روست که ایرانی ها، صبورانه و نجیبانه با این طرح همراهی کرده اند.

نکته قابل توجه دیگر آنکه، با اجرای طرح هدفمندی ، هدف تمام توصیه های اخلاقی و فرهنگ سازی  های مبتنی بر "صرفه جویی" محقق شده است.
 اگر تا دیروز می گفتند یک لامپ اضافی را خاموش کنید تا بقیه هموطنان هم از نعمت برق بهره مند باشند، شعله گاز بخاری را 5 درجه کاهش دهید و کمتر کسی به این پندها و توصیه ها توجه می کرد، امروز شاهد آن هستیم که "عقل معاش" به میان آمده و صرفه جویی را به عنوان یک راهبرد در میان مردم مطرح کرده است.

بنابراین، شهروندی که برای برداشتن یک بطری آب از یخچال، مثلا هر دو لامپ آشپزخانه را روشن می کرد و بعد هم آنها را خاموش نمی کرد، اینک به یک لامپ بسنده می کند و ای بسا در آشپزخانه های اوپن به نور هال اکتفا می نماید و فورا هم لامپ را خاموش می کند.

در کشورهای اروپایی که مردم به مصرف درست عادت کرده اند، علتش فرهنگ ذاتی خاص آنها نیست بلکه به علت هزینه های واقعی مصرف، آنها یاد گرفته اند که چگونه صرفه جویی کنند تا هم هزینه هایشان زیاد نشود و هم روند زندگی شان لطمه نخورد و آسیب نبیند. در واقع، الزامات اقتصادی، در گذر زمان، تبدیل به یک فرهنگ شده است.

همین چند سال پیش بود که در ژاپن به علت گرمای بیش از حد هوا در تابستان، دولت از کارمندانش خواست موقعی که در اداره هستند، کراوات نزنند. علتش این بود که بررسی کرده بودند با باز کردن کراوات ها ، کارمندان کمتر احساس گرما می کنند و در نتیجه کار کمتری از کولرها می کشند و با یک درجه صرفه جویی در این خصوص، میلیاردها ین به اقتصاد ملی کمک می شود.
 چنین ریزنگری هایی در جامعه ما هم باید نهادینه شود نه اینکه بخاری و شوفاژهای خانه را در درجه اعلایش روشن نگه داریم و هوا که گرم شد گوشه پنجره را باز نماییم!

امسال به عنوان خبرنگار سفری کوتاه به بلژیک داشتم. هنگام غروب از محل هتل به سمت محل ضیافت ویژه ایرانیان در یکی از مناطق به  به اصطلاح بالای شهر بروکسل حرکت کردیم ؛ در طول مسیر آنچه توجه من و سایر خبرنگاران را به خود جلب کرده بود، این بود که در هر خانه ای حداکثر یک اتاق با چراغ روشن می دیدیم و خبری از نورافشانی های دم در، حیاط و بالکن و هال و اتاق های دیگر نبود.

دوستی که مقیم بلژیک بود تعریف می کرد که اینجا خیلی ها حتی موقع تماشای تلویزیون، لامپ روشن نمی کنند یا به یک آباژور کوچک یا لامپ کم مصرف بسنده می نمایند.
خلاصه آنکه به محل ضیافت ایرانی ها رسیدیم که پر بود از لامپ و لوسترهای پرنور. در آنجا یکی از دوستان به نکته جالبی اشاره کرد و گفت: از هتل تا اینجا در طول این مسیر چند کیلومتری، این همه لامپ روشن ندیدیم که اینجا دیدیم.

آن دوست ما که مقیم بلژیک بود می گفت: در اینجا، آنقدر بارندگی زیاد است که در شهرداری خیلی از مناطق، واحدی به نام آبیاری درختان و فضای سبز شهری وجود ندارد و باران فراوان، این مهم را برعهده دارد.
با این حال، در سرزمینی بدان پرآبی، مردم حتی در حمام رفتن نیز حساب دقیقه هایی که زیر دوش آب هستند را دارند تا مبادا آب بیشتر از آنچه باید، مصرف کنند و البته سر برج هم تاوانش را بدهند. همه اینها نیز به خاطر بهای بالای آب و برق است. جالب اینجاست که درآمد مردم در آنجا نیز به همان نسبتی که آب و برق گران است، بالاست اما مردم ترجیح می دهند درآمدشان را به جای آنکه صرف هزینه مصرف آب و برق کنند، در جاهای دیگر مصرف کنند یا مثلا پس انداز کنند و به مسافرت بروند.

به هر حال، این راهی است که ما نیز باید بدان سو برویم و طرح هدفمندی یارانه ها با تمام کم و کاست هایش دروازه راه است.

خلق اثري ماندگار از حضرت علی(ع) که 21 سال طول کشید (+عکس)

علي اشرف والي درامضاء اين اثر هنري سال 1344را سال شروع و 21سال بعد سال 1365را سال‌ پايان خلق اين اثر دانسته ‌است.
به گزارش ايسنا، گفته مي‌شود، علي اشرف والي پس از اين كه در13 سالگي حضرت علي(ع) را در خواب مي‌بيند، تصميم به يادگيري نقاشي مي‌گيرد، ولي 23 سال بعد توانايي خلق اين اثر را پيدا مي‌كند.

محسن شريفيان ـ از شاگردان اين هنرمند نيز بارزترين اثر استاد والي را نقاشي تصوير حضرت علي(ع) مي‌داند كه در اين تصوير حضرت علي(ع) قرآن را به دست گرفته و شمشير را زمين گذاشته است.

علي اشرف والي درامضاء اين اثر هنري سال 1344را سال شروع و 21سال بعد سال 1365را سال‌ پايان خلق اين اثر دانسته ‌است.

«علي اشرف والي» در سال 1299 در كرج به دنيا آمد و 11 دي ماه 1389 در سن 90 سالگي از دنيا رفت.


مدیر روابط عمومی بهشت زهرا: 10میلیون تومان برای یک قبر بالا نیست!

ادامه نوشته

مقبره كوروش هخامنشي در دوره قاجار (عکس)

قرآن نوشته شده با خون صدام؛ نماد توحش اين ديكتاتور

هشت سال قبل، اين نسخه از قرآن از انظار پنهان شد و از سه سال پيش در مكاني واقع در يكي از مساجد بغداد كه بسته بود، نگهداري شد.
قرآن نوشته شده با خون صدام كه در دوره حاكميت رژيم بعث نگاشته شده، بعنوان نماد توحش اين ديكتاتور در بغداد نگهداري مي‌شود.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگليسي "گاردين "، برخي ميراث به جا مانده از رژيم صدام، ديكتاتور معدوم عراق موجب ايجاد مناقشات و مجالات زيادي درباره نحوه حفظ يا نابودي آنها ايجاد كرده است. يكي از اين موارد قرآن نوشته شده با خون صدام است.

بنا بر اين گزارش، در حالي كه برخي بر ضرورت حفظ اسناد تاريخي تاكيد دارند، برخي ديگر تاكيد مي‌كنند كه هر چيز باقي‌مانده از دوران صدام بايد نابود شود.

گفته مي‌شود كه اين قرآن در دهه 90با 27 ليتر از خون صدام نوشته شده است و در حال حاضر در يك مكان در بغداد نگهداري مي‌شود.

"علي الموسوي " مشاور "نوري المالكي " نخست‌وزير عراق گفت: قرآن مكتوب با خون صدام بعنوان نمادي از وحشي بودن اين ديكتاتور حفظ خواهد شد اما در هيچ موزه‌اي نگهداري نخواهد شد زيرا مردم عراق نمي‌خواهند آن را ببينند. لذا تنها به يك موزه خصوصي مانند موزه‌هايي كه يادگاري‌هايي از هيتلر و استالين را نگهداري مي‌كنند، منتقل خواهد شد.

هشت سال قبل، اين نسخه از قرآن از انظار پنهان شد و از سه سال پيش در مكاني واقع در يكي از مساجد بغداد كه بسته بود، نگهداري شد.

