
رضا جوان شرور و سرکشی بود که در نوجوانی وارد فوج سوادکوهی شد. قدرت دسیسه او را از مقام نگهبانی خانه عبدالحسین میرزا فرمانفرما در کرمانشاه به شاهنشاهی ایران رساند... 
رسیدن به جایگاهی همچون نگهبان در سفارتخانه هلند در تهران موفقیت بزرگی در زندگی رضاخان میرپنج به حساب می آمد... 
در سال 1288ش، رضاخان همراه با سواران بختياري و ارامنه براي سرکوب شورشها و قيامهاي محلي به زنجان، اردبيل و... اعزام ميشود و در جنگ با قواي ارشدالدوله از خود رشادتها نشان ميدهد. 
رضاخان سپس با درجه ياوري به فرماندهي دسته تيرانداز و نهايتاً در سال 1297ش به فرماندهي آترياد همدان منصوب ميگردد. 
وي در سال 1299 براي سركوبي قيام ميرزا كوچك خان جنگلي به گيلان اعزام ميگردد. 
با خروج قواي روسيه از ايران، دولت انگليس براي كنترل اوضاع و جامه عمل پوشاندن به مطامع خود اقدام به پيريزي كودتاي نظامي مينمايد. یکی از کسانی که می تواند به کودتا کمک کند، رضاخان است. 
بریتانیا با هماهنگی ژنرال آيرونسايد (فرمانده قواي انگليسي در ايران)، اردشير جي، رضاخان (فرمانده آتریاد همدان) و سيدضياءالدين طباطبايي، كودتایی در روز سوم اسفند سال 1299ش به پا میکند و تهران به دست آتریاد همدان فتح میشود. اموال دولتیان به نفع نظامیان مصادر می گردد. 
احمدشاه و محمدحسن ميرزا (وليعهد) به كاخ فرحآباد ميگريزند و فتحالله خان سپهدار رشتي (نخستوزير) به سفارت انگليس پناهنده ميشود. سرانجام رضاخان با صدور فرمان احمدشاه به فرماندهي ديويزيون قزاق و وزارت جنگ و سيدضياءالدين طباطبايي به نخستوزيري منصوب ميگردد. 
رضاخان احمدشاه را از ایران تبعید میکند و ادعای جمهوریخواهی میکند و میگوید که ایران هم باید مثل بقیه دنیا پیشرفت کند... عدهای مانند میرزاده عشقی که از دروغ بودن وعده جمهوری مطلع هستند، به دستور رضاخان سردارسپه به قتل میرسند. 
نمایندگان مجلس با فشارهای سردارسپه در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحدهای را مطرح می کنند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شده و حکومت موقت بهرضاخان پهلوی سپرده می شود تا مجلس مؤسسان "تعیین تکلیف حکومت قطعی" را معلوم کنند. رضاخان به زودی برای تاجگذاری روانه مجلس خواهد شد. 
سپس با تشکیل مجلس موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به رضا پهلوی واگذار شده و مراسم تاجگذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام میشود. 
رضاخان علاقه بسیاری به "مصطفی کمال آتاتورک" رهبر ترکیه جدید داشت و بسیار تلاش میکرد تا اعمال او را تقلید کند. داعیه جمهوری و غوغای کشف حجاب، از درسهایی بود که از "آتاتورک" آموخته بود. 
اصرار عجیب رضاخان به کشف حجاب، مضحک بود. او زنان عشایر را هم مجبور به کشف حجاب کرد و در برابر مقاومت زنان، پاسبانهای دستگاه رضاخانی چادر از سر زنان میکشیدند. 
سلطنت رضاخان بسیار متزلزل بود. پس از حمایت ضمنی رضاخان از آلمان و شکست هیتلر در جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین به خاک ایران وارد شدند و به راحتی مقاومت "ارتش ملی ایران" را شکستند و ایران را فتح کردند. 
تانکهای متفقین به ایران آمدند و مردم ایران منتظر خودنمایی ارتش ملی بودند اما ارتش ملی، هیچ نبود! شمارش معکوس برای پایان سلطنت رضاشاه آغاز شده بود. 
متفقین؛ چرچیل، روزولت و استالین، تصمیم گرفتند پسر شرور کوههای آلاشت را از خانه بیرون بیندازند تا دستنشانده جدیدی جایگزین او شود. 
رضاخان قزاق که دست سرنوشت و بیش از آن، دسایس استعمار او را بیست سال بر جان و مال مردم ایران مستولی کرد، به موریس تبعید شد و پس از آن به ژوهانسبورگ برده شد تا سالهای پایانی عمر خود را در این شهر سپری کند. از شکوه شاهانه چیزی در او باقی نمانده است. 
رضاخان سه سال پس از تبعید در ژوهانسبورگ مرد. جنازه او را به مصر بردند و در آنجا به امانت گذاشتند تا در اردیبهشت ۱۳۲۹ با تشریفات رسمی به حضرت عبدالعظیم منتقل شد و در آرامگاه ویژه او دفن شد. درآستانه انقلاب اسلامی، جنازه وی بار دیگر به همراه جسد پسرش علی رضاپهلوی به مسجدالرفاعی مصر منتقل شد. اندکی پس از پیروزی انقلاب، مقبره رضاشاه، به کلی ویران شد. |