"احمد السامرايي " رئيس سازمان اوقاف اهل تسنن در اين‌باره اظهار داشت: اين نسخه از قرآن ميليون‌ها دلار مي‌ارزد. البته استفاده از خون براي كتابت قرآن حرام بود اما من از اين قرآن طي حمله به عراق محافظت كردم

كدام‌كشور طولاني‌ترين شب يلدا را دارد

شب يلداي ايراني ها، علاوه بر اينکه از نظر آداب و رسوم بر روي بسياري از فرهنگهاي مختلف جهان تاثير گذاشته بر پايه پديده اي علمي پايه گذاري شده که بر کل کشورهاي نيمکره شمالي زمين تاثيرگذار است؛ انقلاب زمستاني که آغازگر روزهاي کوتاهتر و شب هاي طولاني تر در اين کشورها است.

 به گزارش مهر، «يلدا» به زبان سرياني به معني تولد ، تولد خورشيد بر حاشيه تاريکي هاي طولاني ترين شب سال، از کودکي تا به امروز ياد آور شبي زيبا و دوست داشتني بوده که در آن در کنار همه خوراکي هاي رنگارنگي که بر اساس رسوم و آداب اين شب خورده مي شوند، مي توان در آن طولاني تر و عميق تر از هميشه خوابيد!

کنايه از طولاني بودن اين شب زيبا که آيين آن در تاريخ باستان ايراني و پارسي ريشه دارد، در اصل برگرفته از علم نجوم است. در واقع اين شب در پي وقوع پديده اي نجومي به نام انقلاب زمستاني به عنوان طولاني ترين شب سال نامگذاري شده است. آخرين روز ماه آذر و اواسط ماه دسامبر زماني است که نيمکره شمالي زمين به فصل زمستان و نيمکره جنوبي زمين به فصل تابستان خوشامد مي گويند.

آغاز تابستان در نيمکره جنوبي همزمان خواهد بود با طولاني ترين روز در اين نيمکره و طولاني ترين شب در نيمکره شمالي که زمستان را به خانه خود راه داده است. دليل نجومي شکل گيري اين دو فصل متضاد در دو نيمکره زمين، در اصل وجود اختلاف زاويه ميان محور دوران زمين به دور خود با محور دوران زمين نسبت به خورشيد است که اختلافي 23.5 درجه اي را به وجود آورده است.

به اين شکل با آغاز انقلاب زمستاني، زاويه تابش خورشيد نسبت به نيمکره شمالي زمين کوتاهتر خواهد شد و با دورتر شدن از خط استوا مدت زمان آغاز غروب خورشيد آخرين روز پاييز و طلوع خورشيد اولين روز زمستان کمي طولاني تر از هميشه خواهد شد، به شکلي که اين شب به عنوان طولاني ترين شب سال شناخته مي شود. طول شب در شب يلداي امسال تهران در حدود 14 ساعت و 17 دقيقه خواهد بود، يعني يک دقيقه طولاني تر از شب قبلش!

همانطور که گفته شد طول شب در کشورهاي نيمکره شمالي زمين در تاريک ترين و طولاني ترين شب سال متناسب با فاصله آنها از خط استوا متفاوت است. به طوري که طول شب در کشور دانمارک در حدود 17 ساعت، در بريتانيا 16 ساعت و 10 دقيقه، در آلمان 16 ساعت و 22 دقيقه، در ايران 14 ساعت و 16 دقيقه، و در روسيه 17 ساعت خواهد بود.

همچنين مردم کشور فنلاند در اين شب يلدا براي خوابيدن 18 ساعت و 12 دقيقه، در نروژ 18 ساعت و 9 دقيقه و در سوئد در حدود 17 ساعت و 57 دقيقه فرصت خواهند داشت.

مي توان گفت طولاني ترين شب در يکي از شمالي ترين مناطق جهان يعني گرينلند و پس از آن ايسلند آغاز خواهد شد، طول شب در اين دو منطقه کمابيش 19 ساعت و 54 دقيقه خواهد بود.



نکته جالب توجه ديگر در مورد شب يلداي امسال، همانطور که در بالا نيز اشاره شد تاريک بودن استعاره اي آن نيز هست زيرا ساعاتي پيش در کشورهايي مانند بريتانيا و ايرلند مردم شاهد ماه گرفتگي کاملي بودند که همزمان بودن تقريبي آن با آغاز انقلاب زمستاني پديده اي نادر و کمياب به شمار مي رود.

عکس نوجواني رسول خدا (ص) از کجا آمده؟

ادامه نوشته

دل عزراییل برای چه کسانی سوخته است؟

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:...

۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم

نمایی متفاوت از قبرستان بقیع

فردا نیوز

آیا مختاربا اجازه امام سجاد (ع)قیام کرد؟

ادامه نوشته

خالق پلنگ صورتی درگذشت

- بلیک ادواردز، سینماگر آمریکایی که برخی از بهترین فیلم‌های کمدی هالیوود را در قرن بیستم کارگردانی کرد، در ۸۸ سالگی درگذشت.

بلیک ادواردز که به علت ابتلا به بیماری ذات‌الریه از دو هفته پیش در بیمارستانی در سانتا مونیکا (جنوب کالیفرنیا) بستری بود، شامگاه چهارشنبه وفات یافت.

هنگام مرگ ادواردز، همسرش جولی اندروز و سایر اعضای خانواده در کنار او بودند.

ادواردز با فیلم‌هایی مانند "صبحانه در تیفانی" و "پلنگ صورتی" استاد کمدی هوشمندانه و ظریف شناخته می‌شد.

ادواردز در سراسر زندگی با بازیگرانی نامی مانند اودری هپبورن، کری گرانت، تونی کرتیس و جک لمون کار کرده بود.

بلیک ادواردز به سال ۱۹۲۲ در شهر تولسا در ایالت اوکلاهوما به دنیا آمد. او از خانواده‌ای اهل سینما بود. پدربزرگ او از فیلمسازان نامی دوران سینمای صامت بود و پدر او در هالیوود "مدیر تولید" بود.

ادواردز در جوانی کار خود را به عنوان بازیگر در سینما شروع کرد و پس از بازی در حدود ۳۰ فیلم، از سال ۱۹۵۹ به کارگردانی روی آورد.

او فیلم‌های کمدی کلاسیک، از جمله آثار چارلی چاپلین و باستر کیتون را مطالعه کرده بود و به ویژه به سری فیلم‌های لورل و هاردی، زوج کمدی دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ علاقه فراوان داشت.

بلیک ادواردز با فیلم سینمایی "صبحانه در تیفانی" اودری هپبورن را به شهرت جهانی رساند، اما شاهکار او سری فیلم‌های "پلنگ صورتی" بود با بازی پیتر سلرز.

"پلنگ صورتی" که اولین فیلم آن در سال ۱۹۶۳ تولید شد، در قالب‌های فیلم و سریال و کارتون، تیپ کارآگاه کلوزو را به یک چهره محبوب سینمای کمدی بدل کرد.

بلیک ادواردز به خاطر فیلم‌های خود جایزه اسکار نگرفت، اما در سال ۲۰۰۴ به خاطر کارنامه هنری خود جایزه اسکار دریافت کرد

از کارهای مهم ادواردز از فیلم‌های "روزهای شراب و گل‌های سرخ" (۱۹۶۲)، پارتی (۱۹۶۸)، ویکتور و ویکتوریا (۱۹۸۲) و "این است زندگی!" (۱۹۸۶) نام برده می‌شود.

بلیک ادواردز در سال ۱۹۶۹ با جولی اندروز، هنرپیشه بریتانیایی، ازدواج کرد که در چند فیلم او ایفای نقش کرده است.

بلیک ادواردز تا نزدیک مرگ همچنان فعال و در حال تدارک دو کمدی موزیکال بود؛ هرچند که به خاطر ناراحتی پا و درد زانو از دو سال پیش روی صندلی چرخ‌دار حرکت می‌کرد.

بلیک ادواردز از سال ۱۹۹۳ که فیلم سینمایی "پسر پلنگ صورتی" را ساخت، فیلم دیگری کارگردانی نکرده بود

فیلم‌هایی که در دنیا ممنوع شدند

ادامه نوشته

اسامي قاتلان شهداي كربلا

 
 اسامي قاتلان شهداي كربلااز آل ابي طالب به اين ترتيب است:(اول اسم شهدا آمده و سپس اسامی قاتلان)

1- امام حسين(ع): شمربن ذي‏الجوشن، سنان بن انس نخعي، حصين بن تميم، خولي بن يزيد و زرعه بن شريك.
2- علي اكبر(ع) پسر امام حسين(ع): مرة بن منقذ و هميارانش.
3- عبدالله بن حسين پسر شيرخوار امام حسين كه معروف به علي اصغر است: حرملة بن كاهل اسدي.
4- عبدالله بن علي پسر امير المؤمنين(ع): هاني بن ثبيت حضرمي.
5- ابوالفضل العباس بن اميرالمؤمنين: يزيد بن رقاد و حكيم بن طفيل.
6- جعفربن اميرالمؤمنين(ع): هاني بن ثبيت حضرمي.
7- عثمان بن اميرالمؤمنين(ع): خولي بن يزيد و اباني داري.
8- محمدبن اميرالمؤمنين(ع): اباني داري.
9- ابوبكر بن حسن بن علي(ع): عبداله بن عقبه غنوي.
10- عبد الله بن حسن بن علي(عِ: حرملة بن كاهل اسدي.
11- قاسم بن حسن بن علي(ع): عمربن سعد بن نفيل ازدي.
12- عون بن عبدالله بن جعفر طيار: عبدالله بن قطبه بهاني.
13- محمدبن عبدالله جعفرطيار: عامربن نهشل تميمي.
14 جعفربن عقيل بن ابي طالب: بشر همداني.
15- عبدالرحمن بن عقيل بن ابي طالب: عثمان بن خالد جهني.
16- عبدالله بن مسلم بن عقيل بن ابي طالب: عامربن صعصعه.
17- ابوعبيدالله بن مسلم بن عقيل بن ابي طالب: عمروبن صبيح صيدادي.
18- محمدبن ابي سعيد بن عقيل بن ابي طالب: لقيط بن ناشر جهني.
اين تعداد از شهداي كربلا از خاندان ابي طالب هستند و از آن‏جا كه آل ابي طالب و آل علي مقام ولايي در بين مسلمانان داشتند اسامي قاتلان شهداي كربلا از اين خاندان در تاريخ ضبط شده است ولي بيشتر شهداي كربلا قاتلانشان ضبط نشده است.
 19- سليمان، آزاد شده امام حسين(ع): سليمان بن عوف حضرمي.
20- مسلم بن عوسجه اسدي: عبدالله ضبابي، عبدالله بن خشكاره و مسلم بن عبدالله ضبابي.
21- زهير بن قين: كثير بن عبدالله و مهاجربن اوس تميمي.
22- حبيب بن مظاهر اسدي: حصين بن نمير، بديل بن صريم و يك مرد تميمي.
23- حربن يزيد رياحي: ايوب بن مسرح و همدستانش.
24- بريربن خضير همداني: بحيربن اوس ضبي.
25- همسر وهب بن عبدالله بن حباب كلبي: غلام شمربن ذي الجوشن.
26- عميربن عبدالله مذحجي: مسلم ضبابي و عبدالله بجلي.
27- هلال بن نافع: شمر بن ذي الجوشن.
28- ابوعمرو نهشلي: عامربن نهشل ثعلبي، (بحارالانوار، ج 45، ص 65 تا ص 73. در اين صفحات زيارت ناحيه مقدسه آمده است و بيشتر شهداي كربلا در اين زيارت نام برده شده است. و از ص 1 تا ص 64 شهداي ديگري نيز ذكر شده و برخي از قاتلان هم آمده است. و در همين جلد 45 ماجراي مختار و انتقام از قاتلان شهداي كربلا هم آمدهاست).

استخاره چاره ساز آخوند مقرب مظفرالدین شاه(+تصاویر)

آخوند مقرب مظفر الدین شاه كه بسیار نیز به وی معتقد بوده است . بعضی تاریخ نویسان داستان های عجیبی را از این روحانی نقل كرده اند كه تمییز و تشخیص ، درستی از نادرستی این روایات تاریخی مبرهن نیست . ولی یا از روی حسد و كینه نقل شده و یا واقعا این مرد یك روحانی نمای زبردست بوده كه توانسته دل از شاه ببرد و از كسوت مقدس روحانیت برای خود دكان درست كرده و ثروتی به هم زند.

 

مظفرالدین شاه

داستان نقل شده به شرح زیر است :

«هر وقت هوا بنای رعد و برق را می گذاشت شاه فوراً در قعر اطاق پستوئی كه به هیچ جا روزنه نداشت و تاریك بود مخفی شده فورا عقب سید بحرینی و پسرهایش می فرستاد و از ترس زیر عبای سید بحرینی قرار می‌گرفت و دست به دامان آنها می شد، الله و لبیك می گفت. آنها یاجدا یاجدا می گفتند و شاه مثل همان ابر بهاری گریه می كرد و مشغول نذورات و بخشش می شد».

تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه در خاطراتش در باره باورهای مظفرالدین شاه و نقش سید حسین بحرینی، روحانی مورد اعتماد شاه قاجار می نویسد: «این برادر عزیز من از رعد و برق٬ خیلی ترسناك و معتقد به جن و پری و موهومات بوده است و این سید [بحرینی] در زمان انقلاب هوا و تیرگی رعد و برق البته باید در حضور باشد و شروع به خواندن اسم اعظم و آیات نماید و به اصطلاح در مقابل طبیعت واقع باشد . مبادا خدای نخواسته صدمه به وجود مبارك اعلیحضرت همایونی وارد شود و به مناسبت همین خدمت بزرگی كه نسبت به اعلیحضرت می نمود فوق العاده دارای مرحمت و حقوق گزافی بود» .

مظفرالدین شاه و ترس عجیب و غریب

عین السلطنه، ابعاد جالب و كمتر گفته شده ای را از ترس عجیب و غریب مظفرالدین شاه و بهره مندی سید بحرینی از مرحمت شاهانه و مواهب ملوكانه بازگو می كند: «... خودش می گفت [در سفر اروپا] راه آهن هر وقت از تونل می گذشت، من دَمَر زیر نیمكتها می افتادم و جلوی چشم خودم را با دستمال می گرفتم گوش خود را با انگشت می گرفتم تا رد شود و من نصفه عمر می شدم. وقتی كه از پل رودخانه عبور می كرد همین كارم بود. امان از وقتی كه كشتی خواستم بنشینم و انگلیس بروم تمام تنم می لرزید، هوش نداشتم در یكی از اطاقهای كوچك آنقدر دمَر روی زمین افتادم تا كشتی به ساحل رسید.

یك روز در اسب دوانی طهران میان چادر نشسته بود كه نظام دفیله می كرد ابری در آسمان پیدا شد و یك غرشی كرد. هنوز هم این مطلب به مردم درست معلوم نشده بود شاه فی الجمله تكانی خورد. صدای دوم شاه تكان شدیدتری به خود داد جمعی كه از واقعه مسبوق بودند فوراً گفتند نقلی نیست می گذرد. رنگ از روی شاه پریده بود. باز آسمان صدا كرد این دفعه شاه از روی صندلی برخاست مثل دیوانه ها به این سمت و آن سمت چادر نگاه می كرد تا پناهی بجوید. باز نزدیكش رفته و قدری آرامش كردند. مردم همه به همدیگر نگریسته كم كم مطلب به همه معلوم شد. الحمدلله صدای رعد موقوف شد والا دفیله و سان قشون بالاخره اسب دوانی برهم خورده بود.

هر وقت در طهران رعد و برق می شد یا باد شدید می آمد تمام سكنۀ طهران متذكر شده به هم می گفتند ها بخت رو به سید آورد، چقدر پول بگیرد. دیگری می گفت كاش من یك ساعت جای او بودم. آن یكی می گفت طاقه شال است كه حالا می برد. انگشتر است كه حالا می گیرد. برحسب اتفاق یا اقبال سید گفته بود در آن چند سال اول سلطنت شاه بسیار هم در طهران رعد و برق شد بی اندازه هم مهیب و شدید بود».

عین السلطنه و سید بحرینی

خاطرات عین السلطنه، اطلاعات جالب دیگری از سید حسین بحرینی،روحانی كوتاه قد و چاقی كه با چشمانی ریز و درخشان و چهره‌ای سبزه و متمایل به زرد، به سرعت توانست به مدد ترس موهوم و خرافه گرایی مظفرالدین شاه، در دستگاه حكومت او جایی برای خود دست و پا كند، به دست می دهد: «سید اصلا بحرانی است و من وقتی كه شیراز رفتم معلوم شد. بحران قریۀ كوچكی است در گرمسیرات فارس. طلبه فقیری بود از گرسنگی طهران آمد و از طهران تبریز رفت. خودش را بحرینی قلمداد و محض آن كه غریب بود كسان ولیعهد به او التفاتی كردند و خدمت ولیعهد بردند روضه خوان شد و كم كم ترقی كرد. بعد از سلطنت دیگر برای شاه هم روضه نمی خواند. پسرش می خواند. بسیار هم بدنفس آدمی بود. كسانی كه در شیراز و طهران در ایام فقر و فلاكتش از او كمك و یاری كرده بودند وقتی كه نزدش می آمدند و اظهار آشنائی می كردند گردن نمی گرفت و امتناع می كرد. این را هم من در شیراز باز شنیدم در طهران هم هرگز نشد عریضه ای از كسی به شاه بدهد، یا انعامی احسانی از شاه برای فقیری، ضعیفی، درمانده ای بگیرد. هر وقت شاه به دیگران نذر می كرد، این آدم زن و دختر خودش را می گفت لخت شوند لباس پاره پاره بپوشند و نذورات را به آنها می داد و صبح برای شاه قسم می خورد فلان پول یا فلان پارچه را به كسی دادم كه لخت و عریان بود و نان شب نداشت».

«این سید از دولت سر این رعد و برق صاحب یك اعتبار و احترام و جبروتی بود كه بازدید علمای بزرگ بزرگ و شاهزادگان و وزرای محترم [نیز] هرگز نمی رفت. به قدری شال، انگشتر، طلا، نقره، خز، سنجاب، پول شاه به او داده بود كه خانۀ او صندوقخانۀ او مخزن جواهرات و اشیاء قدیمی شده بود. قریۀ نهاوند قزوین را به او بخشید كه سالی سی هزارتومان منافع می بردند. میرزا ابوالقاسم خان مباشر آنجا [،] حاكم قزوین را نوكر خود حساب نمی كرد. خانه مرحوم حاجی حسین خان را در دروازه دوشان تپه برایش خرید».

«سید سه پسر داشت دو معمم یكی كلاهی، هر كس روزنامه خاطرات شاه را به اروپ [اروپا] خوانده باشد همه جا دیده كه پس از بالها، مهمانیها، «آقا سیدحسین روضۀ خیلی خوبی خوانده» ذكر شده است. سیدحسین با كلاه و فكل و كراوات در میان راه آهن روضه ها خوانده شاه و امیر بهادر جنگ و متملقین دیگر در حضور مهماندارها و فرنگیها گریه ها، ناله ها، ندبه ها كرده اند كه صدای آنها به قول روضه خوانها به كربلا رسیده. بصیرالسلطنه پسر دیگرش پیشخدمت مخصوص بود. [قریۀ] شادمهان قزوین را به او بخشید. در فوت مظفرالدین شاه علی التحقیق هشتاد هزار تومان پول نقد در بانك داشت سوای جواهرات و اشیاء قیمتی دیگر. سید و پسرانش دارای دو سه كرور ملك و پول و جواهر و سایر چیزها فعلاً هستند».

 استخاره چاره ساز سید!

شاید خواندنی ترین بخش از نقش سید بحرینی در دربار مظفرالدین شاه، حكایت استخاره معروف سید در بازگرداندن امین السلطان از تبعید قم و تعیین دوباره او به عنوان صدراعظم است.

«امین‌السلطان پس از بركناری به حالت تبعید و تحت‌الحفظ رهسپار قم شد. اما شاه یكسال و نیم پس از بركناری امین‌السلطان، امین‌الدوله ‌را بی‌كفایت و نالایق تشخیص داد و در تعیین صدراعظم جدید مستاصل گردید. او میان حاج محسن خان مشیرالدوله سفیر سابق ایران در عثمانی كه مدتی ریاست شورای وزیران را بر عهده داشت،‌ میرزا عبدالوهاب نظام الملك والی فارس و وزیر عدلیه بعدی و همچنین میرزاعلی‌اصغر خان امین‌السلطان صدراعظم بركنار شده و تبعیدی در شك و تردید بود كه كدام یك لایق‌ترند.

به گزارش خبر، در این میان طرفداران امین‌السلطان كه بسیاری از درباریان نیز از آن جمله بودند به تلاش افتادند تا شاه را به گزینش نامبرده و بازگرداندن وی از قم متقاعد سازند. شاه پذیرفت كه میان نظام‌الملك،‌ مشیرالدوله و امین‌السلطان یكی گزینش شوند. او تاكید كرد كه طبق رفتارش پدرش (ناصرالدین شاه) باید به استخاره متوسل شود و هیچ كس را برای انجام این مسئولیت دینی لایق‌تر از «سیدعلی اكبر بحرینی» نمی‌دانست.

اطرافیان شاه به سرعت با بحرینی تماس گرفته و موضوع درخواست شاه را به اطلاع وی رساندند. آنان سپس در یك تبانی با بحرینی از یكسو و همچنین با تشریفاتچی‌هائی كه همواره پشت سر شاه می‌ایستادند از جانب دیگر، تلاش كردند تا نقشه خود را در جریان استخاره به پیش ببرند.

ترتیب استخاره چنین داده شد كه «حكیم‌الملك» پشت صندلی شاه بایستد، تا اسمی را كه شاه داخل قرآن می‌گذارد، ببیند. سیّد بحرینی هم حین انجام تشریفات استخاره،‌ به بالا بنگرد و از اشارة‌ مثبت و یا منفی حكیم‌الملك تكلیف را بداند.

روز موعود فرا رسید و مجلس استخاره در نارنجستان بلور كه بنایی مستقّل و زیبا و در جنوب غربی دیوانخانه واقع بود، منعقد گردید... شاه بالای صندلی قرار گرفت و گفت تا آقای بحرینی را به حضور بخوانند. او مردی كوتاه قد و سمین (چاق) بود و چشمانی ریز و درخشان و چهره‌ای سبزة متمایل به زرد داشت. او بسم‌الله گویان و ذكركنان با ترتیبی خاصّ به حضور آمد. شاه به او گفت: آقا، بیایید روبروی من بنشینید كه امر مهمّی در پیش است و از خداوند راه می‌خواهیم.

سیّد بحرینی برابر شاه روی قالیچه به زمین نشست. شاه نام یكی از افراد مورد نظر را كه بر ورقهای جداگانه نوشته و به پشت روی میز گذاشته شده بود برداشته،‌ میان اوراق قرآن قرار داد و به دست آقا سپرد.

سیّدبحرینی با آداب تمام قرآن را بوسیده،‌ به خواندن دعای لازم پرداخت و در پایان ذكر، سر را به آسمان بلند كرد،‌ سوی حكیم‌الملك نگریست و او سر را با علامت منفی بالا برد. آقا قرآن را گشود و پس از مطالعه سربرآورده،‌ عرض كرد: آیة‌ نهی است و راه نمی‌دهد.

شاه ورقة دوّم را لای كلام‌الله نهاد و باز اشارة‌ حكیم‌الملك كار خود را كرده، آیة نهی آمد. بار سوّم كه نام امین‌السلطان میان اوراق مقدّس رفت، سر حكیم‌الملك به علامت اثبات به زیر آمد و سیّدبحرینی گفت: قربان،‌ آیة‌امر است و بهتر از این نمی‌شود.

شاه بدون اینكه سخن گوید اوراق را درهم ریخت و بار دیگر نام امین‌السلطان را از میان آنها برداشته،‌ لای قرآن نهاد. این مرتبه نیز اشارة‌ حكیم‌الملك فهماند كه باید آیة امیر بیاید و چنین شد.

شاه نفسی برآورده خیالش راحت شد و گفت: معلوم می‌شود كه خداوند این‌طور خواسته كه باز او بیاید. فی‌المجلس امر كرد تا صدراعظم معزول را از گوشة عزلت قم بار دیگر به صدارت بخوانند».

مآخذ:
1- شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، جلد دوم، انتشارات گفتار.
2- روزنامه خاطرات عین السلطنه (قهرمان میرزا سالور)، جلد پنجم، به كوشش مسعود سالور، ایرج افشار، چاپ اول 1377، نشر اساطیر ایران، ص 4078.
3- خاطرات تاج السلطنه (دختر ناصرالدین شاه).
4- روزنامه خاطرات عین السلطنه (قهرمان میرزا سالور)، جلد پنجم، به كوشش مسعود سالور، ایرج افشار، چاپ اول 1377، نشر اساطیر ایران، صص 4079 و 4080.
5- همان، صص 4078 و 4079.
6- همان، ص 4078.
7- همان، ص 4078.
8- هزار و یك حكایت تاریخی، محمود حكیمی، انتشارات قلم، ج 2.

عكس/ روز عاشورا در زمان قاجار













توالتی که به شکل میدان آزادی طراحی شده است!!!

عکس/ قبر مطهر امام حسین(ع) دو قرن پیش

گزارش تصویری از سفره های رنگارنگ و اسراف

 

 

چگونه عمر سعد به دست مختار مجازات شد؟

ادامه نوشته

شتری به نام "توماس" از یك نژاد اصیل به قیمت ۳ میلیون ریال در عربستان به فروش رسید

این شتر مذكر از بهترین نژادهای موجود است و رنگ سفیدش، آن را از دیگر شترها جدا می سازد و تولید مثل بسیار بالایی دارد.
.

به گزارش فردا به نقل از روزنامه عكاظ، شتری در شهر خرمه واقع در شرق طائف به قیمت بیش از ۸۱۰ میلیون تومان به فروش رسید.

این شتر مذكر از بهترین نژادهای موجود است و رنگ سفیدش، آن را از دیگر شترها جدا می سازد و تولید مثل بسیار بالایی دارد.

گفتنی است كه این شتر گرانترین شتر منطقه شرقی عربستان است ولی در دیگر مناطق عربستان شترهایی با قیمت ۱۵ ملیون ریال نیز معامله شده اند.

نرخ قیمت های یک رستوران در 120 سال پیش (عکس)

 


ازدواج پسر 5 ساله با دختر 3ساله+تصوير

به گزارش ایسنا رسانه‌هاي سوريه اعلام كردند كه يك پسر بچه پنج ساله به نام «خالد» روز گذشته با دختري سه ساله به نام «حله» در منطقه «هومز» در 180 كيلومتري شمال «دمشق» پيمان زناشويي بستند.

براساس اين گزارش كه در پايگاه اطلاع‌رساني شورت نيوز منتشر شد، والدين اين دو كودك با برگزاري مراسم عروسي مفصل و كامل ازدواج آنان را جشن گرفتند.



همچنين پدر اين پسر پنج ساله هم در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي سوريه، گفت كه اين وصلت هيچگونه اختلالي در تحصيل آنان ايجاد نمي‌كند و اين دو كودك مي‌توانند به درس و مدرسه خود برسند.

اين مرد در ادامه افزود: من نمي‌دانم شايد نگرش اين دو كودك در آينده تغيير كند، اما هم اكنون آنان با هم خوشبخت هستند.

براي اعلام رسانه‌هاي سوريه ازدواج اين دو كودك در جهان براي اولين بار رخ داده و در نوع خود بي‌نظير است.


عکس/بخشو ویگر مداحان قدیم بوشهر


1qx6bxpu24ym6qmurfs.jpg
  زنده یاد ناخدا عباس دریانورد

2a0x9s3mqf7p7gta3qrb.jpg

زنده یاد جهانبخش کردی زاده (بخشو)
qq70wvqrbpvvipgx3j8z.jpg

شادروان محمد دریانورد
ni3skbgnyr48dfyx4798.jpg

محمد فتوت
wae6eyuw402mfenurrg2.jpg

سید علی میهمانیان
l48szgq9dnnlm2vyw6.jpg

احمد خسرویان
sgq58jb8139divw04ngt.jpg
ابراهیم ملاح زاده


vva8zhnp029e42164jqy.jpg

عبدالحمید دشتی فر (ناخدا)




منبع :بیست

شعر سنگ قبر هنرمندان و بزرگان ایران و جهان

ادامه نوشته

سر میرزا کوچک خان در دفتر قزاق ها (نامه+عکس)

متن نامه به وزیر جنگ رضا خان: 

مقام منیع وزارت جلیله جنگ و ریاست کل دیویزیون (مدظله‌العالی)
حسب‌الامر تلگرافی مبارک نمره ۹۶۵ فوری برای تعقیب و دستگیری میرزا کوچک عده فرستاده چهار روز متوالی مشغول تعاقب بودند.

بالأخره از شدت تعاقب قزاقان میرزا کوچک‌ از هر طرف عرصه را بر خود تنگ دیده خود را به کوه‎‎های ماسال کشیده بود، عده قزاق هم در تعاقب مشارالیه حرکت کرده در بین راه هم یک تصادفاتی واقع شده میرزا نعمه‌الله داماد حسنخان کیش دره مقتول و باقی باز فرار می‎کنند.

از طرف دیگر طالش‎‎ها هم برای جلوگیری از فرار میرزا کوچک‌ عده فرستاده بودند، بالاخره میرزا کوچک و کااوک به‎طرف گردنه گیلوان متواری شده در آن‎جا از شدت سرما تلف شده‌اند.

قبل از این‎که قزاق‎های تعاقب کننده برسند، مابین طالش‎‎ها و طارمی‎‎ها در سر نعش گفت‎وگو شده طالشی‌‎‎ها سر نعش را بریده بودند که قزاق‌‎‎ها رسیده و سر را گرفته حمل به شهر می‎نمایند.

اینک سر بریده در دفتر حاضر است هر طور دستور می‎فرمایید، اطاعت می‎شود نعش کااوک هم در همان گردنه افتاده است.

نمره ۲۱۰ برج قوس [آذرماه] رییس قوای گیلان امیرپنجه محمد‌علی

فرمانفرمایان ایالات و حکام ولایات در نتیجه تعقیب قوای دولتی میرزا کوچک‌خان که در کوه‎‎های طالش و طارم فراری بوده در گردنه گیلوان تلف شده و غائله چندین ساله گیلان به‎طور قطعی خاتمه یافت بحمدالله دیگر اثری از متمردین در آن صحنه باقی نیست، قدغن فرمایید این خبر را به اطلاع عموم برسانند



منبع: آرشیو سایت رنگ ایمان (دفتر مطالعات مبارزات اسلامی گیلان)

محل دفن سر امام حسین(ع) در فلسطین اشغالی+عکس

ادامه نوشته

كودك چه زماني، چگونه و چرا بايد زبان دوم را بياموزد؟

در اين دوره و زمانه همه مي‌دانيم كه اهميت آموختن زباني غير از زبان مادري تا چه حد مهم و كاربردي است، اما چه زماني بايد شروع به آموزش زبان جديد كنيم؟ چگونه اين كار بايد انجام گيرد؟ و اصلا چرا بايد كودك را با زباني ديگر و آموزش آن درگير كنيم؟

اكثر كارشناسان عقيده دارند، هرچه زودتر كودك با زباني جديد آشنا شود، بيشتر احتمال دارد كه مهارت كافي در آن زبان را به دست آورد. حتي برخي مي‌گويند، اگر آموزش زبان بعد از 10 سالگي شروع شود، آن فرد هيچ‌وقت نخواهد توانست مانند فردي بومي صحبت كند.

علاوه بر امكان برقراري ارتباط با افرادي بيشتر در تمام طول زندگي، كودك با يادگيري زباني جديد، از فوايد ديگري نيز بهره‌مند خواهد شد. شايد از نظر شما زياد هم درست نباشد، اما محققان دريافته‌اند با اين آموزش، عملكرد كلي كودك در مدرسه بهبود يافته و مهارت‌هاي حل مساله وي نيز افزايش پيدا مي‌كند. همچنين اين كودك روزي در محيط‌هاي كاري قرار مي‌گيرد. بنابراين دانستن زباني ديگر در اين مورد هم به او كمك زيادي خواهد كرد؛ همچنين فرصت‌هاي شغلي براي اين گروه از افراد خيلي بيشتر خواهد بود.

برخي شواهد نيز نشان مي‌دهد، كودكاني كه به زباني غير از زبان مادري خود مسلط هستند، خلاق‌تر بوده و در حل مسائل پيچيده مهارت بيشتري دارند.
چرا در كودكي؟

مطالعات نشان داده‌اند ـ و تجربه نيز ثابت كرده است ـ كودكاني كه قبل از شروع دوران نوجواني زباني جديد را مي‌آموزند، تلفظي بهتر و نزديك‌تر به تلفظ بومي دارند. البته در اين كار هم مثل بقيه كارها، هرچه زمان بيشتري صرف كنيم،‌ مهارت بيشتري نيز پيدا خواهد شد.

بنابراين بكوشيد كودك را به آموختن زباني ديگر تشويق كنيد، البته در زمان مناسب و با شيوه‌اي بهتر.

به ياد داشته باشيد، آشنا شدن فرزندتان با فرهنگ‌ها و زبان ملل مختلف راهي مطمئن براي پيشرفت اوست

سرنوشت کارتون‌هایی که می‌دیدیم چی شد؟ (+عكس)

آقای سکسکه عمل کرده، می‌ره سر کار و میاد و زندگی‌شو می‌کنه!




الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!



آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.



آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله‌ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...



ای‌کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!



بقیه تصاویردرادامه مطلب.جالب است حتما ببینید
ادامه نوشته

بازیگر یانگوم به "قهوه تلخ" می رود

 

هديه تهراني و مهناز افشار ديگر ستاره هايي بودند كه مديري قصد داشت از آنان استفاده كند و با آنان تماس گرفت، اما اين تماس ها به جايي نرسيد و به گفته برخى از نزديكان اين ستاره ها تنها miss callهاي مديري روي گوشي اين دو ستاره نقش بست.

محمد تاجیک در پارس توریسم نوشت: نشریه پردیس در شماره جدید خود نوشته که مدیری قصددارد ازبازیگر نقش یانگوم در سریال قهوه تلخ استفاده کند .

به گزارش پارس توریسم ،این نشریه در حالی این خبر را منتشر کرده که پیش از این حسن فتحی نیز قصد داشت از بازیگر نقش یانگوم در فیلم کیفر استفاده کندولی به دلایلی امکان پذیر نشد .

فتحی تیر ماه امسال گفته بود که نخستين انتخاب ما براي ايفاي نقش دختر ژاپنی فیلم کیفر ، بازيگران نقش سوسانو، بعد يانگوم و بعد يك هنرپيشه ژاپني مقيم كانادا بود ولي هيچ كدام از اين انتخاب‌ها به سرانجام نرسيد و در آخر بازيگري با مليت افغاني نقش را ايفا كرد.

یانگوم ازدواج کرده و دیگر بازی نمی کند

فتحي که در نشست نقد وبررسی فیلم کیفر در فرهنگسرای ارسباران سخن می گفت درباره نقش دختر ژاپني فيلم عنوان کرده بود : براي اين نقش ابتدا با سوسانو بازيگر سريال «افسانه جومونگ» صحبت كرديم كه دستمزد آن به اندازه بودجه كل فيلم بود و بعد به سراغ «يانگوم» رفتيم كه آن‌هم ازدواج كرده و به آمريكا رفته و ديگر بازي نمي‌كند. بازيگران ديگر هم از اينكه سرشان تراشيده شود، مشكل داشتند و در نهايت به اين دختر افغاني كه بازيگر تئاتر بود، رسيديم كه در حد توانش كار كرد و شخصيتش احترام من را برانگيخت.

یانگوم در نقش سر آشپز

حالا نشریه پردیس در جدیدترین شماره خود نوشته که مهران مدیری مذاکراتی با خانم لی یونگ ئه بازیگر نقش یانگانجام داه و مذاکرات ابتدایی هم حسابی مثبت بوده و خانم یونگ ئه هم موافقت خودرا برای حضور دراین سریال اعلام کرده است .

گویا قراراست سریال قهوه تلخ تا 90 قسمت ادامه داشته باشد و دقیقا قرار است در سی قسمت پایانی به عنوان سر آشپز وارد قصر شود .

مهران مدیری و افراد مشهور

در سالهای اخیر همیشه مهران مدیری در کارهایش قصد استفاده ازافراد مشهور را داشته است.ا واخر سال 87 و در زمان ساخت سریال مرد هزار چهره روزنامه بانی فیلم در گزارشی می نویسد . براي بازيگران سریال مرد دوهزار چهره ، مديري آن زمان تصميم داشت به سراغ آدم هاي مهم برود و شروع به ارتباط گيري با چند بازيگر مهم كرد تا حداقل براي هر اپيزود يك بازيگر آس را رو كند.ا

مين حيايي اولين كسي بود كه مديري دوباره امسال هم بااو تماس گرفت تا در سريالش حضور پيدا كند، اما حيايي باز« كلاه پهلوي » هم حضور را بهانه كرد . هديه تهراني و مهناز افشار ديگر ستاره هايي بودند كه مديري قصد داشت از آنان استفاده كند و با آنان تماس گرفت، اما اين تماس ها به جايي نرسيد و به گفته برخى از نزديكان اين ستاره ها تنها miss callهاي مديري روي گوشي اين دو ستاره نقش بست.

استقبال بی نظیر از قهوه تلخ

قهوه تلخ تا کنون بااستقبال بسیار خوب مردم ومنتقدان وهرمندان مواجه شده وتا کنون افرادی چون عزت الله انتظامی ،نوه ا مام و منتقدانی چون احمد طالبی نژاد ،امیر پوریا ،امیر قادری و... به تحسین این سریال مدیری پرداخته اند.

گفتگو با پیرمرد دوست‌داشتنی «قهوه تلخ» (+عکس)

 

با او در اتاق گریم مجموعه نمایشخانه ایرانشهر و دقایقی قبل از اجرا گپ زدیم. آخر سرهم با همان لحن معروف و محبوب گفت: «جلده؟ جلد نیست؟ جلد نیست بگیدا؟
همشهری جوان: در خیابان، مدرسه، دانشگاه و محل کار دیگر عادی شده. شنیدن نعره‌های چیه؟ کی بود؟ بعله و لبخندی که بلافاصله بقیه بر لب می‌زنند. این حرکات و عکس‌العمل‌ها وجه‌مشترک آنهایی است که سریال قهوه تلخ را دنبال می‌کنند؛ عامل این اشتراک هم کسی نیست به جز جواد عزتی.

گریم او در این کار خیلی سنگین است برای همین برای معرفی‌اش باید گفت او همانی است که در فیلم طلا و مس همایون اسعدیان، روحانی جوان وانت‌دار بود یا در مثل هیچ کس، محمد حسن یکی از برادرهای داداشی یا کمک خلبان کمربندها را ببندیم یا بابا بزرگ سکته‌ای خانواده طبیبیان در مرد هزار چهره. او حالا این روزها علاوه بر بازی در قهوه تلخ در تئاتر «قاتل بیرحم، هسه کارلسون» هم بازی می‌کند. با او در اتاق گریم مجموعه نمایشخانه ایرانشهر و دقایقی قبل از اجرا گپ زدیم. آخر سرهم با همان لحن معروف و محبوب گفت: «جلده؟ جلد نیست؟ جلد نیست بگیدا؟»

بخش هایی از پاسخ های عزتی در ادامه می آید:



• فرق قهوه تلخ با تلویزیون‌ همین است؛ در تلویزیون یک سریال سر یک ساعت معین فقط یک‌بار پخش می‌شود اما در قهوه تلخ وقتی که حتی برای یک‌بار هم دیالوگی را می‌گوییم مردم می‌توانند هرچندبار بخواهند سی‌دی را به عقب برگردانند و تکرار آن ‌ را می‌بینند؛ نکته‌ای که ما اصلا به آن توجه نکرده بودیم ‌.نکته دیگر این بود که آنهایی که تلویزیون نمی‌بینند، این سریال را می‌بینند. بعضی از دوستان من به دلیل مشغله‌های کاری فرصت نمی‌کنند سریال‌های تلویزیونی را ببینند اما برای قهوه تلخ زمان خودشان را تنظیم می‌کنند و کار را می‌بینند.




• من همیشه سعی می‌کنم تا خصوصیات منحصر‌به‌فرد افراد را حفظ کنم و در جایی خرجشان کنم. من تکیه‌کلام‌هایم را در این کار خیلی دوست دارم. مثلا «کیه» را از خاطرات یکی از دوستانم و تکیه‌کلام «بعله» را هم از مصاحبه‌ای که یک نفر در تلویزیون انجام می‌داد و این کلمه را به کار می‌برد برداشتم. چون به‌نظرم خیلی بانمک ادا می‌شد. اینکه این پیرمرد حرف‌ها را گوش نمی‌کند و مدام سوال می‌پرسد را از آدمی که او را کاملا می‌شناختم تقلید کردم. یادم هست سر مرد هزار چهره خاطراتم از همین آدم‌ها را برای سیامک انصاری تعریف کردم خیلی خوشش آمد. همان‌جا گفتم که حتما یک روز اینها را بازی می‌کنم. در حقیقت از سه آدم مختلف برداشت شد. البته این را هم باید بگویم در بعضی از نقش‌ها و خیلی از قصه‌ها نمی‌شود کاراکتر را با نوع بازی آن شناخت و دیالوگ‌ها آن نقش را معرفی می‌کند.



• من از همان اول‌که وارد کار بازیگری شدم به طول نقش و یک بودن آن فکر نکردم. دوست داشتم هر کاری که می‌کنم درست انجام شود. من چنین وسواس‌ و طرز تفکری در مورد نقش را در تئاتر به‌دست آوردم. مدت زمان طولانی تئاتر خیابانی کار می‌کردم. در خرابه‌ها‌ برای بچه‌هایی نمایش اجرا می‌کردیم که حتی تلویزیون نداشتند. در آنجا هم ‌ باید نقش‌هایمان را به نحو احسن بازی می‌کردیم. برای اینکه بچه‌ها تنها چیزی که می‌دیدند، نمایشی بود که ما اجرا می‌کردیم. شاید این ماجرا هنوز درون من مانده. در حقیقت ما نمایش را برای مردمی اجرا می‌کردیم که ما را انتخاب نمی‌کردند و ما با بازی که داشتیم باید کاری می‌کردیم تا بدون اینکه انتخاب شویم، با ما ارتباط برقرار کنند.

• من کاراکتر پیرمرد را قبل از اینکه نویسنده‌ها بنویسند، در آورده بودم. برای اینکه آقای مدیری قبل از اینکه نویسنده‌ها متن را بنویسند، به من و هادی گفت که باید نقش پیرمرد را بازی کنید ما برای آنها کاراکتر را ساختیم و آقای مدیری این تیپ‌ها را دیدند. بعد به نویسنده‌ها جزئیات نقش‌ها را گفتیم. بعضی دیالوگ‌ها هم بداهه بود مثل آن صحنه سرکار گذاشتن مستشار که گفتم «بچه‌های تهران گفتن سرکوچه وانستین، ضایع است. نمی‌دونم معنی ضایع چیه» اما کاری مانند مثل هیچ‌کس این شکل نبود. البته باز هم در مثل هیچ‌کس کمی شکل کار فرق داشت چون ‌می‌توانستم وجوه شخصیتی مختلفی را نشان دهم.

• پیمان قاسم‌خانی من را به آقای مدیری پیشنهاد کرد. فکر می‌کنم یک تئاتر دیده بود یا راجع‌به‌اش حرف زده بودیم که این اتفاق‌ها افتاد. بعد از آن چهار پیرمرد برای  مدیری بازی کردم .مردهزارچهره ،باغ وگنج مظفر و ماهواره هاکه این دوتا آخری  هنوزپخش نشده. در حقیقت این پنجمین پیرمردی بود که در کارهای ایشان بازی کردم.



• نکته‌ای که وجود دارد این است که در کار آقای مدیری فرصت کم است چون تمام دوستان، بازیگرانی هستند که برای خودشان استادانی هستند و باید گلیم خود را از آب بیرون بکشند. برای همین ما قبل از اینکه سر صحنه برویم به کارمان فکر می‌کردیم. من و هادی (باباشاه) هم با هم حرف می‌زدیم اما کاراکترهایمان را با هم در نیاوردیم و خوشبختانه با اینکه آقای مدیری اصرار داشت که گریم‌هایمان شبیه به هم باشد، شخصیت‌هایمان شبیه به هم نشد.

• کار نزدیک به 40 قسمتش گرفته شده و ما حالا هرچیزی را که بازی کرده‌ایم، رفته است دیگر. ‌ باید ببینیم که برای بقیه‌اش چه کار می‌شود کرد. من دوست داشتم ‌ این کاراکتر در قصه تاثیر بگذارد و برای خودش قصه داشته باشد که البته تا الان پیش نیامده. اما با نویسنده‌ها که صحبت می‌کردم می‌گفتند شاید این اتفاق هم افتاد ولی تا قسمت 35 را آماده داریم و هر چیزی که می‌بینید قبل از پخش سریال گرفته شده و نظرات مردم تاثیری رویش نداشته است.

• ماجرای عینک هم جالب بود. چون تا قبل از اینکه سکانس را بگیریم من عینک را ندیده بودم و از قصه هم خبر نداشتم. متن را گرفتم و خواندم. و بعد وسط فیلم‌برداری که عینک را دادند و من به چشمانم گذاشتم، همان‌جا بازی با آن هم شکل گرفت. من سعی می‌کنم که از عکس‌العمل آدم‌هایی که در همان‌جا و همان لحظه که فیلم‌برداری می‌کنیم و کار را می‌بینند، استفاده کنم. مطمئنم که در قسمت‌های جدید که به زودی فیلم‌برداری‌اش را شروع خواهیم کرد، نکات جدید دیگری‌ در بازی‌ام رو خواهم کرد.

• این شب‌ها نمایش قاتل بی‌رحم هسه کارلسون را هم بازی می کنم.من تئاتر را دوست دارم و سعی می‌کنم خودم را وفق دهم. نقشم هم در این نمایش نقش یک پسر 14-13 ساله است. درواقع من شخصیتی هستم که زندگی هسه کارلسون را به هم می‌ریزم.

• ما خیلی دوست داشتیم که کارگردان (مسعود رایگان) بالای سر کار باشد اما ایشان هم سر فیلم‌برداری‌اند و مجبورند. در غیاب ایشان خانم تیموریان ‌ سر کار هستند و به عنوان مشاور کارگردان بر کار نظاره دارند. انگار که خود ایشان کار را می‌بینند.

توزيع «قهوه تلخ» متوقف شد


فارس: توزيع سري جديد مجموعه «قهوه تلخ» به كارگرداني «مهران مديري» با ورود به ماه محرم متوقف شد.

توزيع سري جديد مجموعه قهوه تلخ به احترام رسيدن ماه محرم متوقف شد و سري يازدهم اين مجموعه كه قسمت هاي 30، 31 و 32 سريال را تشكيل مي دهد، پس از دهه اول محرم توزيع مي شود.

بنابراين گزارش، ساخت اين مجموعه با 34 بازيگر اصلي و گروهي شامل 200 نفر و با پيش توليد حدود 5 ماه براي طراحي و ساخت دكور و همچنين طراحي و دوخت لباس، از مهرماه سال 88 آغاز شده و حدود 6 ماه ديگر ادامه خواهد داشت.

سريال «قهوه تلخ» از 23 شهريورماه و با برنامه هر هفته 3 قسمت در يك بسته، از طريق فروشگاه‌هاي معتبر سراسر كشور عرضه مي‌شود.

داستان آشنایی زوج دوست داشتنی سینما

ادامه نوشته

ناگفته‌هایی از نمایش چهره‌ حخضرت ابوالفضل(ع) درمختارنامه

ادامه نوشته

نخستين روزهاي تحقيق درباره قتل همسر ناصر محمدخاني چگونه گذشت | مردي از گناوه؛ نقش اول خبرسازترين قتل

ادامه نوشته

هیچوقت زود قضاوت نکن

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید...

که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ...

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

چنددرصد تهرانی‌ها در تهران به دنیا آمده‌اند؟

وی تصریح کرد: آمارگیری از 374 محل تهران به دلیل هزینه و وقت زیادی که نیاز داشت برایمان امکانپذیر نبود به همین دلیل محلات تهران را بر اساس 3 شاخصه سواد، وضعیت اقتصادی و مهاجرت در 10 خوشه قرار داده و از هر خوشه بر اساس آمار نفرات آن نمونه‌های را انتخاب کردیم.
63درصد تهرانی‌ها در تهران به دنیا آمده‌اند، 10 درصد تهرانی‌ها به یکی از زبانهای رایج دنیا صحبت می کنند و هر تهرانی در شبانه روز به طور میانگین 4 ساعت و 42 دقیقه اوقات فراغت دارد.

به گزارش فارس، احمد مسجد جامعی در دهمین نشست "بررسی طرح پژوهشی بررسی و مطالعه میزان مصرف کالا و خدمات فرهنگی در شهر تهران "، 2 سال پیش در شورای شهر تهران سند بسیار مهمی را تصویب کردیم که بر اساس آن مقرر شد کارهای پژوهشی پایه در سطح تهران انجام شود.

وی با بیان اینکه این طرح‌ها در گذشته نیز انجام شده بود، افزود: یکی از تحقیقاتی که در این راستا تصویب و اجرا شد طرح "بررسی و مطالعه میزان مصرف کالا و خدمات فرهنگی در شهر تهران است ".

به اعتقاد رئیس ستاد هماهنگی شورا‌یاری‌های شورای اسلامی شهر تهران این دسته از تحقیقات می‌تواند در حوزه برنامه ریزی و نظارت بهتر بر مدیریت شهری کمک‌های ویژه‌‌ای به شورایاران کند.

در ادامه این نشست سعید معید‌فر، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مجری طرح "بررسی و مطالعه میزان مصرف کالا و خدمات فرهنگی در شهر تهران " اظهار داشت " جامعه آماری استفاده شده در تهران 5 هزار نفر است؛ این جامعه یکی از بزرگترین جوامع تحقیقی کشور محسوب شده و آمار قابل قبول و قابل استنادی در اختیار مسئولان قرار می‌دهد.

وی تصریح کرد: آمارگیری از 374 محل تهران به دلیل هزینه و وقت زیادی که نیاز داشت برایمان امکانپذیر نبود به همین دلیل محلات تهران را بر اساس 3 شاخصه سواد، وضعیت اقتصادی و مهاجرت در 10 خوشه قرار داده و از هر خوشه بر اساس آمار نفرات آن نمونه‌های را انتخاب کردیم.

معیدفر‌ درباره سابقه این طرح نیز گفت: نخستین بار این طرح به صورت موردی سال 74 در 4 شهر همدان، اراک، بوشهر و اهواز اجرا شد. بعد از آن مصوب شد هر چند سال یکبار این طرح اجرا شود و سال 77 در 28 استان کشور به اجرا درآمد. 2 سال بعد نیز مصوب شد که این طرح در روستاهای کشور نیز اجرایی شود.

به اعتقاد این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران طرح‌های از این دست در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی شاه کلید مسئولان خواهد بود و کالاهای فرهنگی مورد نیاز مردم را به مسئولان معرفی خواهد کرد.

وی تاکید کرد: نتایج این تحقیق علاوه بر اینکه فعالیت‌های فرهنگی را جهت دهی می‌کند هزینه‌های مراکز فرهنگی را نیز کاهش خواهد داد.

در این پژوهش که به سفارش معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران اجرا شده مواردی مانند اوقات فراغت، وضعیت مطالعه کتاب، وضعیت نشریات، وضعیت استفاده از رادیو و تلویزیون، میزان استفاده از یارانه، تلفن همراه، اینترنت، فعالیت‌های فرهنگی ورزشی و بازی تهرانی‌ها بررسی شده است.

استاد دانشگاه جامعه شناسی تهران به اطلاعات به دست آمده از این طرح اشاره کرد و افزود: به عنوان مثال ما از این طرح متوجه شدیم که 98 درصد تهرانی‌ها زبان فارسی را می‌فهمند و کمتر از 2 درصد ساکنان تهران فارسی را متوجه نمی‌شوند، 13 درصد تهرانی‌ها یکی از زبان‌های لاتین را می‌فهمند و 10درصد تهرانی ها قادرند به یکی از زبان‌های دنیا صحبت کنند، 67درصد تهرانی‌ها فارس هستند، 63 درصد از تهرانی‌‌ها در تهران به دنیا آمده‌اند و 13 درصد تهرانی‌ها بیش از 13 سال است که در محل خود ساکن هستند.

وی ادامه داد: همچنین متوجه شدیم یک تهرانی در طول شبانه روز به طول میانگین 4 ساعت و 42 دقیقه اوقات فراغت دارد و این زمان در آخر هفته به 8 ساعت و 17 دقیقه افزایش می‌یابد و این بدین معنا است که متولیان فرهنگی ما باید برای این زمان برنامه ریزی‌های خاص داشته باشند.

به گفته معید فر، بررسی وضعیت مطالعه در تهران به ما نشان می‌دهد که 65 درصد تهرانی‌ها کتاب می‌خوانند و 42 درصد کتاب نمی‌خوانند که در این میان 13 درصد کتاب‌های خود را از دوستان و 10 درصد از محل تحصیل، 5 درصد از کتابخانه‌های عمومی و 4 درصد از کتابخانه‌های محل تهیه می‌کنند.

این ارقام نشان می‌دهد که برای افزایش سرانه مطالعه در تهران به جای تأسیس کتابخانه‌های عمومی و محلی که بسیار هزینه بر هستند بهتر است به غنی شدن کتابخانه‌های مدارس کنیم

بلندترین ساختمان جهان از نماي بالا (+عكس)



برج خلیفه با ۸۲۸ متر ارتفاع و ۱۶۰ طبقه در دبی بلندترین ساختمان دنیا محسوب میشود. دیدن این بنای عظیم از نگاه با کیفیت ترین ماهواره تجاری جهان خالی از لطف نیست. این تصویر توسط GeoEye1 ماهواره گوگل گرفته شده که در حال حاضر بالاترین رزولیشن را در بین تمام ماهواره های تجاری دارد. ‏

‏شکل ظاهری این برج از بالا با آن سایه بلند اش شبیه یک بنای عجیب و در عین حال جالب شده است. تمام این مشخصات سبب شده که این برج شهرت زیادی برای خودش دست و پا کند. جالب است بدانید فیلم جدید ماموریت غیر ممکن ۴ در حال حاضر در دبی در حال فیلم برداری است و از این برج هم برای بخشی از صحنه های فیلم استفاده میشود. می توانید تام کروز را بر نوک این برج و در حال پرش از بالایش ببینید! ‏